با توجه به يك كتاب جديد كه توسط آليس ايگل، استاد و رئيس صندوق بين المللي پول، همكاري مي كند، سقف شيشه اي - كه يك استعاره تمام عيار است كه با اشاره به يك مانع ظريف بر پايه تعصب هايي كه زنان را از بالاترين مقام رهبري متوقف مي كند امروزه مطرح نمي شود. روانشناسي در كالج هنر و علوم وينبرگ در دانشگاه Northwestern.
"از طريق دخمه پرپيچ و خم: حقيقت در مورد چگونگي تبديل شدن زنان به رهبران" (مدرسه بازرگاني مدرسه هاروارد، اكتبر 2007) طيف گسترده اي از تحقيقات از اقتصاد، علوم سياسي، روانشناسي و انسان شناسي را ارائه مي دهد تا تصويري غني از اينكه زنان چقدر دهه هاي اخير و تا چه حد آنها بايد براي رسيدن به برابري تلاش كنند. اين كتاب شرايطي را كه از روزهاي سقف شيشه اي و موانعي كه امروزه زنان در حال تبديل شدن به رهبران موثر هستند، به طور قابل توجهي متفاوت مي كند. اين كتاب همچنين راهنمايي براي غلبه بر چالش هايي است كه زنان را به همان اندازه با مردان افزايش مي دهد.
مزرعه، به عنوان عنوان كتاب عنوان مي كند، متافيز تر نسبت به سقف شيشه اي است براي توصيف چالش هاي مختلف كه زنان با آن روبرو هستند راه مسير پيچيده و اغلب ناپيوسته در جهت رهبري.
Eagly، رئيس هيئت علمي هنر و علوم James Padilla و عضو هيئت علمي مؤسسه تحقيقات سياست در شمال غرب، و ليندا L. Carli، همكاري نويسنده كتاب، از تحقيقات علمي است كه در سراسر تعدادي از رشته ها با انواع روش ها نشان مي دهد كه عليرغم پيشرفت هاي قابل توجهي كه زنان در رهبري انجام داده اند، موانعي ظريف و مبهم كه امروزه زنان با آن مواجه هستند، منجر به از دست دادن مترقي زنان در تمام مراحل شغلي مي شود، و در نهايت بر تعداد افرادي كه حتي در موقعيت هاي قدرتمندي قرار دارند، تاثير مي گذارد.
Eagly مي گويد: "هيچ مانعي مطلق براي جلوگيري از پيشرفت در سطح بالايي وجود ندارد، بلكه اين است كه زنان در هر سطح، و نه فقط در سطح بالا، از بين بروند."
در ميان موضوعاتي كه در اين كتاب به چشم مي خورد، انواع مختلفي از تبعيض كه رهبران زن با آن مواجه هستند، روانشناسي است كه بر پايه تعصبات، واكنش به رفتار رهبري زنان در مقايسه با مردان و تقسيم كار در خانه است.
براي مثال، تعدادي از شغل هاي حرفه اي در سطح بالا مشغول به كار شديد هستند و نياز به بيش از 40 ساعت كار در هفته است. Eagly مي گويد: "كساني كه در ساعت هاي طولاني تر قرار مي گيرند عموما سريع تر مي شوند، و اين باعث مي شود افراد با مسئوليت هاي خانوادگي كه به طور نامنظم زنان هستند بسيار مشكل باشند."
مسئله ديگري اين است كه زنان در مواجهه با رفتار رهبري با يكديگر مواجه هستند. "تحقيقات نشان مي دهد كه هنگامي كه يك زن با استدلال و اتهام به دست مي آيد، مردم اغلب به طور منفي پاسخ مي دهند، اما اگر او كليشه اي مشخص از يك زن مهربان و ملايم را برآورده مي كند، او ممكن است به عنوان يك رهبر فقير در نظر گرفته شود."
در ميان پيشنهادات كتاب، زنان توصيه مي شود رفتار فرهنگي مردانه با جنبه هاي مثبت رفتار زنانه تركيب شوند.
Eagly مي گويد: "در برخي از سازمان هاي بسيار مردانه، گرما زنانه ممكن است مورد استقبال قرار نگيرد، اما به طور كلي بسياري از رهبران زن كه موفق به انجام اين تركيب رفتار مي شوند."
در اين كتاب به افزايش اعتماد به نفس در يك سازمان مي پردازد، زنان همچنين بايد با ايجاد شبكه هاي اجتماعي بيش از حد محدود از مشاغل خود، در ايجاد سرمايه اجتماعي سرمايه گذاري كنند. تحقيقات نشان مي دهد كه كاركناني كه روابط خوبي با همكاران خود در داخل و خارج از سازمان خود دارند سريعتر از افرادي هستند كه بيشتر در وظايف مديريتي سنتي تمركز مي كنند.
داستان هاي مربوطه- اكتشافات تحقيق نشان مي دهد بينش دژنراسيون عصبي
- مطالعه در مورد چگونگي اعطاي جايزه هاي NIAID براي كمك هاي پژوهشي بعدي رقابت مي كند
- گزارش پيش بيني اميد به زندگي در سال 2040، اسپانيا مي آيد در بالاي
Eagly اشاره مي كند كه اخبار خوب براي زنان اين است كه نخبگان قدرت در ايالات متحده آمريكا بيشتر شبيه آمريكا هستند مانند گذشته. نخستين نمونه هايي از زنان معاصر كه در برابر سقف شيشه اي كار نمي كردند، شامل كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه ايالات متحده، سخنگوي مجلس نمايندگان ايالات متحده نانسي پلوسي، رئيس جمهور هاروارد درو Gilpin Faust و مدير عامل eBay Meg Whitman بودند.
حدود 23 درصد از مديران ارشد همه سازمان ها و همچنين رؤساي كالج ها و دانشگاه ها در ايالات متحده زنان هستند. با اين حال، تا دهه 1980، تعداد كمي از زنان مجاز به آغاز كارهايي شدند كه منجر به كسب مقام بلندپروازان مي شود.
در تغييرات اجتماعي عظيم، زنان به بسياري از موقعيت هاي پايين و متوسط دست يافته اند و اكنون اكثريت مديران در بسياري از مناطق را تشكيل مي دهند و بيشترين ميزان آن در خدمات پزشكي و بهداشتي (68 درصد)، منابع انساني (66 درصد) خدمات اجتماعي و اجتماعي (66 درصد) و آموزش (64 درصد).
تحقيقات نشان مي دهد زنان هنوز هم قدرت و اقتدار كمتري نسبت به مردان دارند. حتي زماني كه مديران زن و مرد در موقعيت هاي قابل مقايسه قرار مي گيرند، زنان تمايل دارند قدرت بيشتري نسبت به مردان نسبت به ديگران داشته باشند. موقعيت هايي كه زنان به طور كلي در اختيار دارند قدرت كمتري براي تصميم گيري و تعيين دستمزد ديگران دارند.
گزارش هاي مداوم از "اولين زن" براي برگزاري يك موقعيت برجسته نشان مي دهد كه در حالي كه چند زن در حال مذاكره در لابيرنت به مقام هاي بالاي رهبري هستند، برابري يك هدف دور است. از افسران با بيشترين حقوق و دستمزد در فورچون 500 شركت - با عنوان عنوان رئيس، رئيس، مدير عامل و مدير اجرايي - تنها 6 درصد زنان هستند. مهمتر از همه، تنها 3 درصد از مديران فورچون 500، زنان هستند.
علاوه بر تعداد كمي از زنان در نخبگان شركتي، بسياري از موقعيت هاي آنها به مراكز قدرت محوري مي باشد. به عنوان مثال، زنان در جايگاه هاي مديريتي كاركنان متمركز مي شوند، نه به جاي خط مشي هاي مديريتي، كه مستلزم مسئوليت مستقيم خطوط كلي شركت ها مي باشد.
اين كتاب نتيجه مي گيرد كه سازمان ها بايد از استعداد كم بهره استفاده كنند و نمي توانند زنان را از موقعيت هاي رهبري كنار بگذارند. الي براي نشان دادن دستاوردهاي رهبران زنان مي تواند، الي به تجزيه و تحليل متا آن اشاره مي كند كه نشان مي دهد زنان در ارائه سبك هايي كه براي مديريت نيروي كار معاصر كار مي كنند، كمي بهتر از مردان هستند. به طور خاص، زنان بيشتر به رهبران مي رسند كه اهميت مأموريت سازمان و مربي را در اختيار آنها قرار مي دهند، توانايي و تشويق كساني كه آنها را هدايت مي كنند. مطالعات نشان مي دهد كه اين نوع رهبري عملكرد بهتر در دنياي امروز را توليد مي كند.تست هاي روانشناسي آنلاين
"به عنوان دخمه پرپيچ و خم نشان مي دهد، مسير يك زن به نقش رهبري مي تواند چالش برانگيز باشد،" Eagly نتيجه گيري. "با استفاده از شواهد علمي براي مقابله با اين مسئله كه چرا زنان براي پيشرفت و ارائه بهترين پاسخ هاي موجود دشوار است، ما اميدواريم الهام بخش استراتژي هاي متفكرانه براي زنان و سازمان هايي كه آنها را استخدام مي كنند."
۱۷:۵۱
- ۴۱ بازديد
- ۰ نظر