مشكلات دختران ورزشكار

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

مشكلات دختران ورزشكار

  34  

مشكلات دختران ورزشكار

يعني خاصيت اصلي‌اش اين بود. حالا خم و راستي هم مي‌شديم و شايد بدو بدويي هم مي‌كرديم. اما هيچ وقت برايمان جدي نبود. ولي صحبت از رشته تربيت بدني كه مي‌شود، بايد اين تصورات را كنار گذاشت. اينجا ديگر ورزش يك رشته‌ است براي خودش و دانشجويانش جدي‌اش مي‌گيرند. اما آيا اين دانشجويان هم جدي گرفته مي‌شوند؟

 

كجا كار كنيم؟

ورزش بانوان در كشور ما با مشكلات زيربنايي مواجه است. آن روزها، معلم ورزشمان كه در ضمن ناظم مدرسه هم بود، زنگ ورزش ما را به كلاس جبراني رياضي و يا حتي ايجاد بسيج دانش‌آموزي براي تميزكردن حياط مدرسه اختصاص مي‌داد. او نمي‌دانست اين كار به ظاهر عاقلانه او، ظلم‌كردن به نسلي است كه شالوده اجتماع ماست و سلامت جسمي و روحي و موفقيت يك اجتماع با سلامت او پيوند خورده است.

گذشته از چنين مسائلي، حالا ما حتي در دانشگاه و در رشته تربيت بدني كه علمي‌ترين حوزه ورزشي جامعه به حساب مي‌آيد، با مشكلاتي مواجهيم كه كمتر كسي به آنها توجه مي‌كند. صحبت كردن با عده زيادي از دانشجويان تربيت بدني دانشگاه تهران در محوطه دانشگاه، سالن‌هاي ورزشي و كلاس‌هاي درس در مورد آينده كاري مورد انتظارشان ما را به دو عنوان شغلي مي‌رساند؛ مربيگري ورزشي در باشگاه‌ها و دبيري ورزش مدارس. آنهايي هم كه همت بيشتري دارند و مي‌خواهند درسشان را در سطوح بالاتر تحصيلي ادامه دهند، جز اين دو شغل، يا به حوزه مديريت ورزش فكر مي‌كنند و يا به تدريس در دانشگاه‌ها.

يكي از اساتيد دانشگاه تهران مي‌گويد: «به علت وجود مشكل در بازار كار، تعداد پذيرش فعلي دانشگاه‌ها در رشته تربيت بدني، كفاف مي‌دهد و پذيرش بيش از اين، تنها باعث به‌وجود آمدن خيل فارغ‌التحصيلان بي‌كار اين رشته در جامعه خواهد شد.»

اين در حالي است كه حتي در حال حاضر، بسياري از دانشجويان و فارغ‌التحصيلان تربيت بدني، آينده شغلي‌شان را در زمينه‌هايي نامرتبط با رشته‌شان دنبال مي‌كنند. يك دانشجوي سال آخر تربيت بدني مي‌گويد: «حتي مطمئن نيستم كه انتخاب آرايشگري و تصميم به تاسيس سالن آرايش، ناشي از علاقه‌ام به آرايشگري است يا نقص در بازار كار رشته‌ام»!

 

كجا ورزش كنيم؟

مشكل ديگر دختران ورزشكار و به تبع آن دانشجويان دختر رشته تربيت بدني، مشكلات پوششي است كه در كشور ما بحث‌هاي زيادي پيرامون آن وجود دارد و همچنان يكي از مسائل حل‌نشده ورزش بانوان است. سوال اينجاست كه براي يك ساعت ورزش و فعاليت سالم، زنان بايد كجاي شهر را براي پيدا كردن يك پارك مناسب و ورزشگاه سرپوشيده جست‌وجو كنند؟! آيا اماكن ورزشي موجود، كفاف زناني را مي‌دهد كه نيمي از جامعه را تشكيل داده‌اند؟! بانوان شهرستاني كه از پارك‌هاي معدود بانوان و همين تعداد اماكن ورزشي تهران و شهرهاي بزرگ محرومند، چقدر و تا كي بايد با مشكلاتي از اين قبيل، دست و پنجه نرم كنند و گاه حتي براي يك پياده‌روي ساده در محله سوال و جواب پس بدهند؟!

 

استاد! چي‌چيِ چي؟

فصل، فصل سوتي نيست اصلا. يك حال و هواي ديگري دارد. استادها مهربان مي‌شوند، نمره خوب مي‌دهند (سلام استاد!)، امتحان آسان مي‌گيرند. خلاصه سوتي و اينها الان نمي‌گيريم. يعني جرئتش را نداريم. اما يك استثنا دارد؛ اين‌كه جزو دانشجوياني باشيم كه امتحانات را داده‌اند رفته يا اين‌كه درس استاد سوتي‌دهنده را پاس كرده باشيم. اينجاست كه مي‌توانيم سوتي‌هايش را تعريف كنيم. يعني خطر بايد رفع شده باشد. اينها خواص اين يكي دو ماه است. سخت نگيريد، مي‌گذرد.مشكلات دختران ورزشكار

 

سر يكي از كلاس‌ها، بحث بازنمايي‌كردن مسائل مختلف در رسانه‌ها بود و اين‌كه هر چيزي به چه نحوي در رسانه نمايش داده مي‌شه. استاد در حال توضيح دادن اين بود كه اين وسط بعضي چيزها اغراق شده يا متفاوت با واقعيات جلوه مي‌كنند. بعد خواست مثال بزند، گفت: مثلا فرض كنيد يك سيب سرخ در رسانه بخواهد نشان داده شود. قطعا «سيبي سرخ بازنمايي» از سرخي سيب واقعيت بيشتره! اول كمي همديگر را نگاه كرديم بعد كه مطمئن شديم درست شنيده‌ايم، زديم زير خنده.

سر يكي از كلاس‌ها بحث دادگاه و دادگاه‌كشي و اين چيزها بود. يادم نيست دقيقا بحث از كجا شروع شد و كجا مي‌رفت، اما وسط‌هاي كار بود كه استاد در جواب يكي از دانشجوها اومد بگه مسائل خيلي پيچيده مي‌شه گفت: فكر مي‌كنيد خيلي ساده مي‌رن دادگاه و همه چيز حل مي‌شه؟ اين جوري‌ها نيست. شاكي شاهد مياره، طرف وكيل مي‌گيره، وكيل مدرك مي‌آره، مدرك شاهد مي‌آره! البته استاد حتما مي‌دانند مدرك چيزي نيست كه بتواند شاهد بياورد، ولي به هر حال… در اين لحظه بود كه كلاس رفت روي هوا.

 

دستورالعمل براي پيشگيري از بحران

صحبت‌كردن با معلم‌هاي قديم، يكي دو نكته مثبت و جاودان دارد. آنها هميشه توي دست و بالشان خاطره‌هايي از همكاران، بچه همكاران و حتي شاگردهاي مدرسه‌شان دارند. خاطراتي كه اگر هميشه آموزشي نباشند، گاهي هستند. به هر حال، آنها آموزش ديده‌اند كه با بچه‌هاي ديگران چطور برخورد كنند و اين معلم عزيز، توضيح مي‌داد كه در سال‌هاي ابتدايي دهه ۶۰، روان‌شناس‌هايي به مدارس فرستاده مي‌شدند تا با معلم‌ها درباره بچه‌ها صحبت كنند و او خوب يادش مانده كه اين روان‌شناس، راهكارهايي هم براي جلوگيري از اتفاق ناخوشايند تجاوز به آنها ارائه داده بود. نمونه‌اش آن‌كه گفته بود؛ هيچ‌وقت بچه را مجبور به كاري كه نمي‌خواهد انجام دهد، نكنيد. گفته بود؛ او ناامني را حس مي‌كند، اما نمي‌داند چطور آن را به زبان بياورد، پس وقتي نمي‌خواهد پيش كسي بماند، وقتي نمي‌خواهد كسي را ببيند، او را مجبور به اين كار نكنيد. اين نمونه راهكارها، گاهي مي‌تواند آن‌قدر موثر واقع شود كه باوركردني نيستند. نمونه‌اش را مي‌توان در همين پرونده‌هايي پيدا كرد كه اين روزها درباره‌شان بحث مي‌كنيم. پرونده‌هاي موجود درباره آن‌چه «آزار و اذيت» مي‌خوانندش، نشانه‌هايي براي آنها دارد كه خوب فكر مي‌كنند و هميشه به دنبال راه‌حل مي‌گردند، پس مي‌توان نگاهي دوباره به آنها انداخت و از تجربه‌هايشان استفاده كرد. واقعيت اين است كه بيشتر آدم‌هايي كه ما با نام قرباني مي‌شناسيمشان، با مشكلاتي ساده روبه‌رو بوده‌اند، مشكلاتي كه مي‌توانستند پيش از تبديل‌شدن به بحران، كنترل شود. بياييد چند نمونه از اين موارد را مرور كنيم:

۱- اگر از طرف يكي از اطرافيانتان احساس ناامني مي‌كنيد، راه چاره شما سكوت نيست. به يكي از افراد خانواده‌تان كه ارتباط نزديكي با او داريد، اين ماجرا را اطلاع دهيد و سريعا دنبال راه چاره‌اي بگرديد. اين را بدانيد كه هميشه سكوت‌كردن بهترين راه ممكن نيست و همين كار شايد باعث شود دچار مشكلات عديده‌اي ديگري شويد.

۲- اگر از طرف اعضاي خانواده مورد تهديد قرار گرفته‌ايد، يا به هر دليلي نمي‌توانيد مشكلتان را با آنها مطرح كنيد، مشاوران مدرسه، مشاوران خانواده، روان‌شناسان و مشاوران نيروي انتظامي مي‌توانند به شما كمك كنند. در بيشتر كلانتري‌هاي كشور، مشاوراني حضور دارند كه در اين مواقع به شما كمك خواهند كرد. اين افراد كاملا به حرف شما گوش كرده و مي‌توانند كمك‌هاي زيادي به شما كنند.مشكلات دختران ورزشكار

۳- از نه گفتن به موقعيت‌هاي خطرناك يا ناامن نترسيد. احتمالا با صفت‌هاي «ترسو» و «بچه» خطاب مي‌شويد، اما اين صفت‌ها كه براي تحقير به كار مي‌روند، مربوط به خواسته‌اي است كه در هيچ شكلي به نفع شما نيست. پس نترسيد و «نه» بگوييد. اين را بدانيد كه گاهي ممكن است با جمله‌هاي مختلف از طرف افراد مختلف تحريك شويد تا به آن‌ها به خواسته‌هايشان برسند. هرگز با اين جمله‌ها، روند تصميم‌گيري مثبت خود را تغيير ندهيد.

۴- لباس‌هاي نامناسب در موقعيت‌هاي نامتناسب، موقعيت خطرناكي براي شما مي‌سازند.

۵- جمع آدم‌هاي غريبه مي‌تواند احتمال خطر را افزايش دهد. پس با صراحت و در كمال خونسردي و اعتمادبه‌نفس، از قرار گرفتن در جمع غريبه‌ها خودداري كنيد.

۶- فكر مي‌كنيد در يك محيط عمومي نمي‌توان صحبت يا درددل كرد؟ اشتباه نكنيد و به بهانه‌هايي از اين دست تن ندهيد.

۷- رفت و آمد در ساعت‌هاي شلوغ و با وسايل نقليه عمومي، يكي از ساده‌ترين راه‌هايي است كه جلوي مشكلات اين‌چنيني را مي‌گيرد.


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد