مشكل با خانواده

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

مشكل با خانواده

سلام من يه دختر ۲۳ ساله هستم امسال دانشگام تموم ميشه و ليسانس ميگيرم
من به شدت با خانوادم مشكل دارم و به شدت محدودم از اين وضعيت خسته شدم از بچگي بهم ميگفتن الان بچه اي هر وقت بزرگ شدي هر كار ميخواي بكن بعد گفتن هر وقت ۱۸ سالت شد كلي منتظر شدم برسم به سن ۱۸ سالگي همه ي اميدم به اون بود دلم ميخواست مثه همه هم سنام باشم دلم ميخواست با دوستام برم بيرون اما نميذاشتن… ۱۸ سالم شد باز نذاشتن گفتن هر وقت رفتي دانشگاه الان دارم ليسانس ميگرم هنوزم نميتونم يه دانشگاه ميرم هزار بار بهم زنگ ميزنن كه كجايي من ديگه هيچ دوستي ندارم تا دعوامون ميشه بهم ميگن حقته كه هيچ دوستي نداري يه جا ميخوام برام بايد هزار جور جواب پس بدم مجبورم دروغ بگم همش آرزو به دلم مونده مثه بقيه شب برم بيرون اما ميگن مگه خرابي
از بچگي هي ميگفتن از ايران بايد بري اون موقع بچه بودم دلم نميخواست اما حالا كه به اين سن رسيدم ميگم ميخوام برم ميزنن زيره حرفاشون ميگن تو عرضه نداري تو دانشگاهاي خارج درس بخوني تو ميخواي بري اونجا يه سري غلطاي ديگه بكني
من خسته شدم ازين رفتارا ميخوام فرار كنم از دستشون اما نميدونم چجوري
تا يه مخالفت ميكنم باهاشون ميگن همه چيزتو ميگيرين پول تو جيبيتو قطع ميكنيم
من دوست پسر دارم بزرگترين اشتباه عمرم اين بود كه به مادرم گفتم حالا هر چي ميشه هر مخالفتي كه ميكنم تهديد ميكنه كه به بابات ميگم
آرزو به دلم موند مامانم مثله مامانه دوستايي كه داشتم ميبود
هميشه تو مدرسه مسخرم ميكردن بخاطره محدوديتام
همش با اميده اينكه بلاخره يه روز مياد اونكارايي كه ميخوام بكنم بزرگ شدم اما هيچوقت نمياد خسته ام ازين زندگي دلم ميخواد ازين خونه فرار كنم
من يه برادر كوچيك ترم دارم هيچ كدوم ازين كارايي كه با من ميكنن با اون نميكنن اون پسره ۱۶ سالس تا حرفي هم ميزنم ميگن اون پسره خب لعنتيا منم ۲۳ سالمه ديگه بچه نيستم اما همش ميگن اون پسره
احساسه عقده اي بودن ميكنم
خيلي رفتارا و حرفاي ديگه هم هست كه اونا ميكنن و ميگن اما انقدر زياده نميشه نوشت
شما بگين من چي كار كنم؟!؟!!


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد