تا به حال به آينده بعد خود فكر كرده‌ايد؟

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

تا به حال به آينده بعد خود فكر كرده‌ايد؟

  15  

قرار است براي انسان‌هايي در ۲۰۰ سال آينده سه پيام بفرستيد. اين پيام‌ها در جايي نگه‌داري مي‌شود و درست ۲۰۰ سال ديگر مجددا رونمايي خواهد شد. پيام‌هاي شما براي آنها چيست؟

غزل: ما آن‌قدر با هم مهربون بوديم كه نگو… از ما ياد بگيريد!

محبوبه: ‌ما كه هر چي بگيم اين كار رو بكنيد اون كار رو نكنيد شما باز هم كار خودتون رو مي‌كنيد… آخه اين رسم تاريخه… ما هم اشتباه‌هاي گذشتگانمون رو تكرار كرديم ته تهش يه نسل درب و داغون و سرخورده تحويل گرفتيم، ولي شما اين كار رو نكنيد… راستي تو زمان ما آخرين سرعت اينترنتي كه در اختيار كاربر خونگي گذاشته بودن ۵۱۲ است… شما الان با چه سرعتي كانكت مي‌شيد حتما خيلي بالاست نه؟! نيستيد ببينيد چه زجري مي‌كشيم… يا شايد بپرسم تو دنياي شما هم جنگ و خونريزي آن‌قدر زياده؟ نيستيد ببينيد توي دنياي ما چه حمام خوني راه افتاده برادر برادر رو مي‌كشه… هموطن از روي جنازه هموطن رد مي‌شه… واي چقدر پيامم زياد شد… حال دنياي ما خيلي خوب نيست شما مواظب خودتون باشيد.

بابك: بي‌خيال ما گذشتگان، به كار خودتون برسين! كاري نداشته باشين ما چي گفتيم و چي كرديم.

مجتبي: مي‌گويم به عنوان يك انسان اين روزها شرمنده‌ام. به عنوان يك ايراني شرمنده‌ام. من هم يكي از كساني بوده‌ام كه كه هرچند مستقيم نه… غيرمستقيم با مردمان و دولت مرداني زندگي كرده‌ام كه نه تنها از خدايشان بيگانه شده‌اند… نه تنها از طبيعت دور شده‌اند… نه‌تنها خودشان را فراموش كرده‌اند، بلكه با خدا و طبيعت و خودشان و خود خودشان نيز دشمن شده‌اند و كمر به كشتن طبيعت و خودشان نيز بسته‌اند. و با تمام اين ماجراها، حتي از تمام اين بلاها كه به سرشان آمده و به سر جهان آورده‌اند نيز آگاه نيستند. اي مردم ۲۰۰ سال بعد… مرا ببخشيد… ما را ببخشيد… ما اسير بوديم… ما دچار بوديم… نه اشتباه نكنيد. «دچار يعني عاشق» ترجمه اشتباهي بيش نيست. دچار يعني رنج! ما رنج كشيديم… و رنج كشيديم… و رنج كشيديم.

فاطمه: حواستون باشه! نكنه تو زمونه شما هم جان انسان قيمت نان باشه. نكنه انسانيت بيشتر از اين تخفيف بخوره. شما اگه طبيعتي واستون باقي مونده، اون رو مهم‌تر از خونه‌تون بدونيد تو را خدا، اگه هم خيلي چيزي باقي نمونده، از مريخ، زمين چه شكليه؟!

پيمان: زن‌ها هستند و تغيير كرده‌اند يا هنوز دارين عذاب مي‌كشين؟

علي: ‌واقعا كنجكاوم بدونم زمين اصلا ۱۲۰۰ سال ديگه دووم مياره؟

رضا: چرا سه تا؟ يه دونه براشون كافيه: ما اون آدم‌هاي خوار و حقير و توسري خوري كه تو تاريخ نوشته نبوديم؛ شرايط ما رو به خيلي چيزا مجبور كرد؛ خيلي چيزها…

محبوبه: ۱۲۰۰ سال نه كه ۲۰۰ سال.

عسل: ‌تنها يك جمله مي‌نويسم به نقل از شاعر اين روزگار تا بدانند كه: «مردگان اين سال عاشق‌ترين زندگان بوده‌اند…»

ميلاد: آيا هنوز در سرزمين تو مزد گوركن از آزادي انسان افزون‌تر است؟

سحر: نمي‌دونم اصلا تا ۲۰۰سال ديگه موجودي روي زمين هست يا نه؟ ‌ولي اگه بود فقط بهشون مي‌گم: «همديگرو دوست داشته باشين، واقعا و از ته دل به هم عشق بورزين. براي هم ارزش و احترام قائل باشين و دروغ نگين.

سميه: خوش به حالت كه الان زندگي نمي‌كني. بد به حالت كه ديگه نمي‌دوني بوي كباب چيه. خوش به حالت كه اگه دختري مي‌توني دوچرخه سواري كني. يا نصفه شب تو پارك باشي. و خوش‌تر به حالت، چون مي‌توني يه عالمه حرف تو دل مونده‌تو بزني!

سنا: بهتون خوش مي‌گذرهههههههه؟ اي به ما هم بدي نگذشت. خوش باشيد!

ن. ب: اولا: اميدوارم همه مردا مرد شده باشند. دوما: خيانت از زندگيتون حذف شده باشه. سوما: تنهايي بي‌معنا باشه… من مي‌خوام چارتا بنويسم: كسي از تون نپرسه چرا ازدواج نمي‌كني؟

عاطفه: هيچ وقت در مورد آدم‌ها قضاوت نكنيد و تا زماني كه در شرايط اونها قرار نگرفتيد راحت در موردشون حرف نزنيد (حتي درمورد آدم‌هايي كه ۲۰۰ سال قبل از شما زندگي مي‌كردند و در ظاهر نسبت به كشورشون افراد بي‌تفاوتي بودند.) ۲- هميشه روياهاتون رو جدي بگيريد! ۳- طوري زندگي كنيد كه هيچ وقت نگران اين نباشيد كه آيندگان چه قضاوتي در موردتون مي‌كنند!

مليحه: حافظ و سعدي نه اهل امارات هستند و نه تركيش و نه اهل اروپا، اينان پارسي هستند آقا، از سرزمين ايران… ۲- به كودكانتان بياموزيد كه بناهايي كه از ۲۰۰ سال قبل به جا مانده‌اند ارزشمند هستند و خاطره‌بازبودن خود را روي در و ديوارهاي آن بناهاي تاريخي پياده نكنند و يادگاري ننويسند.۳- گفته بودند كه يك دست صدا ندارد، اما از ۲۰۰ سال قبل برايتان آزمايشي به جا مي‌گذارم تا روشن شود كه يك دست صدا دارد يا ندارد، يكي از دست‌هاي خود را بالا ببريد و انگشت‌هاي خود را به يكديگر بزنيد (اين كار در ۲۰۰ سال قبل، بشكن زدن نام داشت، يادش بگيريد كه چه بسا احساس شور و شعف در شما ايجاد كند)، حال ما با توجه به اين آزمايش آموختيم كه براي درست‌كردن وضعي، اصلاح رفتار ناپسندي، ترويج فرهنگ و غيره، دست را روي دست نگذاريم و غصه اين‌كه يكي به تنهايي صدا ندارد را نخوريم.

پيمان: ديكتاتور‌هاي شما چه شكلي هستن؟ (مسلما جوامع امروزي و احتمالا آينده بدون ديكتاتوريست هيچند!)

مرتضي: اي آيندگان شانس آورديد الان به دنيا نيومديد!

مهتاب: اول اين‌كه آدمايي كه ۲۰۰ سال قبل از شما زندگي مي‌كردن، خودشون كار مي‌كردن و پول در مي‌آوردن (البته اگه اونا بدونن كاركردن يعني چي؟) دوم اين‌كه اون موقع‌ها آدم‌ها احساسات هم داشتن… سوم اين‌كه آدم‌هاي ۲۰۰ سال پيش مي‌مردن براي… تا حالا حتما خودتون فهميديد!

سعيد: كتاب نخوانيد آگاه نباشيد يك گوساله را الگوي خود در زندگي قرار دهيد تا هميشه در آرامش باشيد.

فاطمه: راه جاودانگي را بيابيد آنگاه به هركس اجازه انتخاب بدهيد كه بميرد يا زنده بماند.

گلناز: ازشون خواهش مي‌كنم براي يك بار هم كه شده، در طول تاريخ انسان‌ها، اشتباهات گذشتگان رو دوباره تكرار نكنن!

كيميا: ما كه نتونستيم، اما شماها خوب زندگي كنيد و لذت ببريد.

محيا: تحت هيچ شرايطي به هم دروغ نگيد. از زندگي گذشتگان عبرت بگيريد. هيچ وقت بدون فكر حرفي رو نزنيد.

پاييز: پيام اول درود. پيام دوم شما هم به هم مي‌گين خوبي؟ بدون اين‌كه به جوابش فكر كنين؟ پيام سوم اگه زندگي بهتون دهن‌كجي مي‌كنه و روي خوش نشون نميده ناراحت نشين چيز جديدي نيست ما رو هم داغون كرد بعد پوسيده شديم.

بابك: بنزين ليتري چنده؟

محمدحسين: سلام. من محمدحسينم. خيلي داره به من خوش مي‌گذره جاتون خالي!

پدرام. ن: امروز فيلم وال.اي رو ديدم. ترسيم تخيلي زيبايي بود از آينده بشر. مي‌نويسم عاشق باشيد. عاشق. انسان باشيد…

ه.ب: مي‌گم دنياي ما خاكستريه… دلامون پژمرده ست و عشق مثل افسانه در دوردست‌هاست… با ما خوب تا نكردن… ببخشيدمون!

درنا: فكر نكنيد زندگي و عشق مثل كارتون‌هاي والت ديسنيه چون دقيقا برعكسشه…

ندا: در اين زمان كه ۲۰۰ سال قبل از شماست؛ هنوز مردمي متعصب زندگي مي‌كنند كه حاضرند براي تثبيت عقيده خود، به ديگران توهين كنند و آدم بكشند. ۲- جوامعي هستند كه فقر در آنها بيداد مي‌كند؛ در كشورهايي مثل سومالي؛ مردمي از گرسنگي مي‌ميرند. ۳- مردم كره زمين هنوز با هم دوست نيستند.

اگر اين مشكلات در زمان شما حل شده است كه خوش به حالتان و اگر نه همه با هم سعي كنيد كه حل شوند.

آنيتا: عشق بورزيد. عشق بورزيد و عشق بورزيد.

سياوش: انسان باشيد!

مونا: اگر موفق به ساختن ماشين زمان شدين، بياين اينجا ما كمك لازم داريم.

سميه: خوش به سعادت ما كه زمان شما زنده نيستيم…

شهرزاد: بيخود هي نگيد:… هم… هاي قديم، هيچم از اين خبرها نيست!

معصومه: با تك تك نفس‌هاتون عشق بورزيد و شاد باشيد بوس براي انسان‌هاي ۲۰۰ سال آينده من.

احسان: من شارژ ندارم يه زنگ بزنين كارتون دارم.

رضا: ۱- چشماتون رو خوب باز كنين. هر كسي رو دوست خودتون ندونين. ۲- زندگي رو جدي نگيرين. ۳- اشتباه‌هاي ما رو تكرار نكنين.

حميدرضا: هرگز چيزي رو كه مي‌بينيد، باور نكنيد.

محسن: اي انسان‌هاي ۲۰۰ سال بعد، ما يكسري آدم معمولي بوديم كه شما مي‌خواهيد از ما آدم‌هاي خاصي بسازيد. بيخود خودتان را مشغول نكنيد و به زندگي‌تان برسيد، ما هيچ چيز نبوديم. درست مثل زمان ما كه براي دو هزار سال پيش خودمان كلي ذوق و شوق داريم و احتمالا آنها هم هيچ نبودند.

 

آيا در ۲۰۰ سال بعد مثل ما زندگي مي‌كنند؟

حالا كه به ۲۰۰ سال بعد از امروز فكر مي‌كنم، تصوير درست و كاملي از آن روزگار در ذهنم نقش نمي‌بندد. تصوري از تكنولوژي آن روزها ندارم، اما مطمئنم كه آدم‌هاي آن روز از تمام اتفاقات اين روزهاي ما باخبرند. با اين كه دركي از نوع تكنولوژي آن زمان ندارم، اما مطمئنم روزگار آدم‌هاي آن زمان حتما برايم عجيب خواهد بود، همان‌طور كه روزگار امروز ما هم حتما براي آنها پر از اعجاب و شگفتي است. حتي وقتي خودم به عنوان آدمي از سال‌هاي بعد، امروزِ خودمان را نگاه مي‌كنم، افسوس مي‌خورم، آهِ حسرت مي‌كشم و تعجب مي‌كنم. مثلا وقتي مي‌بينم در روزگاري كه عصر بمباران اطلاعات است حوادثي رخ مي‌دهد كه هيچ سازگاري و سنخيتي با تكنولوژي روز ندارد، حيرت مي‌كنم. من براي آدم‌هاي ۲۰۰ سال بعد از اين نگرانم. نگرانم كه آيا باور مي‌كنند كه يك روز در روزنامه‌هاي زمان ما چنين نوشته شد كه: «اعضاي يك خانواده، به دليل باخبرشدن از رابطه اي‌ميلي و اس‌ام‌اسي دختر خانواده، با هماهنگي يكديگر برادر بزرگ‌تر را مامور كردند كه دختر جوان را بكشد» يا نه؟ باور مي‌كنند حيرت من را از شنيدن چنين فاجعه‌اي يا نه؟ حيرت از اين كه حتي اولياي دم نمي‌توانستند خواستار قصاص شوند چون خودشان در چنين تصميمي شريك بودند…

مي‌دانم قطعا چيزي كه شما آدم‌هاي دويست‌سال بعدتر از ما را متعجب خواهد كرد، اين است كه در قرني كه اينترنت، اي‌ميل و كامپيوتر وجود دارد، آيا در واقعيت ممكن است كسي به خاطر استفاده شخصي از اين تكنولوژي جانش را از دست بدهد و يا همه اينها داستان است و افسانه؟ باور مي‌كنيد چنين تناقض بزرگي را كه در روزگار ما حريم خصوصي يك زن اين چنين برملا شده باشد و به راحتي جانش را پدر و برادرانش بگيرند؟

شايد به حال و روز امروز ما بخنديد همآن‌طور كه من، نه ۲۰۰ سال پيش كه حتي بيست سال پيش را هم كه مرور مي‌كنم خنده‌ام مي‌گيرد. خنده‌ام مي‌گيرد از اين كه آن روزها جابه‌جاكردن يك دستگاه صوتي و تصويري مثل ويدئو جرم بود و ما براي جابه‌جاكردن چنين دستگاهي مي‌بايست آن را مثل يك محموله ممنوعه لاي پتو مي‌پيچيديم تا نكند كسي به جرممان پي ببرد. و حالا وقتي در خيالم به شما دويست سال بعدي‌ها فكر مي‌كنم كه اگر تصاويري را ببينيد كه در آن عده‌اي بشقاب‌هاي بزرگي را در بالاپشت‌بام‌ها لگد مي‌زنند و به پايين مي‌اندازند، پيش خودتان چه خواهيد گفت؟

نمي‌توانم حدس بزنم چه احساسي از ديدن اين تصاوير خواهيد داشت اما فقط براي شما امروز آرزو مي‌كنم روزگاري را كه در آن، اين نوع تناقضات به حداقل برسد تا بتوانيد با تنش‌هاي كمتر زندگي آرام‌تري داشته باشيد…

 

از امروز ما عبرت بگيريد

چندين و چند روز مشغول فكركردن به اين بودم كه بهتر است به آدم‌هاي ۲۰۰ سال بعد از خودم چه بگويم. پيام‌ها و حرف‌هاي زياد و مختلفي از ذهنم گذشت، اما وقتي به تك‌تك حرف‌هايم بيشتر فكر كردم متوجه شدم كه شايد عصاره همه آن چه كه بايد بگويم در يك جمله خلاصه مي‌شود، بايد براي آنها بنويسم: «از انسان‌هاي دويست سال پيش خود – از ما – عبرت بگيريد!»

اين عبرت طبيعتا درس‌گرفتن از اتفاقات ناگواري است كه امروز مكررا در دنياي ما مي‌افتد و حتما ۲۰۰ سال بعد از ما هم شواهد و آثارش براي عبرت‌گرفتن موجود است. فكر مي‌كنم آدم‌هاي آن روزگار بايد به تمام تجارب منفي ما در اين روزها توجه كنند تا مجددا از راه‌هاي غلط و كوره‌راه‌ها گذر نكنند.

در دل همين تجارب منفي ما حتما پيامدهاي مثبتي براي انسان‌هاي پس از ما نهفته است كه آنها نبايد چنين پيامدهايي را دست كم بگيرند، پيامدهايي كه شايد در آن روزگار براي انسان‌هاي زيادي تجربه شود، تجربياتي چه تلخ و چه شيرين كه مطمئنا در ادامه راهشان به دردشان مي‌خورد، همانطور كه ما از زندگي گذشتگان درست گرفتيم و در زندگي امروزمان به كار بستيم.

همان‌طور كه آدم‌هاي ۲۰۰ سال گذشته ما تجارب تلخ و مثبتشان را براي ما به ميراث گذاشته‌اند تا ما با درس‌گرفتن از مشي آنها مشي درست‌تري را انتخاب كنيم، حتما اعمال امروز ما هم تجربه‌اي خواهد بود براي كساني كه در ۲۰۰ سال آينده بر روي كره زمين خواهند زيست.

و البته چه بهتر است كه ما تجارب ارزنده‌تري را براي انسان‌هاي ۲۰۰ سال بعد كره زمين به يادگار بگذاريم…


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد