ذكر خيرش همه اطراف مادر زن.
خنده رو مثل مربا شيرين.
بهتر از باقلوا مادر زن.
زندگي با مادر زنزندگي كردن با زن و فرزند كه نه.
بلكه به شيريني رسيده با مادر زن.
با شماها چه فردي بوده و هست.
مهربانتر از ننه يا مادر زن؟.
سخن و حرف سنجيده.
به دور از برت و بلا مادر زن.
با منطق، صلح طلب ، خوش رفتار.
هم قدم ، گام بردار بيا مادر زن .
از ششم تا هفتم هر برج به بعد.
بهترين حامي ما مادر زن.
صاحب صندوق الحسنه.
گره از كار گشا مادر زن.
مهدكودك مي شود خانه او.
علاقه دارد نوه را مادر زن.
آشپزخانه ما تعطيل مي باشد .
چون كه هي پخته غذا مادر زن.
خانه او خانه كه نه رستوران.
مرغ و ماهيش به پاست مادر زن.
در طبابت كردن داراي تخصص ، حاذق .
نسخه اش ، اِند شفا مي باشد مادر زن.
طفلكي حضرت آدم كه نداشت.
مانند من يا كه شما مادر زن.
يك فرشته مي باشد، نگوييم كه هست.
زلزله يا كه بلا مادرزن.
بس كه خوب مي باشد دلم ميخواهد .
داشتم من سه تا مادر زن.
آن اندازه اي كه من عاشق مادرزنم .
كز براي او خواهم داد جان و تنم .
هست مادر زن دُرِاندر صدف.
دوسش دارم من او را بي هدف.
گر نبينم روي مادرزن دمي.
رخت بر بندد ز من هر خرمي.
مهرباني هاي او دَردَم دوا.
يا رب او را دور بدار از هر بلا.
آنكه من مجنون او شدم .
مي باشد مادرزن ، كه شيدايش شدم.
در فرازِ زندگي پشت و پناه .
خواهد راند مرا از اشتباه.
دست من خواهد گرفت به هنگام خطر.
تا به پايان باشدم او همسفر.
دخترش را اينگونه گويد بسي.
بهتر از شوهر تو را نبوَد فردي.
آخر چه كنم قرار نتوانم كرد.
از مادر زن خود فرار نمي توانم كرد.
بايد بروم ببينمش اگر چه بد مي باشد.
سرپيچي ز دستور عيال نتوانم كرد.
منبع: فارس پاتوق
۱۷:۵۱
- ۳۹ بازديد
- ۰ نظر