عشق نوجواني به دوست پسر يا دوست دختر حتي توسط والدين كم ارزش محسوب مي گردد. افراد بزرگتر اين روابط را بي معني توصيف مي كنند و آنها را عشق هاي توخالي مي نامند و اين پيوند هاي رمانتيك جدي گرفته نمي شوند . والدين توانايي نوجوان را در عشق ورزي زير سوال مي برند و انها را دست كم مي گيرند. با اينحال آنها عبارات نوجوانان نظير ” پدر و مادر ، من عاشق شما هستم ” را با قدرداني و ارادت تام مي پذيرند. اگر والدين به اين باور برسند كه نوجوانان مي توانند صادقانه به والدين عشق بورزند، پس آيا نبايد پذيرفت كه داستان هاي عاشقانه نوجوان در واقع عشق واقعي هستند؟
قرار عاشقانه موضوعي نسبتا جديد مي باشد. در گذشته نوجوانان با اولين معشوقه هايشان در خارج از مدرسه ازدواج مي كردند. در واقع زنان و مردن نسل قديم كمتر دوران جواني را به صورت مجردي ازدواج مي كردند و سريع تر از نوجوانان و جوانان امروزي وارد زندگي متاهلي مي شدند اما امروزه به دليل مسائل مختلف اجتماعي و اقتصادي و طولاني شدن تحصيلات ازدواج به تاخير مي افتد.
از اينرو ، سن بلوغ از قلم افتاده بود. رسيدن به سن بلوغ بر دوره اولين عشق و اولين تجربه جنسي تاثير مي گذارد . اكنون به ندرت اتفاق مي افتد كه با اولين عشق افراد ازدواج كنند . قرارعشقي نوجوانان امروزي براي انتخاب جفت و همسر نيست بلكه براي سرگرمي مي باشد . با اين وجود، تجربه عشق اول ضعيف تر از عشق اول دهه سي يا چهل شمسي نمي باشد.
بالغيني كه استحكام پيوند يا تاثير شكست عشق اول را كمتر از حد تخمين مي زنند، ممكن است فراموش كنند وقتي آنها اولين عشق اشان را از دست داده اند، چه حسي داشتند. آنها حتي ممكن است تلاش كنندتا با داستان سرايي و يا جك گفتن ها نوجوانان را ارام كنند!
“دوست پسرها يا دوست دختر ها شبيه اتوبوس هاي مسافر بري هستند …. دوست جديد هر دقيقه مي آيد !” اينها نمونه جملات والدين هستند. اين تفكر سودمند و و مناسب نيست. از دست دادن اولين عشق مي تواند براي بعضي نوجوان ها له كننده باشد كه آنها حتي تصميم به خودزني يا خودكشي بگيرند.
درد شكست با گذشت زمان فروكش خواهد كرد اما عشق ممكن است در دل باقي بماند و به مدت چند دهه خبري از آن نباشد . در حالي كه اكثر مردان و زنان بعد از اولين شكست عشقي فرد مناسبي را پيدا مي كنند، با انها ازدواج مي كنند و سال هاي ازدواج اشان را با آگاهي از اين موضوع صرف مي كنند كه” چيزي را در گذشته جا گذاشته اند و يا گم شده است”. آنها به اين موضوع فكر مي كنند كه عشق اوليه اشان را از دست داده اند. با خود فكر مي كنند شايد اگر آنها با عشق اوليه اشان در زماني كه جوان تر بودند ، ازدواج كرده بودند، مي توانستند ازدواج هاي دير پا و راضي كننده را شكل مي دادند، اما آنها هرگز با اين وضعيت مواجه نخواهند شد . اين داستان هاي عاشقانه اغلب بواسطه مداخلات والدين اشان دوام نياوردند.
در تحقيقي كه اخيرا انجام شده و حدود ۱۶۰۰ نفر با سنين بين ۱۸ تا ۹۲ سال شركت داشتند ، ۵۶ درصد شركت كنندگان اظهار داشته اند كه آنها قصد نخواهند داشت تا به دوران عشق اولشان بر گردند و ۱۹ درصد مطمئن نبودند اما ۲۵ درصد گفته اند كه چنين كاري انجام خواهند داد . حتي بالغيني كه به اولين عشقشان علاقه نداشته اند و از جمله كساني كه تنها خاطرات تلخ داشته اند ، نشان دادند كه اين داستان هاي عشقي اوليه بر گرايش هاي مادام العمرشان تاثير داشته اند و حتي بر روي خودشان هم اثر گذار بودند .
بنابراين، عشق هاي دوران نوجواني را چه هورموني و توخالي بناميم و چه واقعي، چيزي كه اين ميان مهم است احساسات يك انسان است. نوجوان خود را به صورت يك انسان ببينيد نه يك ربات و يا موجود خطرناك. هر احساسي كه در ارتباطاتش پيدا مي كند براي او بسيار مهم است و بها دادن به اين احساسات از سوي والدين احساس ايمني هيجاني و ثبات بيشتري مي دهد. اين امر به تشكيل ارتباطات ايمن تر در اينده بسيار كمك خواهد كرد. چگونگي برخورد با اين احساسات و پاسخدهي به نوجوان بسيار مهم است كه در مقالات بعدي سايت كودك به اين موضوعات نيز خواهيم پرداخت.
منبع:كانون مشاوران ايران
۱۷:۵۳
- ۳۵ بازديد
- ۰ نظر