با سلام
من دختري 25ساله هستم كه مدت 2ساله با پسري از خانواده خوبي آشنا شدم
از روز آشناييمون تصميم به ازدواج داشتيم اما بهم فرصت داديم كه شرايط ازدواج رو پيدا كنيم و بتونيم درست تصميم بگيريم
به نظر هم با ملاك هاي همديگه مطابقت داريم و ميتونيم باهم تشكيل زندگي بديم
يه هفته پيش آقا پسر با مادر خودشون راجع به اينكه تصميم به ازدواج داره صحبت كرد ولي با مخالفت شديد مادر روبرو شده
مجددا چند روز پيش هم به طور جدي تر اين موضوع رو با مادرشون بيان كردن ولي مادرشون حتي حاضر به شنيدن حرفاشون نيستن خيلي مخالفت شديد ميكنن و ميگن كه بچه اي وقت ازدواجت نيست و بيشتر مايلن خودشون همسر آنده پسرشونو انتخاب كنند
از طرفي مادرشون بيمار هستن و استرس و عصبانيت واسشون خيلي مضره
ايشون هم به من گفتن بخاطر علاقه شديد به مادرشون و اينكه نميخوان ايشونو ناراحت كنن و حالشون بد بشه ديگه نميتونند راجع به ازدواجمون با مادر صحبت كنند و بايد دنبال يه راه حل ديگه باشيم
خانوادشم اينجور هستن كه حرف فقط حرف مادره و فقط ايشون بايد رضايت بدن
ما دو نفر هم واقعا نميدونيم بايد چه راه حلي رو پيش بگيريم؟؟؟؟
مخالفت خانواده با ازدواج
شما بايد در جو صميمي و فرصت مناسب با والدين خود صحبت كنيد.
ملاك هايتان را براي او بازگو كنيد. چرا و بر چه اساسي او را انتخاب كرده ايد.
- و محاسن او و ايده آل هاي شخصي تان كه ممكن است .
- با والدينتان داشته باشد با او صحبت كنيد.
- البته اگر شخص اميني كه هم والدينتان او را قبول كنند و هم با شما صميمي باشد.
قبلا با شما هماهنگ شده و در جلسه حاضر باشد تاثير مثبتي در جلسه شما خواهد داشت.
البته ممكن است پدر يا مادر شما هم دلايلي داشته باشند كه از نظر شما بدون دليل باشد.
اما از نظر ناظر بي طرف و امين شما حرف درستي باشد و شما بايد ملاك هاي خود را تعديل كنيد.
پس در اين مورد بايد صبور باشيد و از طريق وساطت بزرگان خانواده اقدام كنيد .
البته اگر انتخاب شما درست باشه و احساسي انتخاب نكرده باشيد .
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
021-88472864
۱۷:۴۷
- ۴۴ بازديد
- ۰ نظر