شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

گزارش جديد مي گويد: بسياري از مطالعات مداخله اي روانشناسي براي اثر پلاسبو حساب نمي كنند


بسياري از شركت هاي آموزش مغز از حمايت علمي محصولات خود حمايت مي كنند - مطالعات آزمايشگاهي كه نشان مي دهد چگونه برنامه هاي آنها توانايي مغز شما را بهبود مي بخشد. اما طبق يك گزارش جديد، اغلب مداخلات آموزشي مانند اين ها نقص حياتي دارند: آنها به اندازه كافي براي اثر پلاسبو حساب نمي كنند.

تجزيه و تحليل جديد در مجله Perspective of Science of Psychology منتشر شده است .

دانيل سيمونز، استاد روانشناسي دانشگاه ايلينوي، كه با Walter Boot، Cary Stothart و Cassie Stutts از دانشگاه ايالتي فلوريدا همراهي مي كند، مي گويد نتايج مداخلات روانشناختي، مانند موارد پزشكي، بايد با بهبود شرايط كنترل مقايسه شود. در يك كارآزمايي باليني براي يك داروي جديد، برخي از شركت كنندگان يك قرص را با مواد تشكيل دهنده حياتي دريافت مي كنند، و ديگران يك قرص مشابه باقي مي ماند كه بي اثر است - پلاسبو. از آنجا كه شركت كنندگان نمي توانند بگويند كه چه كساني دريافت كرده اند، مردم در هر شرايطي بايد به طور مساوي انتظار داشته اند كه بهبود يابد.

در مقابل، براي اكثر مداخلات روانشناسي، شركت كنندگان مي دانند كه چه چيزي در قرص هاي خود هستند.

وي گفت: "امكان استفاده از يك برنامه آموزشي مغز براي 10 ساعت بدون در نظر گرفتن نوع آموزش شما وجود ندارد. "مردم مي توانند انتظارات خود را براي آنچه كه براساس تجربيات خود در كارهاي آموزشي بهبود مي يابند، شكل دهند و وجود تفاوت در انتظارات بين افراد درماني و گروه هاي كنترل، به طور بالقوه هر ادعايي را كه پيشرفت ها به خاطر خود درمان است، تضعيف مي كند. نقل شده توسط شركت هاي آموزش مغز به نظر مي رسد انتظارات متفاوت بين گروه. "

سايمونز گفت، صرفا داشتن گروه كنترل فعال، كسي است كه چيزي را براي همان زمان به عنوان گروه درمان انجام مي دهد، در برابر اثر پلاسبو محافظت نمي كند. يك گروه درمان كه رژيم آموزش حافظه فشرده را تكميل مي كند ممكن است عملكرد بهتر را در ديگر وظايف شناختي كه حافظه را ارزيابي مي كنند انتظار داشته باشد. او گفت كه يك گروه كنترل كه پازل جدول كلمات متقاطع را تماشا مي كند يا دي وي دي هايي را براي مدت زمان مشابه تماشا مي كند، انتظار نمي رود همان ميزان بهبود در يك وظيفه مشابه باشد.

سيمونز گفت: "اين مشكلات به مطالعات آموزش مغز محدود نمي شود." "آنها براي تقريبا همه مطالعات مداخله درست است."

براي نشان دادن فراگير بودن اين مشكل، محققان انتظارات خود را براي بهبود در مطالعات تاثير بازي هاي ويدئويي بازي بر روي اندازه گيري ادراك و توجه بررسي كردند.

Boot گفت: "چنين مطالعات بهبود بيشتري در عملكرد در كارهاي توجه و ادراك پس از آموزش با بازي هاي ويدئويي عمل نسبت به پس از آموزش با بازي هاي غير اكشن براي همان زمان به دست مي آيد. با اين حال، حتي با اين نوع از شرايط كنترل فعال، اين مداخلات همچنان در معرض خطر اثر افتراقي پلاسبو هستند. "

داستان هاي مربوطه

محققان انتظارات خود را در دو تحقيق بررسي كردند كه شامل 200 نفر در هر گروه بود. شركت كنندگان تماشاي ويدئو كوتاهي از يك بازي اكشن ("مسابقات غيرواقعي") يا يكي از بازيهايي كه معمولا در كنترل اين مطالعات ("تتريس" يا "سيمز") استفاده مي شود. آنها سپس توصيف تستهاي شناختي مورد استفاده در مطالعات را خواندند، ويديوهاي كوتاهي از آزمايشها را تماشا كردند و به سوالاتي پاسخ دادند كه آيا آنها تصور مي كنند كه عملكردشان در آزمايشها به عنوان نتيجه آموزش در بازيهاي ويدئويي ديده شده است.

نتايج نشان داد كه انتظارات بهبودي براي گروه بازي اكشن بيشتر از بازي هاي كنترل دقيقا همان آزمون هايي بود كه پيشرفت هاي بيشتري را براي آموزش بازي هاي اكشن در مطالعات مداخله نشان داد. محققان دريافتند كه در واقع، الگوي پيشرفت هاي مورد انتظار دقيقا با پيشرفت هاي واقعي ديده شده در مطالعات مداخله در بازي هاي ويدئويي همخواني دارد.

سيمونز گفت: "اگر انتظارات بهبودي كاملا با پيشرفت هاي واقعي هماهنگ شود، هر گونه ادعا كه درمان موثر است، زودرس است." "محققان ابتدا بايد تفاوت در انتظارات در شرايط را از بين ببرند."

"با وجودي كه شركت كنندگان در روانشناسي مداخلات معمولا ماهيت مداخلاتشان را مي دانند - شما نمي توانيد بدون اينكه بدانيد كه بازي شما بازي مي كنيد يك بازي ويديويي بازي مي كنيد، گام هايي وجود دارد كه محققان مي توانند براي اطمينان از اين كه مزاياي استفاده از گروه درمان ناشي از آن نيست به انتظارات، "Boot گفت.

به عنوان مثال، محققان مي توانند شركت كنندگان را به عنوان مزاياي مورد انتظار يك مداخله خاص گمراه كنند، و گروه هايي كه در گروه كنترل بيشتر انتظارات بهبود را نسبت به گروه هاي درماني دارند، گمراه كنند. محققان همچنين مي توانند انتظارات توليد شده توسط درمان را در يك نمونه جداگانه از شركت كنندگان ارزيابي كنند تا اطمينان حاصل شود كه انتظارات بين مداخله و كنترل درمان تفاوت نداشته باشد.

سيمونز گفت: "اگرچه اثرات دارونما نيز مي تواند مفيد باشد، ما بايد بدانيم كه چه چيزي باعث پيشرفت در مداخله مي شود." "ما نمي خواهيم داروهاي جديد را پيشنهاد دهيم، برنامه هاي درسي مدرسه را تغيير دهيم يا سالمندان را تشويق كنيم كه بازي هاي آموزشي مغز را بخرند در صورتي كه مزايا فقط به خاطر انتظارات بهبود است. فقط با استفاده از كنترل هاي فعال بهتر كه انتظارات را معادل مي دهند مي توانيم قطعي نتيجه گيري در مورد اثربخشي هر مداخله. "كودك سالم

 


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد