اهميت روابط جنسي در زندگي زناشويي
داشتن روابط جنسي سالم بين زوجين يكي از ملزومات زندگي مشترك ميباشد. روابط جنسي يكي از اصليترين و اساسيترين انگيزههاي ازدواج جوانان ميباشد و اگر اين رابطه بين زوجين به خوبي وجود داشته باشد، بيشتر مسائل و موضوعات اختلافبرانگيز از بين ميرود، اما در صورتي كه رابطه جنسي از بين برود و يا از ميزان آن كاسته شود، جزئيترين و پيشپاافتادهترين مسائل نيز به يك اختلاف بزرگ و حلنشدني تبديل ميشوند. در رفتار بسياري از مراجعان در هنگام مطالعه فهرست بروشورها دقت كردهام. بيشتر آنها وقتي چشمشان به بحث روابط جنسي ميافتد، سريعا به صفحه موردنظر ميروند و شروع به مطالعه اين فصل از بروشور ميكنند. اين رفتار كه در اكثريت مراجعان ديده ميشود، نشاندهنده اهميت روابط جنسي در زندگي مشترك ميباشد. اما نكته مهم ديگري كه به مبحث مقاله ما مربوط ميشود، رابطه رفتار جنسي با تمايل مردان به انتخاب همسر دوم ميباشد. اين مقاله بدين منظور نوشته شده است كه علل و عوامل تمايل مردان به انتخاب همسر دوم را شناسايي نموده و جهت جلوگيري از اين پديده، راهكارهاي علمي ارائه نماييم. اگر در زندگي مرداني كه همسر دوم انتخاب كردهاند دقيق شويد، متوجه خواهيد شد كه بلااستثناء همه آنها از نظر روابط جنسي با همسر خود كم و كاستيهايي داشتهاند و فردي كه به عنوان همسر دوم وارد زندگي آنها شده است، چون از اين موضوع آگاهي و اطلاعات كاملي داشته است، به خوبي اين نياز مرد را تامين نموده و همين عامل باعث گرايش و كشش مرد به طرف او شده است. گاهي اوقات بودهاند خانمهايي كه ابراز داشتهاند كه ما هم از نظر روابط جنسي شاهد كم و كاستيهايي از طرف شوهر خود بودهايم، اما چرا ما منحرف نشدهايم. چرا مردها در دوران حاملگي همسرشان به خود اين اجازه را ميدهند كه به دنبال انتخاب همسر دوم باشند؟ گله و شكايت اين خانمها كاملا منطقي است و بايد به آنها حق داده شود، اما نكتهاي كه بايد به آن توجه داشته باشند، اين است كه نقش و اهميت روابط جنسي براي دو طيف زن و مرد و ميزان مقاومت زن و مرد در مقابل فقدان روابط جنسي با هم متفاوت ميباشد. همه محققان و روانشناسان عقيده دارند كه ميزان تمايل و علاقه مردان به روابط جنسي بسيار بيشتر از زنان است. اگر بين زن و مرد، اختلاف و كدورتي وجود نداشته باشد، مردها هرگز از روابط جنسي كنارهگيري نميكنند. كنارهگيري مردها از روابط جنسي به بهانه استرس و خستگي ناشي از كار روزانه هم بهانه است. اينها همه ناشي از انتقادها، جر و بحثها و غرزدنهاي همسرشان ميباشد. اگر مردي به همسرش علاقه داشته باشد و بين آنها كدورتي وجود نداشته باشد، تقريبا هميشه براي روابط جنسي آمادگي دارد. از سوي ديگر استرس نهتنها مانع از روابط جنسي نخواهد شد، بلكه روابط جنسي كاهشدهنده استرس ميباشد و مشاهده شده است كه مردها در هنگامي كه استرس زيادي دارند، براي كاهش ميزان استرس خود به روابط جنسي روي ميآورند.
اهميت روابط جنسي براي مردان به مانند اهميت حرف زدن براي زنان است. همانگونه كه يك زن به يك گوش شنوا براي حرف زدن نياز دارد و بدون داشتن آن دچار افسردگي ميشود، يك مرد نيز به روابط جنسي محبتآميز با همسرش نياز دارد. روابط جنسي ميزان استرس يك مرد را به شدت كاهش ميدهد و مرد از برقراري روابط جنسي با همسرش در بسياري از موارد ميزان عشق و علاقه به همسرش را نشان ميدهد. اما متاسفانه نكتهاي كه بايد در اينجا در مورد آن صحبت كنيم، اين است كه برخي خانمها به روابط جنسي با شوهرشان اهميتي نميدهند و برخي هم از اين روابط به عنوان يك اهرم تنبيهكننده استفاده ميكنند. بيتوجهي به مسائل جنسي و استفاده از آن به عنوان يك اهرم تنبيهكننده يكي از بزرگترين اشتباهاتي هستند كه ممكن است يك زن در طول زندگي مشترك خود مرتكب شود.
وقتي كه يك زن به آرايش و وضعيت ظاهري خود در خانه رسيدگي كرده و همچنين در روابط جنسي با شوهرش در برخي موارد پيشقدم ميشود، عشق و علاقه شوهرش را به خود چندين برابر ميكند، اما وقتي كه به اين مسائل بيتوجهي ميكند و يا از روابط جنسي با همسرش به عنوان يك اهرم تنبيهكننده استفاده ميكند، علاوه بر اين كه عشق و علاقه بين خود و همسرش را از بين ميبرد، بلكه با اين رفتار باعث ميشود كه همسرش براي روابط پنهان خارج از خانواده يك دليل و توجيه منطقي داشته باشد. در طول دو سال گذشته بيشتر مراجعان خانمهايي بودند كه از رفتار مشكوك همسرشان گلهمند بودهاند. اكثر اين خانمها بعد از چند جلسه مشاوره به بيتوجهي خود به مسائل جنسي اذعان نمودند. به طور كلي ميتوان گفت كه در طول سالها مشاوره به ندرت به موردي برخورد كردهايم كه زني از نظر روابط جنسي گرم و عاطفي باشد، اما با اين حال همسرش به دنبال زني ديگر باشد. در مورد خانمهايي كه رفتار جنسي سرد و نامناسبي داشتهاند، تشويق آنها به توجه به مسائل جنسي بيشترين تاثيري را داشته است.
هرگز مراجعه خانمي را فراموش نميكنيم كه به خاطر نارضايتي از زندگي زناشويي مراجعه كرده بود و با توجه به اينكه وضعيت مالي مناسبي نداشتند، هزينه مشاوره را هم به سختي تهيه كرده بود و بدون اطلاع شوهرش و به طور مخفيانه مراجعه كرده بود. در اولين برخورد متوجه شدم عدم توجه او به وضعيت ظاهر و از همه مهمتر بيتوجهياش به روابط جنسي شدم، بنابراين اولين راهكارها را بر اين موضوع متمركز نموديم تا بدين وسيله باعث گرايش همسرش به طرف او شديم. بعد از دو هفته تغيير رفتار، شوهرش شديدا به او علاقهمند شده بود و از همه مهمتر اينكه به دنبال علت تغيير رفتار همسرش بود. خانم اظهار ميكرد كه با توجه به وضعيت مالي مناسبي كه داشتيم، از شوهرم خجالت ميكشيدم كه بگويم مبلغي را براي مشاوره پرداخت كردهام، اما با كمال تعجب وقتي كه واقعيت را به او گفتم، شوهرم بسيار خوشحال شد و اول هر هفته ابتدا هزينه مشاوره من را پرداخت ميكرد و روزي كه قرار بود به مشاوره بروم، چندين بار با من تماس ميگرفت تا مطمئن شود كه براي مشاوره مراجعه كردهام. او اعتراف ميكند كه تاكنون علت اين بيتوجهي و بهانهگيريهاي همسرم را نميدانستم و به وضعيت مناسب دوستان و اقوام خود حسادت ميكردم، اما اكنون متوجه شدهام كه مردها به سادگي قابل تغيير هستند. زن اگر براي شوهرش معشوقه خوبي باشد، مردها همسران خوبي خواهند بود. اما اگر به اين موضوع بيتوجهي كند، زندگي را به كام خود، همسر و فرزندان خود تلخ خواهد كرد.
اهميت روابط جنسي در زندگي زناشويي
تحقيقات نشان دادهاند كه پس از اولين زايمان ميزان رضايت زناشويي به مقدار قابل توجهي كاهش مييابد. اين نتيجهگيري تاييدي است بر رابطه بين رسيدگي به ظاهر و توجه به روابط جنسي با ميزان رضايت زناشويي. پس از ازدواج خصوصا بعد از بچهدار شدن خيلي از زنان ديگر به خود نميرسند، به جاي آنكه در خانه مانند دختران جوان لباس بپوشند، دائما پيژامههاي پشمي يا شلوارهاي خيلي گشاد به تن ميكنند، كمتر اصلاح ميكنند، ناخنهايشان را تميز نميكنند، در هفته كمتر به حمام ميروند، آرايش نميكنند، حتي موهاي خود را هم شانه نميزنند و هرگز جلوي همسرشان لباسهاي جذاب به تن نميكنند و بعد هم از شوهرشان انتظار دارند كه با آنها رفتار محبتآميز داشته باشد. متاسفانه وقتي كه به زنها پيشنهاد ميشود كه بايد به خودشان رسيدگي نمايند، اكثرا جبههگيري ميكنند و حالت تدافعي به خود ميگيرند، اما بينظمي، غفلت از خود و شلختگي يك بيماري رواني است كه بايد درمان شود.
زنان بايد توجه داشته باشند كه شوهرشان آنها را با يك ظاهر زيبا و مرتب پسنديده است و بايد همچنان آن ظاهر زيبا و مرتب را حفظ كنند. هرگز انتظار نداشته باشيد كه بعد از ازدواج عليرغم بينظمي و بيتوجهي به خود، همسرتان همواره به شما علاقهمند باشند، بلكه در صورتي اين عشق و علاقه ادامه پيدا ميكند كه شما هم به نيازها و خواستههاي او توجه داشته باشيد. تغيير دادن رفتار يك مرد بسيار ساده است. زنان به آساني ميتوانند رفتار شوهرشان را تغيير دهند. مردها به آساني گذشت ميكنند و با ديدن كمي محبت و توجه از سوي زنان خود رفتارشان را تغيير ميدهند. آنچه مردان را به سوي زنان جذب ميكند، ظرافت زنانه آنان است. اين ظرافت تنها مربوط به ظاهر نيست، بلكه رفتار را نيز در بر ميگيرد. داشتن ظاهري آراسته، رفتاري پسنديده و كمي توجه، از جمله كارهايي است كه زنان با آن ميتوانند شوهران خود را خوشحال كنند. زنان با اين كارها نشان ميدهند كه شوهر خود را يك تكيهگاه ميدانند، نه ابزاري براي تامين نيازهايشان. زنها اگر ميخواهند شوهرشان دوستشان داشته باشد، بايد علاوه بر انجام كارخانه خانه، هميشه به ظاهر خود نيز رسيدگي كنند و ظاهري آراسته و تميز داشته باشند.
روابط جنسي يكي از روشهايي است كه مردان ميزان عشق و علاقه همسر خود را با آن ميسنجند. اگر به روابط جنسي با شوهرتان بيتوجهي كنيد، او تصور ميكند كه مرد مورد علاقهاش نيستيد و با توجه به اينكه عشق دوطرفه است، از ميزان عشق و علاقه او به شما كاسته ميشود. زنان عشق خود را با كلمات زيبا، با يك شاخه گل، يك شيشه عطر و هديه بيان ميكنند، اما مردان ميزان عشق همسرشان را نسبت به خود به طرز ديگري ميسنجند. مردان در دو صورت پي به عشق همسرشان ميبرند:
۱- در صورتي كه همسرشان نيازهاي جنسي آنان را تامين نمايد.
۲- در صورتي كه همسرشان با رفتار خوب اعتماد به نفس آنها را تقويت كند. در اين صورت مرد احساس ميكند كه قهرمان زندگي زنش ميباشد.
اين دو نكته به حدي در حل مشكلات زناشويي موثر است كه ارزش دارد همه خانمها اين دو سطر را تايپ نموده و در كيف خود و يا در جاي خصوصي ديگر بگذارند و هر روز به آن توجه نمايند. در طول چند سال گذشته توجه عمده ما به اين مسئله معطوف شده بود كه به راستي «علت اصلي تمايل مردان به انتخاب همسر دوم چيست؟» پاسخگويي به اين سوال وقتي برايمان بااهميتتر شد كه مشاهده كرديم كه تعداد زيادي از مرداني كه همسر دوم اختيار كردهاند، فردش را انتخاب كرده بودند كه به مراتب از همسر اولشان پايينتر بود. در بسياري از موارد مشاهده كرديم كه همسر اول از نظر سطح تحصيلات، وضعيت خانوادگي، چهره ظاهري از همسر دوم آنها بالاتر بود، اما با اين حال اين مردها به همسر دوم خود علاقه و توجه بيشتري نشان ميدادند. پس از سالها پژوهش و مشاورههاي فراوان اكنون جواب سوال مشخص شده است.
بله، اكنون به اين نتيجه رسيديم كه اكثر زناني كه به عنوان همسر دوم وارد زندگي افراد متاهل ميشوند، همگي روانشناسان حرفهاي هستند، يعني اينكه لااقل از نيازهاي مردان و نحوه تامين آنها آگاهي كامل دارند. همه شما زناني را ميشناسيد كه از خيلي جهات نقاط مثبت زيادي ندارند، اما شديدا مورد علاقه همسرشان ميباشند و برعكس زناني را هم ميشناسيد كه عليرغم داشتن زيبايي، تحصيلات، موقعيت اجتماعي و… از زندگي زناشويي مناسبي برخوردار نيستند. اين موضوع نيز يكي از مسائلي بود كه مدتها به دنبال پيداكردن علت آن بوديم، اما اكنون جواب اين سوال نيز مشخص شده است. با مرداني كه به هر نحوي ارتباطاتي خارج از حريم خانواده داشتهاند، مصاحبههاي زيادي كردهايم كه ماحصل اين مصاحبهها نتايج خوبي براي شما به دنبال دارد. اكثر آنها اظهار ميكنند كه همسر دومشان در خيلي از موارد پيشنهاددهنده روابط جنسي ميباشد و با تنوع و كيفيت بسيار بالايي نيازهاي جنسي آنها را تامين ميكند و از طرف ديگر از بودن در كنار آنها احساس آرامش ميكنند. ماحصل اين گفتهها دقيقا تاييدي است در مورد دو نكتهاي كه در بالا ذكر كرديم.
متاسفانه به علت وجود يك نوع حجب و حياي افراطي زنها تصور ميكنند كه هميشه بايد شوهرشان به طرف آنها بيايد و درخواست روابط جنسي نمايد. و اين مسئله باعث ميشود كه مردها تصور كنند كه همسرشان تمايلي به روابط جنسي با آنها ندارد و به اجبار و به حكم وظيفه به اين كار تن در ميدهند. موضوعي كه رفته رفته از مقدار روابط جنسي و به دنبال آن ميزان عشق و علاقه مرد به همسرش كم ميكند و بسياري از مردها آرزو دارند كه حتي يك بار هم كه شده همسر آنها به طرفشان بيايد و از آنها درخواست روابط جنسي نمايد، در صورتي كه هرگز به اين آرزوي خود نميرسند.
حال تصور كنيد اگر يك دختر جوان و يا يك زن مطلقه به اين نياز آنها پاسخ بدهد، احتمال گرايش و تمايل آنها قطعا زياد ميباشد، در صورتي كه اگر همسرشان اين نياز آنها را برآورده نمايد، احتمال ارتكاب خطاي آنها قطعا به نقطه صفر ميرسد.
۱۷:۴۸
- ۴۱ بازديد
- ۰ نظر