روابط جنسي در بين نوجوانان و جوانان
يكي از روابط خاص در بين افراد روابط جنسي است كه ميتواند براي هر كسي جاذبه اي خاص دارد . متاسفانه در خانواده هاي ايراني براي آموزش و آگاه نمودن فرزندان از اين رابطه خبري نيست .و خلاء اين آموزش در رابطه بسيار احساس ميشود.بسياري از والدين از اينكه در برابر سوالات فرزندانشون بي دفاع هستند ، احساس نگراني ميكنند.در صورتي كه با اموزش خانواده و فرزندان در اين رابطه بسياري از سوالات به صورت علمي رفع ميشود .و ديگر براي پي بردن به جواب سوالاتشون به گمانه زني و رفتن به بيراهه دچار نخواهند شد .
عكسالعمل والدين را در اين زمينه ميتوان به چند دسته تقسيم كرد: دادن اطلاعات زياد بدون راهنمايي؛ دادن اطلاعات همراه با راهنمايي؛ وضع قوانين خاص در اين زمينه؛ زير نظر گرفتن رفتار نوجوانان و جوانان اميدوار شدن به اين كه آنها حداقل تا موقعي كه در منزل و الدين هستند، از روابط جنسي پرهيز ميكنند؛ آگاهي دادن به نوجوانان و جوانان در مورد تجاوز جنسي و ساير سوءاستفادههاي جنسي و محافظت آنها از ضررهاي ناشي از آن؛ ممكن است پدر و مادر آگاه كردن جوانان را از مسائل جنسي وظيفه خود دانسته و آنها را تشويق كنند كه مسئوليت رفتار خود را در شرايط مختلف و همچنين در زندگي آينده خودشان به عهده بگيرند؛ آگاه كردن نوجوانان و جوانان از اين كه هرگونه پيامد سوئي از رفتارهاي جنسي، گريبانگير خود آنها ميشود و در زندگي آيندهشان موثر است؛ به فرزندتان اطمينان بدهيد، شما به عنوان يك پدر و مادر در تمام موارد آماده هستيد تا به آنها كمك كنيد و آنها نيز ميتوانند در صورت نياز به راهنمايي و يا صحبت كردن به شما مراجعه كنند.
اصول و شرايط شروع گفتوگو
زماني را تعيين كنيد كه امكان مزاحمت كمتر باشد؛ جايي را انتخاب كنيد كه هر دو طرف احساس راحتي كنند؛ درصورتي كه از آن موقعيت مطمئن نباشيد، منطقي خواهد بود هر كدام از شما استراحتي كرده و بعدا به گفتوگوادامه دهيد؛ به آنها توضيح دهيد كه نهايت سعي خود را خواهيد كرد براي اين كه اين گفتوگو مفيد باشد؛ انگيزه خود را توضيح دهيد. ممكن است شما نگران سلامتي فرزندتان و آينده آنها باشيد؛ به آنها توضيح دهيد اين حق آنهاست كه اطلاعاتي را كه شما داريد داشته باشند و چگونگي استفاده از اين اطلاعات را به خودشان واگذار كنيد؛ نظرتان را در مورد مسئوليتهايتان توضيح دهيد.
(الف) در سن پانزده سالگي هنوز هم در مدرسه شاگرد بازيگوشي بود. او تكاليفش را به موقع انجام نميداد و وقتي بزرگترها به رفتارش اعتراض ميكردند، هميشه آماده بود كه جواب آنها را بدهد. مادر (الف) انتظار داشت كه او به دانشگاه برود، ولي سالها ميگذشت و او متوجه ميشد كه (الف) براي امتحانات ورودي دانشگاه آمادگي ندارد. او به دفعات راجع به رفتن به دانشگاه براي گذراندن دورهاي و يا ادامه مدرسه براي انجام دادن دوباره امتحانات صحبت كرده بود. مادر (الف) دريافت كه او عليرغم موفق نشدن در امتحانات مدرسه، فكر ميكند ممكن است. جاهايي يا مراكزي باشند كه او بتواند مشغول به كار شود.مادر (الف) فكر كرد وقت آن رسيده است نظر خود را در مورد مسئوليتهايش در قبال او توضيح دهد.او به تنهايي راههايي را كه به نظرش ميرسيد يادداشت كرده و روشي را كه فكر ميكرد از طريق آن ميتواند به (الف)كمك كند، انتخاب كرد. همچنين در مورد ليستي كه تهيه كرده بود با دني صحبت كرد و به او توضيح داد اووظيفه خودش ميداند كه وسايل رفاهي (الف) را در منزل فراهم كند، ولي در مورد شهريه دانشگاه نميتواند مسئوليتي را قبول كند.
(الف) ميتوانست دورههايي را در كالج انتخاب كند كه بتواند از كمك هزينه تحصيلي رايگان استفاده كند و يا ميتوانست شغلي پيدا كند تا بتواند شهريه كالج را بپردازد. چون مادر (الف) همه مسائل را خيلي واضح توضيح داده بود، بنابراين او ميتوانست با توجه به آن شرايط تصميم بگيرد. (الف) به اين واقعيت پي برد كه وقتي شانزده ساله بود، مادرش در مورد آينده او و شغلي كه بايد انتخاب ميكرد، درست فكر ميكرد.
۱۷:۴۷
- ۴۱ بازديد
- ۰ نظر