CBT – نوع خاصي از گفتار درماني است كه توسط آن طرز فكر و پاسخ افراد در مورد افكار و تجربياتشان تغيير پيدا مي كند.
براي افرادي كه علائم رواني را تجربه مي كنند، كه مي تواند اسكيزوفرني يا ساير اختلالات رواني باشد، درمان بيمار با آموزش متفاوت فكر كردن در مورد تجربه هاي ناخوشايند، همراه مي باشد. اين تجربه ناخوشايند به عنوان مثال مي تواند قضاوت ديگران درباره فرد باشد. CBT استراتژي هايي نيز براي كاهش احساس ناراحتي و بهبود خوشبختي ارائه مي كند.
اين يافته ها در مجله ترجمه روان پزشكي منتشر شده است كه در ادامه پژوهش هاي قبلي محققان است كه نشان مي داد كه افراد روان پريشي كه باCBT درمان شده اند، ارتباطات تقويت شده بين مناطق كليدي از مغز را كه درگير پردازش تهديد اجتماعي مي باشند، نمايش مي دهد.
نتايج جديد براي اولين بار نشان مي دهد كه اين تغييرات در بهبود بلند مدت افراد در سال هاي بعد اثر مي گذارند. در مطالعه اوليه، شركت كنندگان تحت تصويربرداري fMRI قرار گرفتند كه پاسخ مغز آن ها به تصاويري كه در آن چهره هاي مختلف ابراز احساسات مي كردند را قبل و بعد از شش ماه از اجراي CBT ارزيابي كند. شركت كنندگان در حال حاضر دارو نيز مصرف مي كردند و به گروهي ديگر نيز فقط دارو داده مي شد.گروهي كه فقط دارو دريافت مي كردند، افزايش اتصالي را نشان ندادند. اين موضوع به اين نكته اشاره مي كند كه اثرات رخ داده در ارتباطات مغزي مي تواند به CBT نسبت داده شود.
در مطالعه جديد، سلامتي ۱۵ نفر از ۲۲ نفر شركت كننده اي كه CBT را دريافت كرده بودند طبق سوابق پزشكي شان به مدت هشت سال ادامه پيدا كرده بود. آنها همچنين پرسشنامه اي در پايان اين دوره به منظور ارزيابي سطح بهبود و خوشبختي خود فرستادند.
نتايج نشان مي دهد كه افزايش در اتصال بين چند ناحيه مغز – از همه مهم تر آميگدال (مركز تهديد مغز) و مغز پيشاني (كه با تفكر و استدلال درگير است) – با بهبود دراز مدت اختلالات رواني مرتبط است. اين اولين بار است كه نشان داده شده تغييرات ايجاد شده در مغز به وسيله CBT، با بهبود طولاني مدت در افراد مبتلا به اختلالات رواني، مرتبط است.
نويسنده اصلي اين پژوهش دكتر ليام ميسون از دانشگاه كينگ لندن، كه يك روانشناس باليني در بيمارستان Maudsley است كه اين پژوهش نيز در همين بيمارستان صورت گرفت، گفت:”اين پژوهش اين موضوع را كه وجود فيزيكي مغز در اختلالات رواني تفاوت ايجاد مي كند و اهميت درمان رواني كم است را به چالش مي كشد. متاسفانه، در تحقيقات قبلي نشان داده است كه اين “تعصب مغزي” مي تواند پزشكان را به احتمال زياد مجبور به توصيه دارو كند و از روش هاي روان درماني استفاده نشود.اين امر به ويژه در اختلالات رواني اهميت دارد، كه در آن تنها يك نفر از ده نفر از روش هاي روان درماني بهره مند مي شود.”
محققان اكنون اميدوار هستند نتايج در يك نمونه بزرگتر تاييد شود، و تغييرات صورت گرفته در مغز را شناسايي كنند كه افرادي كه تجربه بهبود با CBT را دارند از كساني كه از اين روش استفاده نكرده اند، تفكيك شوند. در نهايت، با اجازه دادن به محققان جهت درك اين موضوع كه چه چيزي تعيين كننده اين است كه روش هاي روان درماني موثر است يا نه، نتايج مي تواند به نتايج بهتر و شايسته تري براي درمان روان پريشي منجر شود.
منبع:مركز مشاوره ستاره ايرانيان
۱۷:۵۰
- ۳۷ بازديد
- ۰ نظر