M.D Karimi
پاسخ : شوهرم اصن دوسم نداره
نوشته اصلي توسط زهراشونم
با سلام. من حدود يكساله عقد كردم.من ۲۱ سالمه و شوهرم ۳۰ سال.ازدواجمم به صورت سنتي بوده. اما از همون اول يه روز خوش نديدم.شوهرم اصن دوسم نداشت. نه پيامي ميداد. نه زنگي ميزد. بهش گفتم اما فايده اي نداشت. بدتر شد كه بهتر نشد.يه ذره هم دركم نميكنه. زندگيم شده حسرت.خواهرشوهرم همسن خودمه و با شوهرش هردو متولد يكسالن.اوناهم عقدن و خيلي خيلي خوبن باهم. اما شوهر من چي؟ آرزو دارم يبار بغلم كنه حتي.بوسم كنه. اصن اينا چيه؟ آرزو دارم يبار اسممو صدا كنه.اصن انگار مني وجود ندارم.بعضي شبا از پيش خونوادش مياد خونمون كه بخوابه. اما حتي وقتي توي اتاقيمم جاي خوابشو ازم جدا ميكنه. حتي من اگر برم كنارشم روشو اونور ميكنه.منم ديگه سرد شدم بخدا. بهش زنگ ميزنم پيام ميدم. پيامامو كه كلا جواب نميده. زنگم كه اكثرا گوشيشو جواب نميده.اگرم جواب بده كه سرد برخورد ميكنه.يبار نشد واسم يه هديه بخره. يا لااقل هزار تومن بده به من.يا بگه بيا يه روز ببرمت مسافرت.بخدا اگر اندازه يه ارزن محبت ميديدم مديون محبتش ميشدم. اما افسوس كه روز به روز دارم سردتر و افسرده ترميشم.من تموم محبتمو. عشقمو نثارش ميكنم اما اون چي؟فقط با كاراش بلده دلمو بشكنه.شبا موقع خواب گريه ميكنم. ميفهمه اما حتي روشو سمت من نميكنه كه ببينه چمه.يبارميخواستم از گوشيش زنگ بزنم رمز گوشيش رو بهم نگفت. بعدش به خواهرش گفت بياد وارد كنه كه من بتونم زنگ بزنم. يني اينقد بهم اعتماد نداره. حتي نشده ما توي اين مدت يه روز كامل باهم باشيم. توي يه شهر ديگه خونه مجردي داره.اما يبار نشده منو دو روز با خودش ببره.نميدونم شايدم مشكلي چيزي داره كه ميخواد ازم مخفي كنه.يبار بهش گفتم من كه از زندگي مون خيري نديدم. گفتش خب طلاق بگير.به من و حرفام يه ذره هم محل نميذاره.مثلا بهش ميگم نماز بخون روزه بگير.انگار نه انگار.حرفاي اطرافيان منو بيشتر اذيت ميكنه هركي ميبينه مارو ميگه حيف تو كه هم از نظر قيافه و ظاهر هم از نظر تحصيلات هم از نظر خانوادگي و مالي ازش سري اونوقت رفتي با اونجور آدمي ازدواج كردي. از همه بدتر خونوادم. چون اقواميم ميگن بميري هم بايد بسازي. آبرومون ميره اگه بخواي طلاق بگيري. حتي گفتم فقط يبار باهام بياد مشاوره. خودش كه بحرف نكرد. خواستم از طريق خونواده ها وارد بشم. كه با برخورد شديد خونواده خودم روبه رو شدم و حتي منو تهديد به كتك زدن كردن. از زندگي سير شدم.جديدا فقط به خودكشي فكر ميكنم.تهش از يه جهنم ميرم يه جهنم ديگه اما ديگه اينجوري عذاب نميشم.
سلام دوست گرامي
از شنيدن اونچه كه اين روزا باهاش مواجه هستيد عميقاً ناراحت شدم، چون مطمئناً حق شما اين نبوده...
واقعيت انكار ناپذيري است كه فاصله سني شما با همسرتون زياده، اما خبر خوب اينكه شما به شدت جوان هستيد و ميتونيد با طلاق گرفتن، به زندگي بهتري اميدوار باشيد. طبيعيه اوايل خانواده شما مقاومت نشون ميدن اما وقتي متوجه مصصم بودن شما بشن، راهي جز حمايت از شما نخواهند داشت، با اين حال عجولانه هم رفتار نكنيد.
ضمناً الان بهترين فرصت ممكن براي پايان داادن به اين رابطه ناموفقه، در واقع قبل از اينكه رسماً ازدواج كنيد. پس فرصت رو از دست ندين.
هرچند اين يك نظر شخصي از جانب بنده است، اما فكر مي كنم هر چه زودتر از ايشون جدا بشين به نفعتونه. ضمناً بهتره به اين موضوع كه لابد سرنوشت من همينه و بايد بسوزم و بسازم فكر نكنيد اصلاً ، مطمئناً حق شما اين نبوده.
از شنيدن اونچه كه اين روزا باهاش مواجه هستيد عميقاً ناراحت شدم، چون مطمئناً حق شما اين نبوده...
واقعيت انكار ناپذيري است كه فاصله سني شما با همسرتون زياده، اما خبر خوب اينكه شما به شدت جوان هستيد و ميتونيد با طلاق گرفتن، به زندگي بهتري اميدوار باشيد. طبيعيه اوايل خانواده شما مقاومت نشون ميدن اما وقتي متوجه مصصم بودن شما بشن، راهي جز حمايت از شما نخواهند داشت، با اين حال عجولانه هم رفتار نكنيد.
ضمناً الان بهترين فرصت ممكن براي پايان داادن به اين رابطه ناموفقه، در واقع قبل از اينكه رسماً ازدواج كنيد. پس فرصت رو از دست ندين.
هرچند اين يك نظر شخصي از جانب بنده است، اما فكر مي كنم هر چه زودتر از ايشون جدا بشين به نفعتونه. ضمناً بهتره به اين موضوع كه لابد سرنوشت من همينه و بايد بسوزم و بسازم فكر نكنيد اصلاً ، مطمئناً حق شما اين نبوده.
جمعه ۳۰ فروردین ۹۸
۱۷:۵۱
۱۷:۵۱
- ۳۸ بازديد
- ۰ نظر