همانطور كه در مقالات قبلي سايت گفتيم روشي كه با آن با كودكان خود صحبت مي كنيم، تاثير زيادي بر يادگيري و توانايي گوش كردن آنها به حرف هاي ما دارد. در اين مقاله نيز در ادامه مقالات قبلي باقي نكات در زمينه صحبت و گفتگو با كودكان را آورده ايم.
اطلاع دهيد- اگر كودكتان به طور كامل با چيزي يا فعاليتي غوطه ور شده باشد و زمان اين است كه حركت كند و يا آن را تمام كند، چند اخطار قبلي به آنها بدهيد بطوري كه به اين روش عادت كنند. به عنوان مثال “علي، تقريبا زمان رفتن است. لطفا شروع به خداحافظي با بابابزرگ كن”.
از روش گوش كردن با دقت استفاده كنيد- به كودكانتان نشان دهيد كه آنها توجه كامل شما را دريافت مي كنند و شما به حد كافي به گوش دادن به آنها توجه داريد. روزنامه خواندن، جارو كشيدن، و كار با كامپيوتر براي بذل توجه كافي به كودكانتان حواس پرت كننده هستند. اگر شما واقعا نمي توانيد آن لحظه صحبت كنيد، وانمود نكنيد كه در حال گوش دادن هستيد. به آنها قول بدهيد كه هر زماني كه بتوانيد به حرفشان گوش دهيد، حتما اين كار را خواهيد كرد و مطمين شويد كه حتما هم اين كار را انجام مي دهيد. با استفاده از گوش دادن با دقت به آنها، نشان دهيد به آنچه كه مي خواهند بگويند علاقه مند هستيد. اين زماني است كه شما با لغات بيشتري كه ادامه ي مكالمه را تشويق كند، به آنها پاسخ مي دهيد. به عنوان مثال، “به نظر مي رسد كه مي خواستي بگويي..” يا “اين مساله چه احساسي به تو داد؟” يا “منظورت اين است كه…؟”.
براي يك ماكلمه يك به يك زمان اختصاص دهيد- اين به خصوص زماني كه يك فاصله سني زياد با كوكتان وجود دارد، اهميت دارد. گاهي اوقات خواهر برادرهاي بزرگ تر، رفتاري از بالا به پايين با كوكان كوچكتر صحبت مي كنند و گاهي كوچكترها ترجيح مي دهند برادر و خواهر بزرگتر تمامي مكالمه را انجام دهند. مكالمه با خواهرها و برادرهاي بزرگتر گاهي بالاتر از سطح ارتباطي كودكان جوان تر باشد. علاوه بر اين كه خواهر برادرهاي بزرگتر نياز به مكالمات تحريك كننده دارند كه كودكان مي توانند ياد بگيرند و براي اطلاعات بيشتر پرس و جو كنند. بنابراين، تلاش كنيد تا زماني مشابه اين حالت براي مكالمه اي يك به يك ترتيب دهيد بطوري كه بتوانيد در سطح آنها صحبت كنيد و از واژگان مناسب استفاده كنيد. اين ممكن است زماني باشد كه قدم زنان به پارك مي رويد، يك كتاب قبل از خواب مي خوانيد يا در حال رانندگي براي خريد بستني هستيد. نيازي نيست كه يك زمان از پيش تعيين شده باشد، اما استفاده بهينه از فرصت هايي كه رخ مي دهند، بكنيد.
روي چيزهاي كوچك زياد مانور ندهيد- به هر حال، قوانين جدي خود را به اجرا در آوريد، اما سعي كنيد چيزهاي كوچك را بزرگ نكنيد. اغلب اوقات بچه ها در صورتي كه والدين روي يك مساله ي كوچك زياد گير بدهند و راجع به آن حرف بزنند، بجاي گوش دادن از كوره در مي روند. به عنوان مثال، هميشه گفتن اينكه كودكتان هميشه چه كاري را “بايد” انجام دهد، با گوش ناشنوا مواجه خواهد شد. آنها به آنچه كه بايد انجام دهند اصلا با خودشان فكر نمي كنند چرا كه هميشه در حال شنيدن آن چيزي هستند كه بايد انجام دهند. به عنوان مثال، به جاي گفتن “تو بايد به معلمت در مدرسه گوش بدهي وگرنه ياد نمي گيري” سعي كنيد از رويكردي بهره بگيريد كه آنها بتوانند با خودشان به آنچه كه بايستي انجام دهند، فكر كنند. از پرسشي مبتني بر سوالاتي مانند “يادگيري چه چيزي در مدرسه برايت سخت است؟ چرا فكر ميكني كه اين سخت است؟ چه كاري مي تواني در كلاس درس انجام دهي تا از معلم خود بيشتر ياد بگيري؟” با اين رويكرد شما قادر خواهيد بود بحث مرتبط تري داشته باشيد به طوري كه كودكتان مجبور به فكر كردن در رابطه با كيفيت و استراتژي خواهد بود تا بتواند رفتار خود يا مساله ي مورد بحث را بهبود ببخشد. زماني كه نياز به اعمال زور براي قوانين جدي تر داريد كه جاي بحث ندارد، كودكتان احتمالا بهتر گوش دهد.
محتاط باشيد- در رابطه با روشي كه با دوستانتان صحبت كنيد فكر كنيد. بعد در رابطه با روشي كه با كودكتان صحبت مي كنيد، هم فكر كنيد. آيا همان تن صدا و ميزان توجه است؟ اگر بزرگسالان همان ميزان فكر و توجه را كه حين صحبت با ديگر دوستانشان نشان مي دهند، در مورد صحبت با كودكان خود نيز اختصاص دهند، رابطه اي بسيار بهتر با كودكانشان مي توانند داشته باشند.
پذيرش خود را نشان دهيد- زماني كه به كودكتان نشان مي دهيد كه آنها را با تمامي آن چيزي كه هستند علي رغم تفاوت هايشان مي پذيريد و دوست داريد، بيشتر احتمال دارد كه احساسات و مشكلات خود را با شما در ميان بگذارند. آنها خواهند دانست كه با بزرگ شدن و تغيير كردن، شما هر چه كه پيش آيد پشت آنها هستيد. ما مجبور نيستيم كه رفتار نامناسب آنها مانند خشونت و يا آزار را بپذيريم. با اين وجود مي توانيم كودكانمان را همانگونه كه هستند با شخصيت و كاراكتر آنها و علابق فرديشان بپذيريم و دوستشان داشته باشيم. به عنوان مثال، اليور مي گويد :”مامان من از رفتن به تخت خواب مي ترسم”. يك پاسخ براي تشويق مكالمه ي بيشتر مي تواند اينگونه باشد:”اليور مشكلي نيست. من در را باز مي گذارم و بعد لامپ اتاق را خاموش مي كنم. بعدا هم مي آيم و تو را چك مي كنم”. يك پاسخ ضعيف تر مي تواند اينگونه باشد: اليور يك بچه ي زرزرو نباش. تو به حد كافي بزرگ شدي كه از اين مساله نترسي. فقط پسر بچه ها مي ترسند!”.
مزاحم نشويد- سعي كنيد زماني كه كودكتان در حال تعريف يك داستان براي شما است، حرف او را قطع نكنيد. كودكان علاقه ي خود را براي به اشتراك گذاشتن احساساتشان با شما از دست مي دهند اگر شما موضوع بحث را تغيير داده و بخواهيد به آنها درس دهيد. به عنوان مثال، هنري از خانه ي سالي هيجان زده به خانه برميگردد و در رابطه با زمان خوبي كه موقع بازي با سد داشته شروع به تعريف كردن ماجرا براي مادر خود مي كند. مادر او با بي ادبي داستان او را قطع مي كند و شروع به سخنراني براي او در مورد خطرهاي احتمالي بازي در اطراف آب مي كند. هنري داستانش را تمام نمي كند و دفعه ي بعدي كه مي خواهد تجاربش را با مادرش در ميان بگذارد به شك و دو دلي مي افتد. مادر هنري قطعا بايستي قوانين در مورد بازي نزديك آب را يادآوري كند و تاكيد كند كه يك فرد بالغ است اما در يك زمان ديگر و دقيقا زماني كه كودك او داستانش را تمام كرده باشد.
گفتگو با فرزندتان را به يك اولويت تبديل كنيد- ارتباط باز و راحت با كودكانتان اعتماد به نفس، خودباوري، رابطه خوب با ديگران، مشاركت و روابط گرم با شما را در كودك تقويت مي كند. زمان و تلاش لازم براي پرورش مهارت هاي ارتباط و رابطه با صحبت كردن با كودكانتان هر اندازه كه مي توانيد اختصاص دهيد. به ياد داشته باشيد كه صحبت با كودكان يك مسير دو طرفه است. با آنها صحبت كنيد و سپس به آنچه كه آنها مي خواهند بگويند، گوش دهيد. گوش كردن درست به اندازه صحبت كردن اهميت دارد.
مقالات مرتبط را بخوانيد:
منبع:مركزمشاوره ستاره ايرانيان
جمعه ۳۰ فروردین ۹۸
۱۷:۵۴
۱۷:۵۴
- ۳۸ بازديد
- ۰ نظر