مسئله تعارض دروني و حل آن

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

مسئله تعارض دروني و حل آن

مسئله تعارض دروني و حل آن

در اين مقاله مسئله اينكه چرا تعارض دروني مهم ترين مسئله شما به حساب مي آيد – به همراه سه مرحله براي حل كردن آن را به بحث گذاشته ايم.

افراد عصبي توسط تعارض دروني از درون بهم مي ريزند…هر فرد عصبي، در جنگ با خودش است… ( كارن هورناي)

تعارض دروني يك واژه مبهم است كه افراد در صورتي كه دچار آن باشند، از آن رنج مي برند.

با توجه به فقدان عمومي اطلاعات كاربردي در مورد تعارض دروني، بسياري از افراد بدون درك مفهوم تعارض دروني، سعي در نشان دادن طيف وسيعي از علائم مربوط به آن مي كنند.

دخالت دادن علائم در بررسي ها اغلب به دليل وجود تعارض هاي دروني اصلي شكست مي خورد. در واقع علت، بدون تغيير باقي مانده است.

آنچه در اين نوشتار خواهيد ديد:

تعارض دروني به وضوح تعريف شده است.

مثال هايي از دنياي واقعي در مورد تعارض دروني ارائه شده است.

علائم خطرناك تعارض دروني نشان داده شده است.

دلايل اساسي براي درك تعارض دروني آورده شده است.

به طور اجمالي يك فرايند سه مرحله اي براي برطرف كردن اين موضوع تشريح شده است.

تعارض دروني چيست؟

دو روح، در درون من وجود دارد، كه هر كدام در پي تسلط بر ديگري است ~ يوهان ولفگانگ فون گوته

تعارض دروني در نتيجه دو انگيزه مخالف در درون يك فرد است. اين انگيزه ها ممكن است مبني بر اعتقادات متضاد و يا نيازهاي متضاد فرد باشند.

در اينجا چند نمونه ساده آورده شده است كه معمولا مشكلات قابل توجهي را براي فرد ايجاد نمي كنند، اما به درك تعارض دروني كمك مي كنند:

نياز هاي متضاد

تعارض: شما گرسنه هستند، اما زمان براي خوردن غذا نداريد، به دليل اين كه در حال حاضر قرار ملاقات مهمي داريد. شما با نيازتان به خوردن غذا در مقابل نياز به انجام كارتان در تضاد هستيد.

علائم احتمالي اين تضاد دروني: سرخوردگي، خشم، نااميدي خفيف

درگيري: شما امشب برنامه اي براي گردش داريد، اما كودك تان تنها است و مي گويد كه واقعا مي خواهد امشب با او وقت بگذرانيد. در اين مورد، نيازهاي اجتماعي شما (همراهي، دوستي) در تضاد با نياز هاي خانوادگي تان (نياز به يك پدر و مادر / عضو مسئول خانواده) مي باشد.

علائم احتمالي: سرخوردگي، سردرگمي، خشم، احساس گناه، حسادت ( به كساني كه مسئوليت پرورش كودك را ندارند)

تعارض : شما بايد يك قبض را در اداره محلي پرداخت كنيد، اما اداره در بخش خطرناكي از شهر واقع است. شما با رفتن به آن جا احساس امنيت نمي كنيد. نياز فيزيكي شما (براي آب، گرما يا برق مصرفي ) با نياز براي امنيت شخصي تان در تضاد است.

علائم احتمالي اين تضاد دروني: ترس، سردرگمي، ترديد، نااميدي، درماندگي

نيازهاي متضادي كه در اين مثال ها ذكر شد، مسائل دشواري نيستند. شما مي توانيد آن ها را به سادگي حل و فصل كنيد. وقتي به سمت جايي كه براي ملاقات بايد آن جا برويد در حال حركت هستيد، مي توانيد يك غذاي آماده بخريد و در حين راه رفتن آن را بخوريد. براي كودك خود مي توانيد توضيح دهيد كه به زودي به خانه مي آييد و با اوبازي مي كنيد، و يا حتي مي توانيد برنامه تفريح خود را لغوكنيد. مي توانيد از يكي از دوستانتان بخواهيد براي رفتن به آن اداره جهت پرداخت قبض، شما را همراهي كند.

بسياري از ما سعي مي كنيم كه تعارض دروني را توسط راهي كه با آن بشود هر دو نياز را برطرف كنيم، حل كنيم. در برخي از اوقات اين كار به دليل اين كه نياز ها آگاهانه و درك شده هستند، امكان پذير است. ولي وقتي نياز ها نا آگاهانه باشند و ما آن ها را به درستي نتوانيم تشخيص دهيم، مشكلات اصلي نمايان مي شوند. در ادامه اين موضوع را بررسي مي كنيم.

بياييد نگاهي به اين كه چگونه تعارض دروني از اعتقادات مخالف نشات مي گيرد، بيندازيم.

در اينجا چند مثال از اين كه چگونه باورهاي شخصي ممكن است با يكديگر در تضاد باشند، آورده شده است.

باور هاي متضاد

اعتقاد ۱: شما باور داريد كه بايد براي پيشرفت در شغل خود قاطعانه تر و صريح تر عمل كنيد.

اعتقاد ۲: شما باور داريد كه تمسخر و يا اخراج خواهيد شد و يا اگر تلاش براي اثبات خود كنيد، كسي شما را جدي نخواهد گرفت.

علائم احتمالي : ترس، ترديد، بيزاري از خود، انفعالي شدن، رفتارمنفعل – تهاجمي، خشم، نا اميدي، احساس بيهودگي، بي تفاوتي و يا پوچي دروني

اعتقاد ۱: باور داريد كه ديگران بايد در خانه به شما بيشتر كمك كنند.

اعتقاد۲ : باور داريد كه تمام مسئوليت با خودتان است و نبايد از ديگران گله كنيد.

علائم احتمالي : خشم، نااميدي، احساس قرباني بودن، درماندگي، بيهودگي

اعتقاد ۱: باور داريد كه براي داشتن انرژي بيشتر و جلوگيري از پيامدهاي بهداشتي وخيم در آينده، بايد غذاي سالم بخوريد و به طور مداوم ورزش كنيد.

اعتقاد ۲: باور داريد كه براي اجراي يك برنامه سالم در زندگي، بيش از حد ضعيف و بي انضباط و يا نا شايسته هستيد.

علائم احتمالي: دوره هاي يويو وار رژيم غذايي و يا عمل نكردن به رژيم غذايي، انتقاد از خود، تعويق، سرخوردگي، نااميدي

چرا تعارض دروني مي تواند مهمترين مسئله شما باشد؟

در اين جا سه دليل آورده شده است كه نشان مي دهد چرا تعارض دروني مي تواند مسئله اي كليدي براي تمامي ما باشد:

۱٫ تعارض دروني تا حد زيادي اجتناب ناپذير است. با توجه به نيازها، باورها و ماهيت زندگي به طور كلي، جلوگيري از هر گونه تجربه تعارض مي تواند غير ممكن باشد. شما نمي توانيد زماني كه يك نياز با نياز ديگر در تضاد است، تعارض را كنترل كنيد. اين موضوع چنان رايج است كه اكثر مردم حتي نمي توانند نيازهاي متضاد را تشخيص دهند.

۲٫ ذهن، ماشين ساخت باورها است. تجارب مثبت و منفي كه در زندگي وجود دارد (به خصوص در كودكان)، همراه با اين واقعيت است كه باور هاي مثبت و منفي بدون هيچ گونه تلاش هوشيارانه و يا آگاهي شكل مي گيرند.

۳٫ مهم ترين دليلي كه تعارض دروني را مسئله كليدي شما قرار مي دهد، اثر جسمي و رواني تعارض دروني مزمن و يا استرس مي باشد. همه ما مي توانيم سال هاي سال با تعارض دروني حل نشده زندگي كنيم. علائم رايج اين تعارض هاي حل نشده مي تواند پريشاني مزمن، افسردگي، اضطراب، وحشت، بي خوابي، و بسياري از شرايط مربوط به استرس باشد.

از آن بد تر، ممكن است كه ما نتوانيم به طور آگاهانه ماهيت تعارض دروني را درك كنيم و بنابراين در برابر آن از انجام هر كاري ناتوان مي شويم. به همين دليل بسيار مهم است كه اين موضوع درك شود و روش هاي حل كردن آن مورد توجه قرار بگيرد.

چالش برانگيز ترين جنبه حل تعارض دروني

تعارض هاي يك فرد، نشان دهنده آن چه كه او«واقعا هست» مي باشد.(اريك اريكسون)

به طور معمول، ما از يك جنبه تعارض آگاهي هوشيارانه داريم ولي كل اثرات و علائمي كه داشتن يك تعارض براي ما خواهد داشت را تجربه مي كنيم.

چگونه اين امر امكان پذير است؟

تحقيقات نشان مي دهد بسياري از تصميم هاي ما ناخودآگاه است. هر فرد در طول روز بيش از ۱۰۰۰۰ تصميم مي گيرد. اين تصميمات چند لحظه پس از آن كه گرفته مي شوند، به طور هوشيارانه به آگاهي فرد مي رسند. با توجه به تحقيقات، فرآيندهاي عميق تر تصميم گيري شامل عوامل ناخودآگاه (نيازها و باورها) هستند.

جان ديلن هاينز، يكي از عصب شناسان موسسه مكس پلانك ( كه مطالعات انسان شناسي و علوم مغز در آن جا انجام مي شود-واقع درلايپزيك آلمان)، مي گويد:” ما فكر مي كنيم كه تصميم گيري هاي ما آگاهانه هستند، اما [اين] اطلاعات نشان مي دهد كه آگاهي، قسمت كوچكي از اين فرايند را تشكيل مي دهد.”

برخي مي گويند كه اين موضوع اختياري است. چه اختياري باشد و چه نباشد، در درمان تعارض دروني اهميت دارد.

زماني كه يك تعارض دروني كه آن را درك نمي كنيد، انتخاب هاي شما را تعيين مي كند، مي تواند باعث اين شود كه تمام عمر به خود آسيب بزنيد. براي مثال:

مي دانم كه بايد وزنم را كاهش دهم، اما به دلايلي، هرگز نمي توانم به يك رژيم غذايي پايبند شوم. خيلي نا اميد كننده است!

دليل اين كه شخص نمي تواند به يك رژيم غذايي پايبند باشد، مي تواند با نيازهاي شناخته نشده و متضاد و يا باور هاي شخصي در ارتباط باشد.

مي خواهم كه كسب و كار خودم را راه اندازي كنم، اما دائما آن را به تاخير مي اندازم. افتضاح است!

اين به تعويق انداختن، احتمالا توسط نيازهاي ناخودآگاه و يا باورهاي محدود كننده حاصل مي شود.

من واقعا نياز دارم كه رابطه عاطفي ام را پايان دهم. اين رابطه خيلي ناسالم است. هر دفعه كه سعي به انجام اين كار مي كنم، حالت منفعلانه به من دست مي دهد. خيلي گيج شده ام.

باز هم، مشكل فرد در داشتن انتخابي سالم براي پايان دادن به رابطه، مطمئنا با نيازها وباور هايي كه خارج از آگاهي هستند، در ارتباط است.

شما يك جنبه از آنچه كه مي خواهيد، نياز داريد و يا باور داريد را مي دانيد ولي علائم هر دو جنبه از تعارض دروني را تجربه خواهيد كرد. نياز ها و باور هاي غير آگاهانه شما هنوز بر تصميم شما اثر مي گذارند، حتي اگر به طور آگاهانه چرايي و چگونگي آن را درك نكنيد.

نوعي استرس و يا نا اميدي نتيجه اجتناب ناپذير اين مسئله است. قطعه تكميل نشده اي در اين پازل وجود دارد، كه بدون آن نمي توانيد مسئله را حل كنيد و يا از تكرار الگوهايي مشابه آن در آينده جلوگيري كنيد.

سه گام براي حل كردن تعارض دروني

حل شدن تعارض دروني معمولا با پيمودن چند گام صورت مي پذيرد.در ادامه، مروري كلي بر اين گام ها آورده شده است كه بر اساس تجربه من در درمان افراد مي باشد.

۱٫ آگاهي كامل از تعارض دروني

آگاهي هوشيارانه از هر دو جنبه تعارض دروني چالش انگيز ترين قسمت درمان مي باشد، و اغلب نياز به كمك يك درمانگر و يا مربي دارد كه بتواند به شما در كشف انگيزه هاي ناخودآگاه تان كمك كند.

دشواري در اين است كه: پذيرش قسمتي از تعارض دروني كه در ضمير ناخودآگاه شما وجود دارد ( سركوب شده)، معمولا مشكل است. اين قسمت پنهان اغلب در ارتباط با خاطره هاي ناخوشايند شما است. شما احتمالا از اين كه به ” آنجا برويد”، اجتناب مي كنيد.

اما اين موضوع به طور خود به خودي و بدون افزايش سطح خود آگاهي حل نمي شود، اگرچه ممكن است رنج آور باشد.

هنگامي كه شما به طور كامل از تعارض دروني تان آگاه باشيد، مي توانيد هوشيارانه خود را بفهميد و جملاتي مانند جملات زير را بگوييد:

من مي خواهم كه خوشحال باشم و زندگي طولاني و راضي كننده اي داشته باشم . اما بخشي از وجود من موجب مي شود كه ناراحت بمانم. دليل آن اين است كه باورهاي من باعث مي شود كه احساس بدي در مورد خودم داشته باشم.

من مي خواهم كه نيازهاي خود را بشناسم و به آن ها توجه كنم. اما بخشي از وجود من باور دارد كه تنها هدف من شاد كردن ديگران است و توجه به نيازهاي خودم خودخواهانه است.

من نياز دارم كه انگيزه خود را تقويت كنم و كار خود را به نحو احسن انجام دهم. من خواستار يك مسير شغلي موفقيت آميز هستم و ايمن كه بتوانم درآمد بيشتري بدهست آورم. اما اين باور را هم دارم كه اگر موفق باشم، نمي توانم فشارهاي كاري را تحمل كنم و به من بايد به همه بگويم كه درمورد ريسك كسب وكار جديدم به اندازه كافي مي دانم و خودم را ترفيع دهم كه بتوانم سبك زندگي كه خواهان آن هستم را به وجود بياورم. اما اين باور را هم دارم كه وقتي مردم از كار من با خبر شوند، من را مسخره مي كنند و به من مي گويند كه اين كار را انجام ندهم يا از من دوري مي كنند. وقتي شما به طور كامل از جنبه ناخودآگاه تعارض آگاه مي شويد، مي توانيد براي حل آن اقدام كنيد. تا زماني كه همه ي موارد ناخودآگاهانه درك نكنيم، حل كردن تعارض امكان پذير نمي شود.

۲- در مورد هر دو جنبه تعارض فكر كنيد: حالا مي توانيد كمتر نگران باشيد. تعارض هاي دروني قابل حل هستند.

الان، زمان آن است تا آرام بگيريد. تضاد هاي دروني قابل حل هستند. شما تضاد هاي دروني را نمي توانيد از طريق هجوم بر آن ها و يا با تلاش براي از بين بردن آن بخشي از خودتان كه با آن راحت نيستيد، حل كنيد . ولي اكثر ما سعي مي كنيم كه اين كار را انجام دهيم.

بنابراين اين روند را متوقف كنيد. شما بايد با درك هر دو جنبه ي تعارض، به آن ها توجه كنيد. در اين زمان يك رويكرد منطقي براي مواجه شدن با تعارض به ما كمك مي كند.

با فراموش كردن مشكل، چيزي درست نمي شود. فقط به مقدار كمي از تعارض آگاه باشيد و با هوشياري به هر دو جنبه آن فكر كنيد. با اين كار احساس مي كنيد كه مشكلي در عقايد و نياز هاي تان وجود دارد. در اين حال كمك گرفتن از يك مشاور ارزش زيادي دارد. اين سخت است كه ببينيم ما به چه چيزي باور داريم. گاهي اوقات حتي سخت تر هم مي شود چون بطور باور ما ممكن است به طور كامل به بخش منفي يا دردناك يك تعارض مرتبط باشد. ممكن است باز خورد بيروني و حضور مشاور با تجربه ضروري باشد.

اگر جنبه هاي تعارض دروني را به طور كامل در ذهن خود درك كرده ايد ( كه به خودي خود يك دستاورد بزرگ است ) و واقعا مي خواهيد با آگاهي كامل و بدون عيب جويي در مورد آن فكر كنيد، آن وقت فرآيندي شگفت انگيز جهت بهبود در شما اتفاق مي افتد.

تحقيقات نشان مي دهد زماني كه آگاهانه به چيزهايي كه بالقوه استرس زا هستند فكر مي كنيد، مي توانيد بدون عكس العمل استرس زا به آن ها رسيدگي كنيد. اين پديده حتي در شرايط حاد فيزيكي مانند حبس اكسيژن نيز ثابت شده است.

تحت اين شرايط، ذهن هوشيار شما منابع تعارض را مهار كرده و بطور طبيعي شروع به پيدا كردن راه حل مي كند و ايده هاي جديدي ظاهر مي شوند.

۳- تلاش براي يكي كردن تعارضات دروني و تطبيق دروني

منبع: مقالات كانون مشاوران ايران


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد