به اهدافتان دست يافته ايد اما هنوز هم خوشحال نيستيد؟ 4 نكته براي تحقق اين مهم
در قرن هدف گراي ما، تنظيم اهداف براي عملي كردن آنها اغلب يك محرك نيرومندي است كه موجب پيشرفت شخصي و حرفه اي مي شود.
در اصل، ممكن است اين چيز بدي به نظر نرسد اما مسئله اين است كه چرا وقتي به هدف مورد نظرتان مي رسيد در زندگي شما نمود واقعي ندارد يا هيچ گونه احساسي به شما دست نمي دهد؟ براي مثال تا بحال پيش نيامده كه يك پروژه را به پايان برسانيد اما در يابيد كه هنوز هم كاري براي انجام دادن داريد و تعادل بين كار و زندگي شما بهم خورده و نمي توانيد به هر دو برسيد؟ ديگر اينكه ممكن است احساس براشفتگي كنيد كه ايا من به اين هدف مي رسم يا نه، پيشرفت خواهم كرد يا نه؟ و همين جاست كه در دام اضطراب گرفتار مي شويد با يك احساس توهم و تشويش از اينده.
اين تشويش مأيوس كننده براي خودش اصطلاحي دارد و معمولاً به عنوان سفسطه رسيدن شناخته شده است؛ اين يك دام رواني فكري هست كه افراد با موفقيت هاي بالا به خوبي با ان اشنا هستند.
در اين مقاله ما در مورد سفسطه رسيدن بحث كرده ايم و اينكه چگونه مي توانيد همگام با ان جلو رويد و به قله هاي جديد موفقيت برسيد.
بيشتر بخوانيد: ” target=”_blank”>اعتياد به كار
سفسطه رسيدن: چيست و چگونه است؟
سفسطه رسيدن يك اصطلاح است كه توسط متخصص روانشناسي مثبت نگر بن ـ شار در كتاب راههاي شادتر زيستن وي ارائه شده است و در مورد اعمال مربوط به ايدۀ جريان كار كردن براي رسيدن به هدف است، شما براساس اين انتظار حركت مي كنيد كه واقعاً به هدف مورد نظرتان خواهيد رسيد. محكم ايستادن در برابر هدف آينده موجب تحريك مراكز پاداش مانند اثر آرام سازي شناختي در مغز مي شود. اين احساس پيشرفت، به بخشي از هويت معمولتان تبديل مي شود. شما آنقدر با اين وضعيت جديد از خود سازگار مي شود كه در نهايت دست يابي به هدف نهايي كمتر از انچه انتظار مي رفت برايتان رضايت بخش خواهد بود.
در حالي كه اين فداكاري براي بهبود شخصي مداوم قابل ستايش است اما، مانند قرار داشتن در يك شيب لغزان است. زماني كه ما خيلي به پيامدهاي بعدي نزديك شديم ممكن است به خيال باطل كمال غيرقابل دست يافتني بينديشيم. ما به دنبال اهداف پس از يكديگر هستيم و در اميد چيزي هستيم كه ما را خوشحال كند كه منجر به عدم اعتماد به نفس و عدم احساس كاميابي بسنده مي شود. در عوض، چرخه اي از جستجوي چيزهاي بيروني، دستاورد ها يا اهداف مهم براي تأمين و تكميل ما را شكل مي دهد. همواره اهداف جديدي براي در نظر گرفتن وهله اي كه آنها قبلاً محقق شده اند وجود دارد. ما به سمت كاربرهاي بزرگتر مي رويم، به دنبال دستاوردهاي بزرگتري هستيم، مثلا مايل به از دست دادن پانزده پوند در ازاي به دست آوردن پنج پوند هستيم و روند پيش و پس شدن را پيش مي گيريم.
اما، پس از آنكه به جايي كه فكرش را بارها مي كرديم مي رسيم؛ خوشحال مي شويم، اما در واقع چالش هاي جديدي و مسئوليت در قبال كارها پيش رو قرار مي گيرد. گرفتن يك ارتقاي شغلي به معني ساعات كاري بيشتر است، كسب در امد بيشتر شامل جستجوي فرصت هاي كاري بيشتر است و يا اينكه مثلا كاهش وزن ممكن است موجب ايجاد حسادت در بين همكاران شود يا از طرفي به معناي ساعات شاد كمتر و ناهارهاي تجملي باشد كه در نتيجه استراتژي هاي ارتباطي تان را تغيير مي دهد.
بيشتر بخوانيد: كار شيفتي و عملكرد شناختي
گام هايي براي غلبه بر متداول ترين اشتباه در هدف گزيني
آنچه سفسطه رسيدن به ما ياد مي دهد آن است كه اگرچه، شما ممكن است همواره زندگي تان را مملو از اهداف و پروژه هاي بلند پروازانه كنيد، اما گاهي اوقات رسيدن به اينها لزوماً شادي آور نيست. به نظر مي رسد كه يك مقصد باشد و لاغير بي آنكه آموزنده و عبرت انگيز باشد، يك لذت و خوشحالي ساده را موجب شود، باعث آمدن افراد جديدي در زندگيمان و القاي يك واقعيت در ما شود و يا حتي حس رضايت دروني ما را فراهم كند. اين بدان معنا نيست كه هدف گذاري يا جوانه زدن موفقيت در حيطه حاصي از شغلتان مختوم به نارضايتي و شكست است بلكه بدين معناست كه يك هدف مي تواند خلق روزانه شما را تحت تاثير قرار دهد و حتي شما را ناراحت كند. تلاش در راستاي بهسازي و اصلاح، كاري حياتي و مهم است. مهم نحوۀ عملي كردن آن به روشي سالم است كه موفقيت را تسريع بخشد.
رسالتتان را دوباره كشف كنيد.
آسان است كه در رسيدن به اهداف حرفه اي مانند بانكداري، جيره و مواجب خاصي يا كسب سمت شغلي با اعتبار تلاش زيادي كنيد كه هدف اصلي تان فراموش مي شود. گرفتاري در باتلاق و مشغله هاي مرتبط با وظايف روزمره موجب مي شود كه بينش خود نسبت به چراي بزرگتري كه در ذهن شما چالش ايجاد كرده و موجب حركت شما شده است را از دست دهيد.
بدون هدف شما نردبان موفقيت را با احساس پوچي شديد و ژرف طي مي كنيد. وقتي اين حالت رخ مي دهد زماني از برنامه را به تمركز بر تغيير رسالت قبليتان اختصاص دهيد. يك يا دو روز را به بازسازي اختصاص دهيد و به هيچ جايي نرويد. ممكن است يك پس روي حرفه اي كوچكي را در ذهن خود شبيه سازي كنيد، با پرسيدن سؤالاتي بزرگ مانند “در صورت “يا “چه وقت من احساس سرزندگي زيادي مي كنم؟”.
در سرتاسر اين اكتشاف دروني ممكن است دريابيد كه آن چيز معني داري كه شما در اين مسير پيشرفت و رشد بدست اورده ايد و اثر بيشتري دارد رهبري يك تيم كاري و يا يافتن اعتبار و احترام بيشتر است.
فرآيند را بيش از نتيجه ارج نهيد
در مطالعات متوالي، دانشمندان اجتماعي از جمله دنيل پينك دريافت كه پاداش هاي بيروني و مشوق هاي مالي مرسوم موجب بهبود عملكرد كارمندان نمي شود. آنها ممكن است واقعآ نتيجه عكس بدهند و براي افراد نوآور و مولد راه حل هاي خلاق مشكل ساز باشند. در عوض، تحقيقات نشان مي دهند كه پيشرفت بالا نتيجه انگيزه هاي دروني و ذاتي است از نظر اينكه خواستن چيزي براي حاصل شدن علايق ذاتي، خود شكوفايي و لذت است. انگيزه يك فرد هنگامي كه در پي كامل كردن مهارتش و هنرش است افزايش مي يابد. افراد موفق از فرآيند يادگيري لذت مي برند و امكان ادامه يافتن آن بيش از چارچوب زماني مورد انتظار را در نظر نمي گيرند.
آنها از پيمودن راه براي كسب مهارت و اقتدار استقبال مي كنند و بر رضايت خاطري كه در طي رسيدن به هدف بدست مي اورند تكيه دارند نه صرف رسيدن به نتيجه نهايي.
سعي كنيد طعم رضايت از نزديكي به فروش كلان را بچشيد، ببنيد چه احساسي دارد وقتي خانواده موفقيت شما را ارج مي نهند و يا خودتان نيز رسميت شناخته شدن فزاينده شركت تان درقلمرو صنعت را ارج نهيد.
از يك روند تبعيت كنيد
تعيين اهداف جسورانه اي همچون انتشار يك كتاب يا پرتاب ماهواره مي توانند كاتاليزورهايي خيالي براي تغيير، منظور شوند اما، كافي نيستند. شما ممكن است يك فرآيند را براي عمل كردن بر پايه استحكام و ثابت قدمي بپذيريد. با اين سؤال براي طرح روند روتين تان آغاز كنيد” آيا مي توانم روزانه طوري عمل كنم كه عملم تضمين كننده نتيجه باشد و رو به جلو حركت كنم؟”. اگر شما يك نويسنده بلندپرواز هستيد؛ يك فهرستي از مطالب هفتگي را تهيه كنيد. اگر مدير يك شركت هستيد، رويه هاي عمل استاندارد را براي مؤثر بودن تلاش هايتان به كار ببنديد. مع ذالك، بايد اقداماتي را محيا سازيد كه با گذشت زمان تقويت شما را موجب مي شوند.
متغير بودن موفقيت را آويزه گوشتان كنيد.
معيارهاي موفقيت را درك كنيد خواه مرتبط با شغل، برازندگي و عشق باشد خواه هر چيز ديگري؛ همه پويا و در حال تغيير هستند. همواره پله بالاتري در نردبان وجود دارد و اهدافتان با گذشت زمان تغيير مي يابند. شغل دلخواهتان در 20 سالگي ممكن است متناسب با كار و زندگي شما در آن زمان باشد و در 35 سالگي كم رنگ شود. به جاي تجويز كيلومتر شمار براي مسير زندگي تان، جامعه به شما تحميل مي كند كه به سن خاصي يا طبقه مالي خاصي رسيده ايد؛ حال، آزادانه انتخاب كنيد، موفقيت را براساس موقعيتتان تعريف كنيد و فرصت هاي زيادي را براي مواجهه بر يك محور اساسي پذيرا باشيد. به جاي يافتن دوايي براي همه دردها، بهتر است زندگي را مانند بنايي ببينيم كه سنگ بناي معيوبي دارد اما در عين حال نماي شگفت انگيز و خوش رنگ و لعابي دارد؛ به عبارتي با ديدي انتقادي به آن بنگريم. شكوه و عظمت از سال ها آرد آسياب كردن، تلاش و بسياري از اتفاقات ديگر و در نهايت بر اساس يك هدف خاصي به وجود مي آيد.
منبع:ساينس ديلي
برچسب ها: ارزش فرايند ,اهداف جسورانه ,رضايت دروني ,متغير بودن موفقيت ,موفقيت سالم ,هدف گذاري ,واقع بيني در اهداف ,پيشرفت يا شكست ,
۱۷:۵۵
- ۴۱ بازديد
- ۰ نظر