درگيري مالي

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

درگيري مالي

nima01371 پاسخ : درگيري مالي   نوشته اصلي توسط هيزل گريس باعرض سلام من دختر ۱۸ ساله اي هستم ك درخانواده ۹ نفره زندگي ميكنه من امسال پشت ميمونم و بزور از دوستام چن تا كتاب پيدا كردم و بقيه ميگن بايد پول بدي بديم اونم بزور ۵۰ درصد قيمت اصلي ميدن ولي اينو گفتم ك خراب نشم پس فردا جوابا بياد كتاباشونو ميدن ولي من پول ندارم برم درسته خونمون چهار طبقس و هر كي ببينه فك ميكنه مشكل مالي نداريم ولي داريم خواهر بزرگ من ۳۵ سالشه و ازدواج نكرده يه خواهرم ۳۳ سالشه ازدواج نكرده يكيم ۲۴ سالشه و خيلي با ماها فرق داره هركاري داره زود جور ميكنه و نميدونيم چطور پول لازمش ميشه جور ميشه لباس لازمش ميشه جور ميشه اونم چقدررر كفش هاي گرون هر كسي دوسش داره بهش كمك ميكنه عاشقش ميشه و نميدونيم چرا ن مامانم ميپرسه ن بابام اون امسال هفتمين سالشه ك ميخواد كنكور بده و ميره كتابخونه اي ك ماهانه ۵۵۰ تومن هزينشه و رابگان ميره چن ميليوني هرسال بهش كتاب ميدن ولي يدونشو به منم نميدا مگه اينكه به درد نخور باشه خلاصه من الان كتاب نياز دارم مول نياز دارم كتابخونه نياز دارم ميز نياز دارم من روزانه ميانگين ۸ ساعت درس ميخونم و امسال سال اولمه ك پشت ميمونم ولي جا ندارم دوس ندارم برم كتابخونه و خواهرم بچشو ميزاره پيشم و كسي به جز من بهش نميرسه من امروز داشتم درس ميخوندم و خواهر زادم اومد و آب بود تودهنش ريخت رو كتاب دوستم ۵۰۰ صفحه از كنارش تقريبا ۳۰۰ صفحه خيس شد منم هي خواستم بزنم ولي برگشتم آخرش با اون كتاب ۵۰۰ صفحه اي كوبيدم تو سرش سيلي زدم بعد اومدم اتاق با سشوار خشكش كنم مامانم سيلي زد بهش اونقدرررر گريه كردا از عذاب وجدان دارم ميميرم و اين تا عمر دارم يادم نميره ك چقدرررر آشغالم دو ثانيه طول نكشيد كتاب خشك شد ولي من بودم و يه دنيا عذاب هر كاري كردم حرف نزد و اون سه سالشه فك كردم زبونش گرفته هركاررري كردم حرف نزد آخرش بعد ده دقيقه حرف زد ولي مطمئنم زبونش گرفته بود خاك تو سرش بيشورم همه منو اذيت كردن و من عقده اي شدم اگه نبودم اونكارو باهاش نميكردم هركاري كردم بخشيد منو ولي اون براش عقده ميشه فك كنم بيشتر از مامانش منو دوس داره ومن نبايد اونكارو ميكردم خلاصه من الان ميخوام پشت بمونم من چطور ميتونم همه از خواهر زادم مراقبت كنم بهش برسم هم درس بخونم برنامه روزانه ساعت مطالعه من ۱۲ ساعت هست و وقتايي ك بيرون نميرم كامل انجامش ميدم خواهر من تازه كارمند شده ولي قبل اينكه نبود هم بهش همش خونه ي ما بود چون فيلماي تركيه اي نميزاشت حتي يه ثانيه به بچش برسه خلاصه الان دو تا مشكل دارم نياز مالي و هرجايي ميري ميگه بايد پدرت از كار افتاده باشه خب نيس خداروووشكر ولي من چيكار كنم چرا منم مثل آبچيم شانس ندارم كسي كمكم كنه بخدا مثل اون نميخوام
ولي ميز ميخوام كتابخونه ميخوام كتاب ميخوام لباس نميخوام همون قديميا بستمه همون لباساي سال ۹۵ هم برام كافيه من ۹ ماهه كفش پاره ميپوشيدم ديروز بعد ماها تونستم كفش بخرم حتي به خواهرمم بگي باورش نميشه ۹ ماهه كفش پاره ميپوشم و دوم خواهر زادم اون خيلي باهوشه من چطور استعدادشو شكوفا كنم به شدددت باهوشه ولي كسي نيس برسه منم بخدا تو كل ۱۲ ساعت پيشمه چون بشدت وابستمه من نميخوام برم كتابخونه سلام دوست گرامي
متاسفانه اين فقط مشكل شما و خونواده شما نيست. خيلي ها تو شرايط فعلي مشكلي مالي دارند. اما شما نبايد اجازه بدين مشكل مالي به عزت نفس خودتون و خونواده تون لطمه بزنه.
شما دختر كوچك و در عين حال بزرگي هستيد، حالا خيلي چيزا رو لمس ميكنيد و ميفهميد.براي همين بايد شرايط رو درك كنيد و به جاي تمركز رو سخت بودنش، به موفقت خودتون فكر كنيد، به درستون به كنكورتون.

من به خوبي متوجه اهميت دادن شما به اون بچه هستم و قابل ستايشه، اما بايد بدونيد بقيه هم نسبت به اون بچه مسئوليت دارند. الان چون شما به بهترين نحو ممكن به ايشون رسيدگي ميكنيد، بقيه ديگه بهش بي توجه شدند.
اجازه بدين بقيه هم مسئوليت خودشون رو متوجه شوند.
نه بي رحم باشيد، نه حساسيد زياد.
تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد