مدرسه سخت سخت نيست

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

مدرسه سخت سخت نيست


افرادي كه رنج مي برند سخت زندگي مي كنند در حالي كه رشد مي كنند تمايل به احتياط بيشتر از كساني كه بيشتر پناه داده شده است، شگفت انگيز يافته هاي جديد از دانشگاه لستر نشان مي دهد.

مطالعه شش ماهه در دانشكده روانشناسي دانشگاه نشان داد كه به جاي "سخت كردن" افراد، تجربيات نامطلوب در دوران كودكي و نوجواني به اين معني است كه اين افراد آسيب پذير بودند كه گمراه شوند.

تحقيق تحليل نتايج از 60 شركت كننده نشان مي دهد كه اين افراد مي توانند براي بازجويي هاي پليس يا تحت تاثير رسانه ها و يا كمپين هاي تبليغاتي در معرض بازرسي قرار گيرند.

اين تحقيق نشان داد كه در حالي كه بعضي از افراد ممكن است از طريق ناسازگاري بيشتر در معرض خطر قرار گيرند، اكثريت اعتقادات خود را كمتر مي كنند.

كيم دريك، دانشجوي دكترا در دانشگاه لستر، اين تحقيق را با پروفسور ري بول و دكتر جوليان بوون دانشكده روانشناسي انجام داد. كيم گفت: "افرادي كه كودكي و نوجواني نامساعد را تجربه كرده اند بيشتر احتمال دارد كه اطالعاتي را باور كنند كه درست نيستند - به طور خلاصه آنها قابل تشخيص هستند و به راحتي گمراه مي شوند كه ممكن است در آينده بر انتخاب هاي آينده زندگي تاثير بگذارد؛ به راحتي به فشار همسالان خود برسيد. "

"تجربه هاي زندگي نامطلوب مورد بررسي شامل بيماري هاي مهم / صدمات شخصي، سقط جنين (از ديدگاه مرد و زن)، مشكلات در كار (اخراج / اخراج)، قلدري در مدرسه، قرباني جرم (سرقت، خشونت جنسي) طلاق والدين، مرگ اعضاي خانواده و ديگران.

اين مطالعه نشان مي دهد 70٪ از تغييرات در افراد در نشانگر بودن مي تواند با سطوح مختلف وقايع زندگي منفي كه آنها تجربه كرده اند، توضيح داده شود.

كيم گفت: "ما همچنين كشف كرديم كه نحوه برخورد مردم با ناسازگاري بر مشخصات روانشناختي آنها اثر مي گذارد."

"اكثريت مردم ممكن است از طريق برخورد مكرر با نگراني از بي اعتمادي به قضاوت خود ياد بگيرند؛ فرد ممكن است به چيزي اعتقاد داشته باشد، اما وقتي كه آنها، مثلا، چيزي را در يك روزنامه بخوانند كه با نظراتشان مغايرت دارد، يا با كسي صحبت مي كنند يك نقطه نظر ديگر، فرد بيشتر احتمال دارد كه در ديدگاه ديگر فرد باشد.

"اين به اين دليل است كه فرد ممكن است آموخته است كه اقدامات، قضاوت ها و تصميمات خود را بي اعتبار به دليل اين واقعيت كه اكثر زمان ها اعمال خود را به عنوان عواقب منفي دعوت شده است.

مثال ديگر در روابط است: زنان و مردان نيز مي توانند "شستشوي مغزي" شوند و در تغيير شخصيت، ديدگاه ها و باورهاي آنها و در بعضي موارد شديد، حتي ممكن است ديدگاه ها و ايده هاي جهان را برطرف كنند و مي آيند به احساس بي عاطفه (در چشم شريك زندگي خود را). "

داستان هاي مربوطه

كيم افزود كه پيش از اين شواهدي وجود دارد مبني بر اين كه رابطه بين شدت / فركانس تاثيرات منفي زندگي و ميزان آسيب پذيري وجود دارد. تجربه بدبختي ممكن است بر روي يك ذهنيت فرد تاثير بگذارد - ممكن است به اين باور برسند كه "آنها خوب نيستند" يا "هيچ كاري كه انجام مي دهند، هميشه خوب است".

در مقابل، يافته ها همچنين نشان مي دهد كه حوادث زندگي اوليه اوليه ممكن است تأثير محافظتي بر روي تأثيرات ناشي از ناسازگاري بعدي داشته باشد: "اگر حوادث مثبت زندگي پيش از وقوع حوادث زندگي منفي باشد، افراد ممكن است از لحاظ بدست آوردن انعطاف پذيري بيشتر، روانشناختي، با رويدادهاي ناخواسته بعدي. با اين حال، اگر موارد معكوس وجود داشته باشند، مسائل ممكن است بوجود آيند؛ اگر رويدادهاي زندگي ناگوار پيش از مثبت باشد، در نتيجه افراد ممكن است بيشتر در معرض پيشنهاد و اطلاعات گمراه قرار گيرند. با اين حال، تحقيقات آينده هنوز هم بايد اين را بررسي كنيم. منظور از رويدادهاي زندگي، با اين حال، به نظر مي رسد مهم است. "

اين مطالعه نشان داد كه نقش والدين مهم است، بنابراين آموزش و پرورش، نشان دادن راهكارهاي والدين براي مقابله با كودكان خود است، به اين معني كه كودكان مدل هاي مثبت را مشاهده مي كنند و مهارت هاي سالم و يا روش هاي مقابله با استرس / زندگي منفي را ياد مي گيرند حوادث - ممكن است به ايجاد يك ذهنيت مثبت در كودك يا نوجوان كمك كند كه در طول زندگي با آنها باقي خواهد ماند.

كيم گفت: "والدين مدل هاي فرزند براي فرزندانشان هستند و كودكان را چگونه مي توانند با استرس كنار بيايند، اگر والدين درمورد اتفاقات منفي اتفاق نظر دارند و" خوش شانس "هستند، پس بچه ها ممكن است شبيه به آن باشند برعكس، پدر و مادراني كه با روحيۀ شديدتري از روابط استرس / منفي مواجه مي شوند (اين كه مشتاق، عمل كردن، نوشيدن، ابراز نظر بدبينانه نسبت به جهان است)، اين ممكن است به اين شيوه رفتار با فرزندان خود را تغيير دهد. "

برنامه اصلي اين تحقيق، تنظيمات بازجويي پليس بود، به اين معني است كه افرادي كه تعداد زيادي از نارضايتي هاي زندگي را تجربه كرده اند، ممكن است بيشتر به اشتباه اعتراف كنند كه ممكن است به شدت پيشنهاد شود، احتمالا موجب شانس بيشتري براي محكوميت غير قانوني مي شود .مركز مشاوره دانشگاه

"با اين حال، مفهوم امتناع به مراتب فراتر از روانشناسي قانوني است. افراد ممكن است به وسيله آگهي هاي تلويزيوني به راحتي رسانه ها را تحت تاثير قرار دهند و بنابراين ممكن است انتخاب هاي زندگي را به عنوان نتيجه اي انتخاب كنند كه در غير اين صورت، بچه هاي خود را واكسينه مي كنند، گفت: "كيم.


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد