كنسرسيوم بين المللي پيشنهاد روشي جديد براي تشخيص بيماري هاي رواني را ارائه مي دهد

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

كنسرسيوم بين المللي پيشنهاد روشي جديد براي تشخيص بيماري هاي رواني را ارائه مي دهد


يك كنسرسيوم روانپزشكان و روانشناسان از دانشگاه هاي سراسر جهان، كه توسط دانشگاه استوني بروك، دانشگاه مينه سوتا و دانشگاه نوتردام انجام شده است، روش جديدي را براي تشخيص اختلالات رواني پيشنهاد كرده است. رويكردي كه در مقاله منتشر شده در مجله روانشناسي غيرعادي منتشر شده است (در هنگام پيوند درج لينك)، يك سيستم طبقه بندي طيف گسترده اي از مشكلات روانپزشكي است كه بر اساس شواهد علمي، علائم بيماري و اختلال عملكرد است. سيستم تشخيصي به نقاط ضعف پايه پنجم (2013) راهنماي تشخيصي و آماري اختلالات رواني (DSM-5)، كتاب راهنماي پزشكان و محققان براي بيماري هاي رواني مي پردازد.

تشخيص بيماري رواني مهم است زيرا آن را تعريف مي كند چه درمان يك بيمار بايد دريافت كند. تشخيص همچنين تلاش هاي پژوهشي را هدايت مي كند و توسط شركت هاي دارويي براي توسعه داروهاي جديد استفاده مي شود. رويكرد جديد تشخيصي به نام طبقه بندي سلسله مراتبي روانپزشكي (HiTOP) ناميده مي شود. در مقاله اي با عنوان "طبقه بندي سلسله مراتبي روانپزشكي (HiTOP): جايگزيني ابعاد براي صدور سنتي"، كنسرسيوم پيشرفت طبقه بندي آسيب شناسي روان شناسي را فراتر از سيستم هاي تشخيصي سنتي.

به گفته نويسندگان، روت كتف، دكتراي، دانشيار روانپزشكي در دانشگاه استوني بروكل؛ رابرت كروگر، PhD، استاد روانشناسي دانشگاه مينه سوتا؛ و ديويد واتسون، استاد روانشناسي دانشگاه نوتردام، شواهد حاكي از انباشته شدن است كه نشان مي دهد تغييرات عمده اي در نحوه طبقه بندي بيماري هاي رواني وجود دارد، اما DSM-5 فقط تكرارهاي منفي ايجاد كننده نارضايتي در جامعه پژوهش را ارائه مي دهد. موسسه ملي سلامت روان (NIMH) يك مدل جايگزين براي هدايت تلاش هاي پژوهشي در زمينه بهداشت رواني ايجاد كرد. اما اين رويكرد نيز بحث برانگيز بوده است، زيرا آن را به شدت بر روي عصب شناسي تمركز مي كند و خيلي كمتر در بررسي مسائل مهم براي مراقبت هاي روزمره روانپزشكي مانند پيش آگهي در مورد بيماري و انتخاب درمان است.

همانطور كه پروفسور Krueger آن را توضيح مي دهد، DSM مي تواند چالش برانگيز براي استفاده در عمل روزمره باشد. او مي گويد: "اين بيزانس است. "اين همانند كد مالياتي ايالات متحده است. شما مي توانيد در پيچيدگي محتويات خود گم شويد و هنوز راه موثري يا دقيق براي مفهوم سازي بيمار خود پيدا نكنيد."

دكتر Kotov مي گويد: "سيستم HiTOP براي رسيدگي به محدوديت هايي كه در حال حاضر در معرض تشخيص روانپزشكي هستند، بيان شده است." "اول، سيستم پيشنهاد مي دهد كه اختلالات رواني را به عنوان طيف ها بررسي كند. دوم، سيستم HiTOP از شواهد تجربي براي درك همپوشاني بين اين اختلالات و طبقه بندي ارائه هاي مختلف بيماران مبتلا به اختلال داده شده استفاده مي كند."

به عنوان مثال، دكتر كوتوف توضيح داد كه مشكلات سلامت روان در دسته بندي قرار مي گيرد، زيرا آنها در پيوند بين آسيب شناسي و عادي قرار دارند، بسيار شبيه وزن و فشار خون. به همين دليل رويكرد طيف مورد نياز است. اعمال يك مرز مصنوعي براي تشخيص بيماري هاي رواني از سلامت موجب تشخيص ناپايداري مي شود، به عنوان يك علامت مي تواند تشخيص را از حال حاضر به عدم وجود تغيير دهد. همچنين گروه بزرگي از افراد مبتلا به علائمي را كه به آستانه درمان نمي شوند، رها مي كنند، هرچند كه آنها از اختلالات قابل توجهي رنج مي برند.

داستان هاي مربوطه

همچنين، تشخيص DSM-5 مختلف با فركانس شگفت انگيز همراه است، در حالي كه اكثر بيماران با يك اختلال روانشناختي بيشتر در يك زمان برچسب گذاري شده اند. شواهد گسترده نشان دهنده يك الگوي فرعي از چندين طيف عمده است كه اين همپوشاني را ايجاد مي كند. علاوه بر اين، دسته هاي تشخيصي بسيار پيچيده هستند كه اغلب دو بيمار مبتلا به همان تشخيص يك علامت واحد مشترك را ندارند.

"راه حل HiTOP براي اين مشكلات اساسي طبقه بندي بيماري روحي را در سطوح مختلف سلسله مراتب طبقه بندي مي كند: سطح گسترده اي از طيف هاي اصلي را جذب مي كند و سطح خاصي از ابعاد سختگيرانه در آنها را نشان مي دهد. اين روش به پزشكان و محققين اجازه مي دهد تا بر علائم دقيق تر جزئيات، و يا ارزيابي مشكلات گسترده تر، در صورت لزوم، "دكتر Kotov توضيح مي دهد.

يك مثال خوب از اين طبقه بندي جديد، اختلال اضطراب اجتماعي است كه در رده DSM-5 قرار دارد. مدل HiTOP اضطراب اجتماعي را به عنوان يك بعد درجه بندي شده توصيف مي كند و شامل افرادي مي شود كه ناراحتي خفيف را در برخي موقعيت هاي اجتماعي (به عنوان مثال هنگام صحبت كردن در مقابل يك مخاطب بزرگ) به افرادي كه در اغلب موارد بسيار ترسناك هستند تجربه مي كنند. سيستم HiTOP به رسميت مي شناسد كه سطوح باليني اضطراب اجتماعي شديدتر است، اما اساسا با ناراحتي اجتماعي معمولي متفاوت نيست. همچنين، HiTOP آن را به عنوان يك مشكل خاص نمي شناسد، اما تفاوت هاي مهم بين ترس هاي بين فردي (يعني ديدار با افراد جديد) و ترس عملكرد (يعني انجام در مقابل مخاطب) را مي شناسد. علاوه بر اين، افراد داراي اضطراب اجتماعي مستعد ابتلا به اضطراب و افسردگي هستندمركز مشاوره ازدواج كانون مشاوران ايران

به طور كلي، نويسندگان تأكيد مي كنند كه HiTOP بر اساس شواهد علمي ترين تا به امروز، به جاي اينكه بر اساس تصميمات كميته (رويكرد مورد استفاده براي ساخت DSM-5) تاكيد داشته باشد، تأكيد دارد. در ارزيابي اختلالات رواني، رويكرد HiTOP براي اطلاعات در مورد آسيب پذيري هاي ژنتيكي مشترك، عوامل خطر زيست محيطي و اختلالات نوروبيولوژيكي، مانند اختلاف در فعاليت مغز بين بيماران و افراد سالم، اطلاعاتي است.


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد