گرايش به تعصب، نوعي از حس مشترك است كه به مغز انسان احتياج دارد

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

گرايش به تعصب، نوعي از حس مشترك است كه به مغز انسان احتياج دارد

بر خلاف آنچه كه اكثر مردم بر اين باورند، تمايل به تعصب، يك شكل از عقل سليم است، از طريق تكامل به عنوان يك پاسخ انطباقي براي محافظت از اجداد ماقبل تاريخ خود از خطر به مغز انسان وارد شده است.

بنابراين يك مطالعه جديد منتشر شده توسط محققان دانشگاه ايالتي آريزونا در شماره ماه مه " مجله شخصيت و روانشناسي اجتماعي "، نشان مي دهد كه به دليل اينكه بقاي انسان بر اساس زندگي گروهي بود، "بيگانه ها" به عنوان - و اغلب - تهديدات بسيار واقعي.

استيون نوبرگ، استاد روانشناسي اجتماعي ASU، كه اين مطالعه را با دانشجوي دكترا كاترين (Catherine)، با دانشجوي دكترا نوشت، مي گويد: "طبيعت، افراد حيوانات زندگي گروهي هستند - استراتژي اي كه بقاي فرد را افزايش مي دهد و منجر به آنچه كه ما مي توانيم" روانشناسي قبيله اي "ناميد. كاترل "براي اجداد ما سازگار بوديم با افرادي كه در خارج از گروه قرار داشتند و تهديداتي مانند امنيت فيزيكي، بهداشتي يا منابع اقتصادي داشتند و به اين تهديدات مختلف پاسخ دادند به طوري كه فرصت شان براي كاهش آنها فراهم شود. "

متاسفانه، Neuberg مي گويد، زيرا تمايلات روان شناختي تكامل يافته به ندرت با وجود خطرات سازگار است، افراد ممكن است به گروه ها و اعضاي آنها واكنش مثبتي داشته باشند، حتي اگر آنها واقعا تهديد واقع بينانه اي نداشته باشند.

Neuberg و Cottrell 235 دانشجوي اروپايي آمريكايي در ASU به 9 گروه مختلف فكر مي كنند: فمينيست هاي فعال، آمريكايي هاي آفريقايي، آمريكايي هاي آسيايي، آمريكايي هاي اروپايي، مسيحيان بنيادگرا، مردان همجنسگرا، آمريكايي هاي مكزيكي، بوميان آمريكايي و مسيحيان غير متعارف. سپس محققان اين گروه ها را بر اساس تهديداتي كه به جامعه آمريكايي (به عنوان مثال به ايمني فيزيكي، ارزش ها، سلامتي و غيره) مي رسانند، به اشتراك مي گذارند و احساسات خود را نسبت به اين گروه ها (مانند ترس، خشم، انزجار، ترس) گزارش مي دهند. ، و غيره.).

با توجه به فرضيه هاي پژوهشگران، يافته ها نشان مي دهد كه پيش شرط هاي متمايز نسبت به گروه هاي مختلف افراد وجود دارد. بعضي از گروه ها تعصبات را كه به طور عمده توسط ترس، بعضي از انحط، و ديگران با خشم و غيره مشخص مي شود، مطرح مي كنند. علاوه بر اين، "طعم هاي مختلف" تعصب با الگوهاي مختلف تهديد درك شده مرتبط بود.

داستان هاي مربوطه

كار پيگيري بيشتر نشان مي دهد كه اين پيش فرض هاي مختلف انگيزه تمايل به انواع مختلف تبعيض را، به شيوه اي ظاهرا با هدف كاهش تهديد درك شده.

"گروه هايي كه به عنوان تهديدي براي ايمني فيزيكي ظاهر مي شوند، ترس و اقدامات خودپنداره را تشريح مي كنند؛ گروه هايي كه به نظر مي آيند انتخاب بيش از آنها را به خشم و تمايلات به تجاوز مي رسانند، و گروه هايي كه به عنوان تهديد هاي بهداشتي ظاهر مي شوند، بروز انزجار و تمايل به اجتناب از فيزيكي تماس بگيريد، "Cottrell مي گويد.

نايبرگ مي گويد: "يك كاربرد مهم مهم در اين تحقيق اين است كه ما ممكن است نياز به ايجاد مداخلات مختلف براي كاهش تعصبات نامناسب در برابر گروه هاي مختلف داشته باشيم."

به عنوان مثال، اگر كسي در تلاش براي كاهش تعصبات در ميان دانش آموزان جديد در دوران تحصيلات ابتدايي باشد، ممكن است استراتژي هاي مختلف براي جمع آوري گروه هاي مختلف استفاده شود.

"به عنوان مثال، با توجه به اين كه سفيدپوستان به عنوان يك تهديد براي امنيت فيزيكي به صورت كليشه اي را درك مي كنند، توصيه نمي شود كه يك بازي بسكتبال شبانه در فضاي باز وجود داشته باشد، زيرا تاريكي موجب افزايش ترس مردم مي شود. كاترل مي گويد "اما اگر هدف كاهش تعصب در برابر مردان همجنسگرا باشد - به نظر مي رسد كه به دليل ارتباط با ايدز به درمان صحي بپردازند، و به اين ترتيب باعث مي شود كه غذاي انگشتان فاسد فيزيكي، يك ايده خوب باشد."

Neuberg و Cottrell هر دو ادعا مي كنند كه فقط به اين دليل است كه تعصبات يك بخش اساسي و طبيعي از آنچه انسان ما را مي سازد، اين بدان معنا نيست كه يادگيري نمي تواند انجام شود و پاسخ ها را نمي توان كاهش داد.هرانمركز مشاوره روانشناسي

"مردم گاهي اوقات به اين فكر مي كنند كه ما مي گوييم تعصب، ريشه هاي تكامل يافته اي دارد كه مي گويند كه تعصبات خاص نمي تواند تغيير كند." اين فقط مورد نيست. "Neuberg مي گويد. "آنچه كه ما فكر مي كنيم و احساس مي كنيم و رفتار ما معمولا نتيجه تعاملات پيچيده بين گرايش هاي بيولوژيكي و تجربيات يادگيري است. تكامل ممكن است ذهن ما را تهديد كند، اما محيط ما بر اهداف خاصي از اين پيشداوري ها تاثير مي گذارد و ما چگونه بر آنها عمل مي كنيم "


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد