مفهوم تنظيم خانواده

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

مفهوم تنظيم خانواده

 

 

مفهوم تنظيم خانواده به معناي كنترل و جلوگيري از  افزايش روند زاد و ولد است. رشد جمعيت در دهه هاي اخير و نياز به امكانات بهداشتي ،  توجه جوامع و سازمان ها را به اين مساله جلب كرده است تنظيم خانواده  همانطور كه از اصطلاحش پيداست بايد با توجه به امكانات لازم ،  براي رشد اعضاي خانواده برنامه ريزي شود دراين راستا نيز دولت بايد امكانات مناسبي را در اختيار خانواده ها قرار دهد تا زمينه رشد و تعادل را فراهم كنند.

رشد جمعيت در دهه‌هاي گذشته, برخورداري از امكانات بهداشتي و غيره, جوامع و سازمانهاي مختلف را به توجيه و ترويج اين امر وا داشته است. ليكن حقيقت تلخي كه اخيراً گريبان‌گير بسياري از كشورهاي توسعه يافته گرديده, تقليل و سير معكوسي است كه در زاد و ولد جوامع صورت مي‌پذيرد و عواقبي كه به تبع اين مشكل دولتمردان را به چاره‌سازي و توسل به توجيهات لازم فرا مي‌خواند.

در كشورهاي جهان سوم هنوز روي مسأله «كنترل مواليد» بشدت تبليغ و برنامه ريزي و فرهنگ سازي مي‌شود. سؤال واقعي اين است كه چگونه بايد در اين قضيه به حد تعديل فراي از افراط و تفريط رسيد. مقاله حاضر مي‌كوشد اين مسأله را از ابعاد مختلف مورد ارزيابي قرار دهد؛ بويژه كه در انديشه ديني مسأله تنظيم خانواده فقط از بعد ظاهري آن مورد توجه قرار نمي‌‌گيرد؛ بلكه از آن جهت كه شاكله ارزشهاي معنوي و شخصيت حقيقي افراد حاصل توجه به تعادل و حاكميت سامان‌گيري و سامان‌پذيري و تنظيم واقعي خانواده است. بر اين اساس, پردازش موضوع امري ضروري است.

خانواده, واحد بنيادين جامعه و كانون اصلي رشد و تعالي انسان است و توافق عقيدتي و آرماني در تشكيل و تنظيم خانواده زمينه‌ساز اصلي حركت تكاملي و رشد يابنده انسان است؛ از اين رو, فراهم كردن امكانات جهت نيل به اين مقصود از وظايف حكومت اسلامي است.

از سوي ديگر خانواده پايگاه طبيعي حفظ سنتهاي ملي, مذهبي و نگاهبان تمدن قومي و بهترين شيوه علمي ايجاد و تربيت كودكان است و جامعه بايد از آن حمايت كند. حمايت و تربيت كودكان بعنوان تكليف پدر و مادر در صورتي قابل اجرا و مفيد است كه اين دو اتحادي با دوام داشته باشند و رشته‌اي استوار پيوند ميان همسران را تضمين كند.مفهوم تنظيم خانواده

 

اسلام تا جايي به خانواده اهميت داده است كه در قوانين شريعت, تعادل بين روابط و حتي تعداد اعضاي خانواده, ويژگي‌هاي ارتباطات تربيتي, وراثتي و اجتماعي و فرهنگي را مورد توجه قرار داده است. اين مورد در سور متعدد بقره, نساء, نور, طلاق و آيات فراوان قرآن ذكر شده است. همه اينها براي حفظ كانون گرم خانواده است. در آيه‌اي از قرآن بحث تكثير و توالد و حفظ تقوا نه تنها به اهل ايمان بلكه به همه اقشار توجه داده شده است؛ «يا ايها الناس اتّقوا ربكم الذي خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بثّ منها رجالاً كثيراً و نساء فاتقوا الله الذي تساءلون به و الارحام …» (نساء, ۱).

ابتداي آيه در مورد تكثير ولد است و تقوي در خصوص خانواده, هم در ابتداي آيه و هم در آخر آيه مورد تأكيد واقع شده است. جايگاه ارحام و ازدياد آن و تكثير نسل در زمره موارد تبيين اين آيه است. دين مبين اسلام كه به همه ابعاد وجودي انسان توجه دارد و براي هر كدام برنامه‌هايي تدوين نموده, در آيات و احاديث متعددي به تقدس بنيان ازدواج پرداخته و راهنمايي‌هاي ارزنده جهت حفظ و تداوم و استحكام آن ارائه داده است. واقعيت اين است كه خوشبختي را فقط در زندگي خانوادگي بايد جستجو كرد.

دغدغه ديگر اين است كه زمين براي بندگان صالح است و بايد نسل صالح و سالم    را به جوامع ارائـه دهيم. طبق ايـن آيه هدف از تشكيـل خانواده شاكلـه يك نسل صالح را آغازيدن است و مي‌توان اهداف آن را، ۱- استحكام نظام خانواده بر اساس ارتباط درست ميان افراد آن و سلامت اجتماعات بشري؛ ۲- توالد و تناسل بر اساس نسل سالم كه اين امر در گرو بهداشت روان و انديشه و نيز سلامت جسم است تا كمالي كه در انسان است در شاكله مناسب خانواده صحيح شكل گيرد؛ ۳ـ اقتدا به شيوه انسان‌هاي شايسته؛ ۴ـ حفظ عفت و پاكدامني؛ ۵ـ قوام بخشي به دوستي، محبت و عشق؛ ۶ـ بهداشت معنوي، سلامت، بهداشت در بعد جسماني و مادي افراد در خانواده.

 

خانواده در انديشه حقوقي

حقوق نيز در بخش خانواده چندان در قلمرو نفوذ اخلاق و مذهب است كه گفته    مي‌شود نقش دولت محدود به تضمين قواعد اخلاقي حاكم بر خانواده است و قانون‌گذار در وضع قواعد آن آزادي ندارد و هدف حقوق اسلامي كه منشعب از فقه غني اسلام است حفظ مصلحت خانواده و فرزندان است و مي‌خواهد اين كانون عاطفي و تربيتي را از گزند خودخواهي‌ها مصون دارد, هر چند به بهاي كاستن از آزادي‌هاي فردي باشد؛ زيرا خانواده واحد بنيادين جامعه اسلامي است و هدف قوانين پاسداري از قداست آن و استواري روابط خانوادگي است.

طبع خانواده با حقوق و احكام آمرانه آن سازگار نيست و اثر قوانين در ايجاد نظم در خانواده ناچيز است. پس اگر در پي آن باشيم كه سنتها را دور افكنيم و قانون را جايگزين آن سازيم, در واقع خانواده را ميان تهي ساخته‌ايم.

البته نقش حقوق را در تنظيم خانواده نبايد انكار كرد. زيرا كساني هم هستند كه با هيچ منطقي جز زور و اجبار تسليم نمي‌شوند؛ درباره اينان تنها حقوق مي‌تواند حداقلي از نظم و عدالت را مستقر سازد. ولي آنچه گاه از نظر دور مي‌ماند اين است كه آخرين و    ناقص‌ترين حربه را نبايد در اولين گام در مورد خانواده و مسائل آن اعمال نمود.

 

سابقه تاريخي خانواده

انسان براي زيستن و انجام فعاليت‌هايش در اجتماع نياز به محيطي سالم و ابزاري براي رشد و ارتقا دارد, دستورات اسلام و ساير اديان الهي از سوي خداوند عالم حكيم و سرچشمه فياض وحي براي راهنمايي و هدايت بشر و رفع مشكلات او صادر گشته است. انتظار از دين حكم مي‌كند كه مشكلات جامعه را بتوان با استناد به منابع ديني بر طرف نمود؛ يكي از اين موارد, مسأله تنظيم خانواده است.از نظر اصولي و تئوري, اديان گوناگون و مذاهب اسلامي به مسأله ازدواج و تكثير نسل, اهميت بيشتري مي‌دهند و رغبتي به كنترل و پيشگيري ندارند؛ اما اين ادعا كه عقايد ديني مانع تقليل مواليد هستند, سخني دور از واقع بيني و حقيقت است؛ زيرا تأكيد اسلام بر تكثير, نسل صالح و افزايش جمعيتي است كه زمينه‌ساز «اَنّ الارضَ يَرثِها عبادي الصالحون» باشد.

ليكن اگر جامعه‌اي از نظر امكانات مادي و معنوي توانايي دارد انسان‌هايي لايق و مثمر ثمر براي جامعه و مايه فخر و مباهات اسلامي تربيت كند مي‌تواند افزايش نسل را تبليغ نمايد, كارشناسان ناهنجاري‌هاي محيط زيست, آلودگي هوا, ركود آموزش و افت سطح تحصيلي, مشكلات متعدد اقتصادي, كمبود منابع زميني و غذا و … را مشكلات واقعي مي‌دانند كه حيات جوامع انساني را به خطر انداخته است. علما و انديشمندان ديني در خصوص مسأله تنظيم خانواده دو گروه هستند. عده‌اي به پيروي از نظرات كارشناسان اقتصادي جمعيتي و جامعه شناسي با استناد به تعدادي آيات و روايات و مسؤوليت پدر و مادر و اجراي حقوقي كه بر عهده آنهاست, تنظيم خانواده را امروزه امري ضروري مي‌دانند و عده‌اي ديگر از صاحبنظران ديني با آنان مخالفند و با ارائه دلايلي تنظيم خانواده را رد مي‌كنند.

 

 مفهوم تنظيم در لغت و اصطلاح

تنظيم در لغت به معني ترتيب و آراستگي، انتظام و ترتيب دادن است (دهخدا, ۱۳۴۴, ذيل واژه). از مفهوم اصطلاحي بر مي‌آيد كه ما بايد در جهت اعضاء و افراد خانواده مطابق امكانات برنامه‌ريزي كنيم. و براي اين تنظيم فرهنگ‌سازي نيز نماييم. نقش دولت هم اين است كه بايد در حد توان امكاناتي در اختيار خانواده‌ها قرار دهد تا زمينه‌ساز تعادل و رشد مناسب گردد. اصل در انديشه اسلامي, تشكيل خانواده, ايجاد نسل صالح و زاد و ولد است. نسلي كه قابليت عمران و استخلاف در زمين را از سوي كردگار داشته باشد.

مواليد در لغت به معني فرزندان، نبات و حيوانات است (دهخدا، ۱۳۴۴، ذيل واژه). و در اصطلاح توليد و تكثير نسل صالح و كاراست.

كنترل مواليد از دو نگاه متقابل بحث تنظيم و كنترل مواليد در جوامع فعلي از دو جنبه مقابل هم مطرح است. در جوامع به اصطلاح پيشرفته بويژه در دنياي غرب يكي از معضلاتي كه امروزه رخ نموده و دولتها را به فكر جمعيت خود در دهه‌هاي بعد انداخته است كه متأسفانه به سبب افراط در اين ناحيه, بي‌توجهي به كانون خانواده, مسأله كثرت انحلال و طلاق و عدم رغبت به سوي تشكيل آن در سنين جواني و عدم توجيه لازم در زمينه نقش خانواده در ساماندهي شخصيت افراد و جامعه پيش آمده است. توسعه نگرش‌هاي فمينيستي و بي‌رغبتي زنان به مسووليت هاي مادري و همسري, توسعه آزادي جنسي و بي بند و باري و كاهش ميزان ازدواج و مواردي ديگر از اين قبيل دست به دست هم داده و سبب شده بسياري از كشورها كه دهه‌هاي قبل مسأله كنترل مواليد و شعار فرزند كمتر را مطرح مي‌كردند, امروزه جهت‌گيري عكس داشته باشند و افراد جامعه را به تشكيل خانواده و به دنيا آوردن فرزند حتي بطور موقت ترغيب و تشويق نمايند و حتي براي مرداني كه مي‌‌خواهند پدر شوند مرخصي زايمان اختصاص دهند. آمار فزاينده در اخبار روزانه حاكي از نگراني فراوان در اين گونه كشورهاست. و اينكه جمعيت جوان كشورها رو به نقصان و ميزان ميانسالان و يا كهن‌سالان بيشتر از ميزان جمعيت جوان است.

 

مواردي از وضعيت نگران كننده فعلي

۱ـ افزايش۳۰ درصدي ميزان طلاق نسبت به سال۱۹۷۰, كاهش۴۰ درصدي ميزان ازدواج از همان سال و صعود سرسام‌آور ميزان كودكان نامشروع از ۵ درصد در سال ۱۹۴۰ به ۳۳ درصد در حال حاضر.

۲ـ بي‌رغبتي عمومي به فرزندآوري و كـاهش چشمگير رشد جـمعيت و تهديد نيروي كارآمد جوان در آينده بويژه در كشورهاي اروپايي.

۳ـ افزايش تعداد خانوارهاي علاقه‌مندي كه سرپرستي آنها را زنان بر عهده دارند از ۳ ميليون مورد در سال ۱۹۷۰ به ۸ ميليون مورد در حال حاضر.

۴ـ علي رغم افزايش۳۰ درصدي كل جمعيت از ۵/۲۵ ميليون به ۲۵ ميليون كاهش پيدا كرده است تنها حدود نيمي از فرزنداني كه داراي والدين ازدواج كرده هستند با هر دو والدين حقيقي خود زندگي مي‌كنند. بقيه يا با يكي از آنها كه مجدداً ازدواج كرده بسر مي‌برند يا با ناپدري و نامادري زندگي مي‌كنند و خانواده ميدان كارزاري شده است كه در آن والدين بر سر هزينه‌ها‌ي نگهداري از فرزند و حق ملاقات با او به ستيز با يكديگر مي‌پردازند.

۵ـ عبرت‌آميز است كه ۸۷ درصد كساني كه در زندان‌هاي آمريكا بسر مي‌برند يا اصلاً نمي‌دانند پدرشان كيست و يا سال‌هاست كه هيچ‌گونه تماس با پدر خود نداشته‌اند.

همچنين زنان مطلقه به نسبت همتايان متأهل خود بيشتر مستعد پذيرش ديدگاه‌هاي فمينيستي مي‌باشند. بحران خانواده در زندگي اقتصادي نيز بروز و ظهور داشته است. فروپاشي خانواده عامل ايجاد شكاف ميان غني و فقير است. به اين ترتيب كه ثروتمندان اكثراً از خانواده‌هاي با ثبات برمي‌خيزند و فقرا معمولاً محصول خانواده‌هاي داراي سرپرست زن هستند. در زمينه دارا بودن يا ندار بودن, ثروت كمتر از نحوه‌ زندگي خانوادگي دخيل است. بدون هيچ شبهه‌اي فساد خانواده معضل شماره يك اجتماعي در آمريكاست.

با اين حال بسياري منكر اين واقعيت مي‌شوند و استدلال مي‌كنند كه حقوقي كه زنان امروز بدست آورده‌اند, آزاديي را كه قبلاً هرگز نداشته‌اند به آنان داده است. اما فرزندان داراي يك تريبون سياسي نيستند. اين خودخواهي كه مادر يا پدر به دنبال آن هستند, اثر مخربي بر كودكان دارد؛ در عصر لذت آني, كودكان غالباً در محاسبات به فراموشي سپرده مي‌شوند. فرزندان نامشروع كارآيي مدارس را كمتر و خيابان‌ها را ناامن‌تر مي‌سازند. آزادي براي طلاق آسان, اغلب منجر به قطع روابط دوستي و همسايگي مي‌شود و شبح   فروپاشي خانـواده, بي‌مـيلي به تشكـيل خانواده و ترس از ازدواج و بچه‌دار شـدن را دامن مي‌زند (محمدي, ۱۳۸۳, ص۴۵).

 

سابقه تاريخي مسأله تنظيم خانواده

حيات بشر در روي زمين با خلقت آدم ابوالبشر و هبوط او و زندگي مشترك با حوا آغاز شده است. توليد و تكثير نسل از همان زمان شروع شد و تا مدتهاي مديد ادامه يافت, در زمان‌هاي قديم هيچ‌ وقت مشكل جمعيت به حدي نرسيده بود كه انسان را به فكر كنترل آن وادارد. بين منابع بالقوه و بالفعل زمين كه مورد نياز و استفاده بشر بود, و مواهب طبيعي و جمعيت انساني توازن نسبي وجود داشت، و از طرف ديگر, كنترل طبيعي جمعيت با عواملي چون زلزله, سيل, آتش فشان و … وجود داشته است.

 

مسأله كنترل جمعيت يا تنظيم خانواده كه در بسياري از كشورهاي جهان اجرا مي‌شود, يكي از مسائل اجتماعي دو قرن اخير است كه خصوصاً پس از جنگ جهاني دوم بصورت جهاني مطرح شد, اصولاً مسأله تنظيم خانواده مسأله‌اي نيست كه مطلقاً قابل طرد يا قبول باشد؛ بلكه با توجه به شرايط جامعه و هدفهاي آن در زمينه‌هاي مختلف مي‌توان درباره اين موضوع فكر كرده, اظهار نظر نمود.

 

متأسفانه شرايط كنوني زندگي اجتماعي به ويژه كشورهاي در حال رشد و جهان سوم مسائلي را براي مردم پيش آورده و نيازها و خواسته‌هايي را طلب كرده است كه بسيار متفاوت با گذشته مي‌باشد. برخي از اين مسائل مانند توجه بيشتر به تغذيه, بهداشت, درمان و آموزش جنبه مثبت نيازها و خواست‌هاست, اما نكته مهمي كه وجود دارد، گرايش به ضروري دانستن آنها در زندگي فردي و اجتماعي خانواده است كه خواه ناخواه موجب دگرگوني در رفتار و تنظيم برنامه زندگي آنها شده است, در نتيجه شكل زندگي و رفتار مردم نسبت به مسووليت پذيري و داشتن فرزند تغيير يافته است.

 

تنظيم خانواده در قرن ۱۹

در سال ۱۸۷۸ آني بيزانت كتابي تحت عنوان «قانون جمعيت» نوشت كه بر اساس افكار مالتوس تنظيم يافته بود و درباره تنظيم نسل بحث مي‌كرد.

در سال ۱۸۸۵ خانم دكتر ايتاچاكوبس؛ در هلند «جمعيت مالتوس» را تشكيل داد كه هدف آن تنظيم نسل بود؛ در حال حاضر اين جمعيت به فعاليت‌هاي خود ادامه مي‌دهد.

در سال ۱۹۱۱ در آمريكا «ويليام رابينسون» درباره تنظيم نسل و اهميت آن سخنراني كرد و در سال ۱۹۳۱ سرانجام جمعيت‌هاي مختلف تنظيم نسل بهم پيوسته, جمعيت واحدي به نام جمعيت تنظيم نسل را به وجود آوردند. در همين سال در بوداپست, ژنو و پاريس، مركزي به همين منظور تأسيس گرديد (شهبازيان, ۱۳۷۷, ص۶۵). و در سال ۱۹۴۸ زمامداران ژاپن به علت كثرت و افزايش جمعيت، قانون حمايت از خانواده را از تصويب گذراندند و به مردم حق دادند كه به علتهاي اقتصادي يا جسمي از آوردن فرزند جلوگيري كنند (همو). سابقه كنترل جمعيت به نظريه مالتوس بر مي‌گردد. وي در سال ۱۷۹۷ ميلادي كتابي به نام «رساله در اصل جمعيت» منتشر كرد كه پس از آن در سالهاي ۱۸۰۳ تا ۱۸۲۱ ميلادي به صورت مستدل‌تر از چاپ نخستين, پنج‌بار تجديد چاپ گرديد.

با گذشت زمان اين نظريه در جهت جلوگيري از رشد جمعيت تقويت گرديد، زيرا از سال۱۸۳۰ تا سال ۱۹۳۰ يك ميليارد نفر بر جمعيت قبلي جهان افزوده شد و تا سال ۱۹۶۰ يك ميليارد ديگر اضافه گشت و تا سال ۱۹۷۵ يعني در مدت ۱۵ سال جمعيت جهان به چهار ميليارد رسيد (بهشتي، ۱۹۷۳م، ج۱، ص ۲۵۳).

يكي از مشكلات اجتماعي كه جامعه ايران به ويژه طي دو دهه گذشته با آن دست به گريبان بوده، رشد نامتناسب و بي‌رويه جمعيت نسبت به امكانات موجود در جامعه حاكم است.

افزايش چشمگير زاد و ولد از يك سو و عدم توجيه كافي در ناحيه فرهنگ بهره‌وري از مواهب طبيعي و انساني و محدوديت منابع مالي و امكانات رفاهي از سوي ديگر, مشكلات بسياري را هم در قلمرو عمومي, يعني برنامه‌ريزي‌هاي توسعه اقتصادي و فرهنگي و هم در حوزه خصوصي، معيني تنظيم امور خانواده‌هاي ايراني پديد آورده است.

از سوي ديگر در ناحيه تعامل ميان فرهنگها، و به ويژه سلطه‌گري و توسعه فرهنگ غرب و نفوذ فرهنگ بيگانه در ايران مشكلاتي را در راه حركت از سنت به مدرنيزه شدن ايجاد نمود كه تأثيراتي را در خانواده و توالد نيز به دنبال داشت. از طرف ديگر، واقعيتها حاكي از آن است كه اكثريت قريب به اتفاق مردم ايران خواهان آن هستند كه امور اجتماعي خود را به گونه‌اي تنظيم كنند و سامان بخشند كه با قوانين اسلامي و موازين شرعي مغايرت نداشته باشد، آنان اين پايبندي را بخشي از هويت تاريخي و فرهنگي خود مي‌شمارند مسائلي كه در زمينه بهداشت و تنظيم خانواده پيش آمد، شناسايي حكم اسلام در اين زمينه را ضروري نمود و سؤالاتي از اين قبيل مطرح شد، به كار بردن عوامل ضد باروري بخصوص قرصهاي ضد بارداري از نظر اسلامي جايزاست يا نه؟ آيا عقيم كردن پدر يا مادر به وسيله ابزارهاي گوناكون پزشكي جايز است؟ حكم سقط جنين در مراحل گوناگون از نظر اسلام چيست؟ آيا اصولاً فكر كم بچه داشتن بر خلاف آنچه ما از اسلام مي‌دانيم، نيست؟

 

نگاهي به منابع ديني درباره زاد و ولد

رواياتي از پيغمبر اكرم وارد شده است مثلاً آن حضرت فرمود: اكثروا الولد, اُكاثربكم غداً؛ «فرزند زياد بياوريد, من فردا به شما با داشتن امت بزرگ و پرجمعيت بر ديگران مباحات مي‌كنم (الحر العاملي, ۱۴۱۴ه‍, ج۲۱, ص۳۵۸).

ما بايد در فرهنگ ديني, بومي، استقلال و خودباوري فكري, كار كنيم و سرمايه‌ها و توانمندي‌هاي نسل خود را بشناسيم. تنظيم خانواده را مي‌توان نظم و سامان دادن به تعداد اعضاي خانواده در حد امكانات خانواده و جامعه؛ لذا بحث تنظيم و كنترل دو چيز مجزا از يكديگر است بحث از تنظيم, نظم و سامان‌دهي به توالد و تكثير است نه فقط كنترل؛ حال سؤال اين است كه اصل در اسلام كنترل است يا تكثير؟ خداوند در قرآن مي‌فرمايد «و كذلك جعلناكم أمه وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا» (بقره, ۱۴۳).

با توجه به مفاد اين آيه مي‌توان نتيجه گرفت كه تعادل و ثبات و سلامت خانواده را بايد در نظر گرفت اصل اولي در اسلام تكثير نسل و سامان‌دهي به اين تكثير و به نظم در آوردن اعضاي خانواده است؛ بطوري كه تكاملش كامل گردد و نسل صالحي به جامعه ارائه دهد. لذا در تعابير روايي فقط مسأله تكثير بدون دغدغه ديني و تربيتي نيست. قبل از تشكيل خانواده مي‌فرمايد «اختارُوا لنطفكم فَاِنّ العرقَ دساسً» (الحرالعاملي، ۱۴۱۴ه‍، ج ۱۴، ص ۱۰۵). يعني مسأله فرزندآوري و توليد نسل از جايگاه والايي برخوردار است كه تمام مراتب زندگي طرفين را متأثر مي‌نمايد؛ از آن جمله انتخاب همسر و رعايت ارزش مداري زوجين براي تربيت و فرزندآوري صحيح.

آري وقتي كه دو انسان مسلم و متعهد با هم بناي همسري و تشكيل كانون الفت مي‌نهند واحدي پر خير و بركت را در جامعه تشكيل مي‌دهند، در نتيجه خدمات ارزنده‌اي به جامعه مي‌دهند؛ كه يكي از شاخه‌هاي آن پروراندن فرزندان صالح و پاك است لذا درهاي رحمت بسوي خانواده و فرزندان و نسل و محيط اجتماع گشوده مي‌شود (مشكيني، ۱۳۵۹، ص۱۸).

هدف ازدواج در اسلام تكامل روح و جسم و خوشبختي زوجين مي‌باشد و آوردن فرزند براي كامل كردن هر چه بيشتر آنها و سهيم كردن فرزند در اين خوشبختي است (روحاني، ۱۳۵۵، ص۹).

تداوم و استواري خانواده بر فرزند داري بنا شده است؛ زيرا يكي از اهداف زناشويي در تعاليم اسلامي داشتن فرزند است و در احاديث پيامبر و ائمه معصومين عليهم السلام به همين معنا اشاره شده است؛ به گونه‌اي كه از مجموع احاديث، اصلي ثابت را در تعاليم اجتماعي اسلام مي‌توان استنباط كرد.

داشتن نسل از مقاصد ازدواج است و حتي توصيه شده است آدمي براي داشتن نسل دعا كند و آن را از خدا بخواهد، حضرت يعقوب به فرزندش دستور داد زن بگيرد. به اين اميد كه خدا از او نسلي پديد آورد كه زمين را از ذكر خدا گران بار كند.

امام سجاد(ع) فرمود: فرزند خوب چيزي است كه اگر بماند دعاي بعد است. اگر بميرد شفاعت‌گري است كه پيش از پدر و مادر از دنيا رفته است.

در توليد نسل توصيه اين است كه از فقر و ناداني نترسيد و به فرموده رسول خدا(ص) اگر فردي از ترس فقر از بچه دار شدن جلوگيري كند، مورد نفرين است. و نيز فرموده اگر فرزند سقط شود پدر را به بهشت مي‌برد و اگر بميرد، خداي اجرش دهد و اگر بماند براي او پس از مرگ طلب آمرزش كند (قائمي، ۱۳۶۹، ص۶۱). از تمامي اين متون بر مي‌آيد كه در او پس از مرگ طلب آمرزش كند (قائمي، ۱۳۶۹، ص۶۱). از تمامي اين متون بر مي‌آيد كه در كنار امر زاد و ولد مسأله نسل سالم و صالح در انديشه ديني كاملاً مورد توجه است.

 

 تنظيم خانواده در آيات و روايات

در هيچ يك از آيات قرآن مجيد، آيه‌ا‌ي كه مستقيماً با مسأله تنظيم خانواده ارتباط داشته باشد، وجود ندارد و يا آيه‌اي كه به طور قطع جلوگيري از حاملگي را منع كرده باشد، ديده نمي‌شود؛ ولي حكم اجراي مفاد برخي آيات كه براي موضوع ديگري نازل شده‌اند و اجراي مفاد آنها قهراً به نوعي تنظيم خانواده منجر مي‌شود.

خداوند در قرآن مي‌فرمايد و الذين يقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرياتنا قره اعين و اجعلنا للمتقين إماما؛ «پروردگارا ما را از همسران و فرزندانمان آرامش ديدگان عطا كن» (فرقان، ۷۴).

بندگان رحمان در دعاي خود درخواست كنند كه همسران و ذريه‌هايشان قره عيني ايشان باشد تا موفق به طاعت خدا و اجتناب از معصيت او شوند. در نتيجه از عمل صالح آنان چشم ايشان روشن گردد. اين دعا مي‌رساند كه بندگان رحمان اهل حقند و پيروي هواي نفس نمي‌كنند زيرا هر همسر و هر ذريه‌اي را دوست نمي‌دارند بلكه همسر و ذريه‌اي را دوست دارند كه بنده خدا باشند و ما را براي متقين امام قرارده» (طباطبايي، بي تا، ج۱۵،       ص۳۵۴-۳۵۵).

در يك نگرش كلي به روايات مي‌توان گفت هيچ دليلي بر حرمت تنظيم خانواده نداريم و اگر مطلوب بودن زياد اولاد داشتن و تكثير نسل هم ثابت شود اين دليل بر حرمت پيشگيري از بارداري نمي شود و بر فرض كه ادله زياد بچه داشتن را ثابت كند، اما همين اندازه دلالت داشتن به معني الزام و وجوب نيست تا با جايز بودن تنظيم خانواده ناسازگاري داشته باشد.

مرحوم علامه مجلسي در كتاب بحارالانوار بابي را تحت عنوان «باب فضل توسعة العيال و مدح قلة العيال» گشوده است. روايات اين باب را در دو بخش جمع كرده است؛ بخشي مربوط به اهميت وسعت دادن خانواده و بخشي فضيلت كم داشتن عيال و فرزند و بخش دوم رواياتي درباره تشويق به كم بچه داشتن اشاره مي‌كند (مجلسي،۱۳۹۸ه‍، ج۱۰۱، ص۶۹).دين اسلام، بلكه تمامي اديان آسماني پيروان خود را به افزايش جمعيت با ايمان و شايسته به اندازه‌اي كه در توان آنان باشد، فرا مي‌خواند ليكن برنامه‌ريزي، نظم، تدبير، تعادل را جزء اصول زندگي انسان مي‌شمارد.

 

ارزيابي روايات تكثير و كنترل

۱ـ در صحيحه محمد بن مسلم به روايت از امام صادق‌(ع) آمده است، پيامبرخدا(ص) فرمود تزوجوا فإني مكاثر بكم الأمم غداً في يوم القيامه؛ «ازدواج كنيد كه من به سبب زيادي جمعيت شما بر ديگر امتها مباهات مي‌كنم» (الحر العاملي، ۱۴۱۴ه‍، ج۱۴، باب ۱، حديث۲، ص۳).

۲ـ جابر از امام باقر(ع) نقل مي كند كه پيامبرخدا(ص) فرمود ما يمنع المؤمن أن يتخذ اهلاً لعل الله يرزقه نسمة تثقل الارض بلا إله الا الله؛ «چه چيزي انسان مؤمن را از اين باز مي‌‌دارد كه همسري برگيرد، تا شايد خداوند فرزند براي او روزي كند كه زمين را با «لا اله الا الله» آكنده سازد» (همو).

۳ـ از امير مؤمنان علي(ع) در حديث اربعماه نقل شد كه مي‌فرمود ازدواج كنيد، زيرا پيامبرخدا(ص) بارها فرمود من كان يجب ان يتبع سنتي فليتزوج فإن من سنتي التزويج و اطلبوا الولد فإني اكاثر بكم الأمم غداً؛ «هركس دوست دارد كه پيرو سنت من باشد بايد ازدواج كند، زيرا ازدواج سنت من است. در جستجوي فرزند باشيد، زيرا من در فرداي قيامت با جمعيت انبوه‌تان، بر امت‌ها مباحات مي‌كنم».

اصل در مواليد كنترل است يا عدم كنترل؟ و در انديشه اسلامي كدام يك مقدمتر است؟آنچه كه بعنوان اصل و قاعده اوليه در متون روايي است، فرزندآوري و داشتن فرزندان متعدد و تكثير است ليكن اين اطلاقات از مقيداتي برخوردار است كه با در نظر داشتن جامعيت قوانين ديني چه از منظر تربيتي و چه از منظر نظم و سامان‌پذيري و ترسيم گستره حقوق و تكاليف در خانه و خانواده و تأثير و تأثر نظام خانواده در ساختار اجتماعي و بالعكس، توجه به قواعدي كارساز مثل قاعده نفي حرج‌و‌عسر يا قاعده نفي سبيل و سلطه از دنياي كفر بر دنياي اسلام و مواردي از اين قبيل مستلزم آن است كه با نگاه واقع بينانه و دقت عقلاني بيشتر به اين مسأله پرداخته شود؛ هم تعادل جمعيت در دهه‌هاي بعدي، هم حفظ شاكله خانواده بر اساس حضور گرم فرزندان و توجه به قابليتها و استعدادهاي نهفته آنان و برخورداري از امكانات تعليم و تربيت آنان و نيز توجه به مقابله با طرحهاي صهيونيستي در تكثير زاد و ولد در مناطق يهودي نشين، رشد انديشه ولايي و تفكر خاص علوي و حمايت از اصول و مباني فقه جعفري و ترويج انديشه انتظار و ظهور حق و حمايت از نهضت مهدوي همه و همه موضوعاتي است كه در برنامه كنترل مواليد ما را به برنامه‌ريزي دقيقتر، عالمانه‌تر و شايسته‌تر فرا مي‌خواند.

 

روايات و حكم «عزل»

موارد عزل عبارت است از اينكه ۱ـ مادر، انديشه سالم ندارد؛ ۲ـ شرايط خانواده مطلوب نبوده؛ ۳ـ شرط ضمن ازدواج؛ ۴ـ عزل از كنيز.

دليل بر عدم وجوب افزايش نسل، رواياتي است كه درباره جايز بودن «عزل» وارد شده است؛ در اين خصوص فرق نمي‌كند كه «عزل» مشروط به رضايت زن آزاد باشد و يا اينكه شوهر در (آغاز ازدواج) آن را با زن شرط كند. چنان كه در صحيحه محمد بن مسلم از امام باقر و يا امام صادق(ع) نقل شده كه از او درباره عزل پرسيدند. امام(ع) فرمود عزل از كنيز اشكال ندارد. اما از زن آزاده، من اين كار را ناپسند مي‌دانم، مگر آنكه به هنگام ازدواج با وي شرط شود (الحر العاملي، ۱۴۱۴ه‍، باب ۷۶، حديث ۱ ـ ۲، ص۱۰۵).

در صحيحه ديگر از ابوجعفر(ع) نظير اين حديث نقل شده كه در سخنان خود فرمود مگر اينكه زن راضي شود يا اين امر در هنگام ازدواج با وي شرط گردد.

دليل ديگر بر عدم وجوب فرزنددار شدن، رواياتي است كه «عزل» را به گونه‌اي مطلق روا مي‌دانند؛ يعني حتي اگر زن رضايت ندهد و در هنگام ازدواج هم، مرد با وي شرط نكند، در صحيحه محمد بن مسلم چنين است، از ابو عبدالله(ع) درباره عزل پرسيدم،   امـام(ع) فرمود ذاك الي الرجـل يصرفه حيث شاء؛ «آن بـه اختيار مرد است، هر جا كه بخواهد

مي‌تواند آن را صرف كند» (الحر العاملي، ۱۴۱۴ه‍ ، ج ۱۴، باب ۷۵، حديث ۱ـ ۲ـ ۴، ص۱۰۵).

در موثقه محمد بن مسلم از ابوجعفر(ع) آمده كه فرمود: لا بأس بالعزل عن المرأه؛ «عزل اشكالي ندارد» (همو).

با نگاهي ژرف به روايات وارد شده در اين زمينه مي‌توان دريافت كه اين روايات دليل قطعي است كه «كراهت» در صحيحه نخست با روا بودن «فعل» همساز است. همچنين به قرينه همين روايات, هر روايت ديگري كه ظهور در حرمت داشته باشد, بر كراهت حمل خواهد شد.

نتيجه آنكه هر دو گروه روايات, يك سخن را مي‌رسانند عزل در كنيز, هماره روا مي‌باشد و در زن آزاده در صورتي كه وي رضايت دهد يا در آغاز ازدواج با وي شرط شده باشد, رواست. مقتضاي اين دو گروه روايات آن است كه «عزل» جايز است حتي اگر به محروم شدن زن و شوهر از داشتن فرزند بينجامد, زيرا اگر بچه آوردن براي آن دو واجب مي‌بود, بايد براي روا بودن «عزل» در روايات قيدي آورده مي‌شد.

مطلق آمدن جواز عزل, دليل روشني است بر اينكه بچه آوردن واجب نيست تا چه رسد به اينكه افزودن آن واجب باشد.

 

روايات ترغيب بر تكثير

رواياتي كه به ازدياد فرزند تشويق مي‌كند, تنها نشان دهنده آن است كه اين كار, يك كار پسنديده است؛ زيرا موجب مباهات پيامبر(ص) بر ساير امتها و پيامبران مي‌شود و نيز زمين از ذكر تسبيح آكنده مي‌گردد و جهات ديگري كه تنها نيكويي داشتن اولاد را مي‌رساند و نه واجب بودن آن را. در اين صورت, جلوگيري از بچه‌دار شدن جايز است, زيرا چنان كه بيان شد, دليلي بر وجوب آن ندارد, بلكه اقتضاي اطلاق دلايل ياد شده, روا بودن جلوگيري از بچه‌دار شدن مي‌باشد.

جمع بين روايات

اسلام افزايش نسل را اعم از دختر و پسر مورد ستايش قرار داده و مبارك دانسته است.

ولي هنگامي كه انگيزه هاي معقول و ضرورتهاي معتبري در مورد تنظيم نسل وجود داشته باشد, رخصت و اجازه چنين كاري را براي مسلمانان صادر كرده است. دين مبين اسلام به گونه‌اي كلي زناشويي و فرزندآوري و نگهداري فرزند را سفارش مي‌كند؛ ولي آيه‌اي هم فرود نيامده است كه جلوگيري از باروري را منع كرده باشد. در سوره بقره زمان دو سال براي شير دادن مادر به كودكش سخن به ميان مي‌آورد مي‌فرمايد لاتضار والده بولدها…؛ «نبايد مادر در نگهداري فرزند به زيان افتد» (بقره، ۲۳۳)، (نشانگر توجه به بهداشت و سلامتي مادر و توانايي او در بارور شدن و زايمان مي‌باشد و در آنجا مي‌فرمايد….. و نه پدر بيشتر از حد متعارف كودك متضرر شود…) اين آيه توجه به اين نكته دارد كه پدر بايد توانايي لازم براي نگهداري زندگي فرزند را دارا باشد تا اينكه براي پرورش تن و انديشه او زير فشار قرار نگيرد و نيز در همان آيه مي‌فرمايد «و هيچ كس را تكليف جز اندازه طاقت نكنند…» اين آيه توجه به اين نكته دارد كه شمار فرزندان يك خانواده بيش از اندازه توانايي پدر و مادر باشد. اين استدلال راه را براي برنامه‌ريزي خانواده باز مي‌كند و … جز به اندازه «طاقت» بيانگر وضع اقتصادي خانوار است كه با وضع اقتصادي كشور پيوند دارد. بنابراين در اقتصادهاي ناتوان و نابسامان توجه به اين مطلب بايسته است و در گزينش سياستهاي جمعيتي بهتر است كه با توجه بيشتري به اين مسأله بنگريم.

 

نظر علما و فقها درباره عزل

مرحوم شيخ بحراني قائل به جواز عزل است و تنها در صورت عدم رضايت زن آن را مكروه دانسته است (بحراني, ۱۴۱۳ه‍ , ج۲۳, ص۸۸).

محقق حلي از فقهاي بزرگ شيعه در قرن هفتم در اين زمينه مي‌گويد «عزل كردن از زن بي‌اجازه و دستور او حرام است». و در جاي ديگري مي‌فرمايد روا باشد شرط كردن با زن و اگر راضي باشد پس از عقد مي‌تواند عزل كند بي‌دستور و اجازه او و اگر فرزندي به وجود آيد, فرزند از آن مرد است (اگر چه عزل كرده باشد) و در جاي ديگر مي‌فرمايد «روا نباشد نفي كردن فرزند براي عزل» (الحلي, بي تا, ج۱, ص۱۷۲و ۲۳۲-۲۴۵)

آيت الله سيد محمد شيرازي در خصوص عزل مي‌فرمايد «حق عزل مـرد مي‌تواند با به كار بردن پوشش يا ريختن نطفه در برون از زهدان, از بارداري همسر موقت جلوگيري كند». در جاي ديگر مي‌گويد «شاهد گفتار ما اولاً آن كه در زناشويي دائم بدون رضايت زن عزل جايز نيست ولي در متعه جايز است» (شيرازي, بي تا, ص۲۴۳-۲۴۷).

ضرورتهاي كنترل و تنظيم در جوامع فعلي

 

به طور خلاصه مي‌توان علت تأكيد بر كنترل مواليد را چنين بر شمرد:

الف‌ـ گذر از زندگي سنتي به‌ مدرن و تحولات اسلوب زندگي و سختيهاي عارض از ‌آن.

ب ـ تزايد هزينه براي تأمين مايحتاج فرزندان در خانواده.

ج ـ توسعه شهرنشيني و عدم توازن ميان امكانات و افراد در خانه و جامعه.

دـ ممنوعيت اشتغال كودكان در دوران زير سن بلوغ و حذف كار كودكان و نوجوانان در سبكهاي ساده و سنتي آن.

هـ‍ ـ گرايش، توسعه و حاكميت انديشه‌هاي فمينيستي و افكاري كه فرزندآوري را منافي با آزادي‌هاي اجتماعي افراد مي‌شمارد.

و- عدم امكانات دولتها در پاسخگويي به نيازهاي اجتماعي كودكان و جوانان.

ز- اهداف سياسي و قالب سازي آنان در گردونه نظم نوين جهاني.

 

تنظيم خانواده و روش آن

جلوگيري از بچه‌دار شدن و تنظيم خانواده گاه از راه عزل طبيعي؛ گاه با بكارگيري ابزارهاي خاص از طريق ريختن ماده‌اي در داخل رحم كه از تشكيل شدن نطفه جلوگيري مي‌كند.

با استفاده از دارو يا قرص يا آمپول كه موجب مي‌شود تخمك زن يا اسپرم مرد، پذيرش تشكيل نطفه را از دست بدهد؛ قرار دادن ابزاري در داخل رحم يا انجام عمل جراحي كه مانع از ملاقات اسپرم مرد با تخمك زن مي‌شود؛ با انجام عمل جراحي اسپرم مرد يا تخمك زن را از تشكيل نطفه در مرد يا زن خارج مي‌كند و…..

تمام اين صورت‌ها و انواع روش‌هاي ذكر شده كه همگي در جلوگيري از تشكيل نطفه مشتركند، هيچ دليلي بر ممنوع بودن استفاده از آنها وجود ندارد. بلكه اقتضاي ادله روا بودن «عزل»، جايز بودن تمام اين روشهاست؛ از اين لحاظ كه همگي از تشكيل نطفه جلوگيري مي‌كنند. البته برخي از اين روشها، موجب حرمت مي‌شود مانند اينكه مرد، زن را مجبور كند كه يكي از روش‌هاي جلوگيري را به‌ كار گيرد و مجبور كردن زن، تصرف در سلطه ديگري و ستم بر اوست. و در نتيجه بر شخص اجبار كننده حرام است؛ مانند اين كه      در داخل رحم ابزاري كار گذاشته شود يا انجام عمل جراحي توسط غير شوهر صورت گيرد كه موجب نگاه كردن شخص (غير شوهر) به بدن زن است كه حرام مي‌باشد. در صحيحه ابو حمزه ثمالي از ابوجعفر(ع) از امام درباره زني مسلمان پرسيدم كه آسيبي به بدن او مي‌رسد، يا شكستگي يا زخم در عضوي از بدن او كه نگاه كردن بدان جايز نيست، پديد مي‌آيد، آيا مردي كه به معالجه كردن آن بيشتر از زنان مهارت دارد، مي‌تواند به او نگاه كند؟ امام فرمود هرگاه زن نياز ضروري به آن پزشك داشته باشد، او مي‌تواند زن     را درمان كند، در صورتي كه زن بيمار اجازه دهد (الحر‌العاملي، ۱۴۱۴ ه‍، ج۱۴، باب‌۱۳۰، حديث‌۱، ص۱۷۲).

 

عقيم سازي زن يا مرد

هر گاه عمل جراحي سبب عقيم شدن مرد يا زن بطور دائم شود، برخي آن را حرام دانسته‌اند؛ زيرا اين عمل از مصاديق ضرر زدن به نفس به شمار مي‌رود كه از محرمات شرعي است.

سخن پيامبر(ص) كه در موثقه زراره نقل شده است «لا ضرر و لا ضرار» نه ضرر زدن بر خود رواست نه ضرر زدن به ديگران» (همو‍، ج ۱۷، باب۱۳۰، حديث ۱-۳-۴، ص۳۴۰-۳۴۱)، بدون شك مراد از «ضرار» وارد كردن ضرر است؛ از اين رو پيامبر(ص) فرمود يا أراك يا سمرة إلا مضارا إنك رجل مضار و لا ضرر و لا ضرار علي مؤمن؛ «تو اي سمره نمي‌يابم جز اينكه ضرر وارد كني» «تو مردي هستي كه ضرر وارد مي‌كني و شخص با ايمان، نه به خود ضرر وارد مي‌زند و نه به ديگران» (همو).

 

آيا پيشگيري از باردارشدن زن از نظر موازين اسلامي جايز است؟

با بررسي اين روايات مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه مرد مي‌تواند به وسيله عزل از باردار شدن همسرش جلوگيري كند مخصوصاً در برخي روايات. در اين جا بايد نكته‌اي را متذكر شد كه اگر جو خانوادگي چنان است كه مرد بيم آن دارد كه فرزندش داراي مشكلات جسماني، فكري يا رواني باشد، اين كار مستحب است مرد به انجام آن تشويق شود؟ ولي در مورد زن بستگي به اجازه او دارد و در مورد كنيز نه (چنانچه فتواي فقها اين است كه در عروة الوثقي هم مسأله مطرح است و حمل بر كراهت مي‌شود (طباطبايي يزدي، ۱۴۱۲ه‍‍، ج ۲، ص۸۰۹ ).

 

اقدام به از بين بردن نطفه

يكي از محرماتي را كه كراراً در متون آيات و روايات با آن مواجه هستيم حتي در موارد صعوبت اقتصادي صراحتاً قرآن كريم مي‌فرمايد «لا تقتلوا اولادكم خشيه املاق نحن نرزقكم و اياهم» (انعام، ۱۴۹). كه در اين آيه مباركه حرمت قتل نفس روشن و مشهود است و اين قتل از مرحله انعقاد نطفه تا مراحل رشد جنين و طفوليت را شامل مي‌شود.

فقيهان در بحث ديات هم به قصد بيان مقدار ديه اين موضوع را در مراحل مختلف آن، يادآور شده‌اند كه هر يك از زن و شوهر كه جنين را سقط كند، از ديه محروم خواهد شد. از سقط كننده هم به جاني (جنايتكار) تعبير كرده‌اند.

آري، حكم صورت دوم را شيخ صدوق در غسل حيض و نفاس از كتاب «من لا يحضره الفقيه» بيان كرده و گفته است «هرگاه زن يك ماه حيض نشود، درست نيست دارويي بخورد تا حيض شود، زيرا وقتي نطفه در داخل رحم قرار مي‌گيرد به علقه تبديل مي‌شود، سپس به مضغه و آن گاه به آنچه خدا بخواهد و گاه نطفه در غير رحم قرار گيرد، چيزي از آن آفريده نمي‌شود. پس اگر زن يك ماه حيض نشود و روزهاي عادت او سپري شود نبايد دارو بخورد» (الحر العاملي، ۱۴۱۴ه‍، ج۲، باب۳۳، حديث ۱، ص۵۸۲).

در شرحي به نام «روضة المتقين» اين گونه توضيح مي‌دهد: كليني آن را به سند صحيح از امام(ع) نقل كرده است [از سبك گفتار بر مي‌آيد كه منظور امام موسي بن جعفر(ع) است] اين روايت حرمت دارو خوردن را بيان مي‌كند كه به منظور حيض شدن انجام مي‌شود و آن هم در جايي است كه گمان باردار شدن مي‌رود؛ زيرا ظاهر حديث بر آن است كه بند آمدن خون بر اثر باردار شدن باشد و اگر ظهور نداشته باشد، دست كم احتمال آن وجود دارد. در حالي كه سقط بچه حرام و حتي از گناهان كبيره است. از اين رو، بايد راه احتياط را پيش گرفت. در هر حال، رواياتي معتبر هستند كه از آنها حرمت انداختن جنين بر مي‌آيد. از آن جمله است روايت رفاعة بن موسي كه گفت به امام    صادق(ع) عرض كردم كنيز را مي‌خرم و گاهي به سبب فاسد شدن خون يا وجود نوعي باد در داخل رحم، حيض نمي‌شود و او دارو مي‌خورد و از همان روز حيض مي‌شود و آيا اين كار جايز است؟ با آنكه نمي‌دانم بند آمدن خون نشانه بارداري او است يا چيز ديگر؟

امام(ع) فرمود اين كار را نكن. من گفتم مدت يك ماه است كه وي حيض نشده و اگر اين امر بر اثر بارداري باشد، بار او نطفه‌اي خواهد بود، همانند نطفه مردي كه دور ريخته مي‌شود، امام فرمود هرگاه نطفه در داخل رحم بريزد، به علقه تبديل مي‌شود، سپس به مضغه و آن گاه به هر چيزي كه خدا بخواهد و هر گاه نطفه در غير رحم بريزد، از آن چيزي پديد نمي‌آيد.

هر گاه كنيز يك ماه حيض نشود و ايامي كه معمولاً در آن حيض مي‌شده، سپري شود به او نبايد دارو خورانده شود (الحر العاملي، ۱۴۱۴ه‍، ج۲، باب۳۳، حديث ۱، ص۵۸۲).

دلالت اين روايت بر حرمت سقط جنين روشن است؛ زيرا پرسش كننده آشكارا درباره‌ روا بودن انداختن نطفه پرسش كرده و امام(ع) او را باز داشته است. بنابراين نهي در اين جا در عدم جواز صراحت دارد. وانگهي وقتي راوي مورد سؤال را با مني مقايسه مي‌كند كه در بيرون رحم ريخته مي‌شود، امام(ع) پاسخ مي‌دهد كه ميان نطفه و مني تفاوت است و سرانجام، برنهي ازاين كار تأكيد     مي‌كند.افزون بر همه آنچه گفته شد، نكته ديگري است كه دلالت روايت بر حرمت سقط جنين را نشان مي‌دهد. نخست اينكه پرسش درباره احتمال بارداري است و امام(ع) آشكارا از خوردن دوا در جايي كه احتمال بارداري مي‌رود، نهي مي‌كند تا شخص در حرام نيفتد و اين نكته حرمت مؤكد آن را آشكار مي‌سازد. به گونه‌اي كه حتي در مورد شك و احتمال هم بايد احتياط كرد. بالاتر از همه، دنباله حديث است كه به روشني بر حرمت دور ريختن نطفه دلالت دارد. ديگر آنكه گويي روايت فقط به اين توجه دارد كه اين حرمت در گرو خوردن دارويي است كه موجب از بين بردن نطفه مي‌شود كه سر آغاز پيدايش انسان است. در نتيجه اين روايت به طور كلي نگاهي دارد بر حرمت سقط جنين، هر چند اين عمل با رضايت زن و شوهر باشد.هرگاه به دور ريختن نطفه كه سنگ زيرين ساختار انسان است حرام باشد، انداختن جنين در مراحل بعدي نيز حرام خواهد بود و دلالت صحيحه بر اين حرمت روشن است، زيرا ظهور در اين دارد كه انداختن مبدأ آفرينش انسان در هر مرحله كه باشد، حرام است.

منبع: com.مشاوره-خانواده


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد