يادتان مي آيد كه چندي پيش كودك دلنشين و شيرين شما به هر كلام شما گوش جان مي سپرد و شما شخص اول زندگي وي و فرد قابل اعتماد او بوديد؟
اكنون او اغلب اوقات بي علاقه است به نظر مي رسد كه شما را به شكلي هنرمندانه ناديده گرفته و حتي ساده ترين درخواست هاي شما را به يك بازي تكرار ذهني تبديل كرده است و مجبوريد مدام خواسته خود را تكرار كنيد (“لطفا تلوزيون را خاموش كن” يا “جوراب هاتو تو ماشين لباسشويي بنداز”).
كودك شماعمدا سعي ندارد تا شما را به ديوانگي بكشاند (به هر جهت ممكن است موفق شود) و رفتار جديد ديوانه كننده ي او با احتمال زياد با حس او درباره خودش همراه است تا اينكه درباره اين باشد كه شما چه احساسي دارد. دكتر مري رارك مدير مدرسه روانشناسي در انستيتوي دانشگاه ويدِنر در پنسيلوانيا مي گويد كه هفت، هشت ساله ها در زندگي، يك حسِ رو به افزايشِ كنترل شدن بالاي سرشان تجربه مي كنند، و چه بسا بيشتر از سابق تمركزشان روي دنياي خارجي و چيزهاي جالبِ وارد در آن باشد، مثل مدرسه، دوستان، هوس هاي زودگذر، و ورزش. خود را به نشنيدن زدن، يكي از راه هاي آزمون محدوديت هاي استقلال رو به رشد آنهاست.
براي مطالعه بيشتر:
اصول درست صحبت كردن و گوش دادن به كودك
اين امر، همچنين يك شيوه ي مواجهه با فشارها و مسئوليت ها است. دكتر كارلا فيك روانشناس و مدير كلينيك غيرانتفاعيِ خدمات خانواده در شيكاگو مي گويد “كودكان اين سنين، بيشتر روز خود را مدرسه را صرف پيروي از دستورالعمل ها مي كنند. مدرسه بيشتر طاقت فرسا است و از انها خواسته هاي زيادي دارد، از اين رو آنها فرصت كمتري براي بيرون رفتن از حصار مدرسه، استرس زدايي و امتحان كردن اتنخاب هاي خودشان دارند.”
از آنجايي كه آنها در خانه بيشتر احساس امنيت مي كنند، خانه جايي است كه بيشتر احتمال دارد خودشان را اثبات كنند و زماني رابراي خلاص شدن از دلسردي و يأس صرف كنند. آنها اين كار را زماني انجام مي دهند كه والدين مشغول كار خود هستند و حواسشان به انها نيست. به هر حال شما مي توانيد با گوش سپردن به پيشنهادات ما مجددا شنيداريِ كودكتان را به كار بيندازيد– و براي اين كار، بلندگو لازم نيست- بي آنكه خونسردي خود را از دست بدهيد.
كمي واقع بينانه به موضوع نگاه كنيد
نعره كشيدن براي جلب توجه كودكتان خيلي خوب جواب نخواهد داد. جوزف شرَند، روانپزشك در مدرسه پزشكيِ هاروارد مي گويد “در عوض، يك گام فاصله بگيريد و بفهميد كه كودكتان به قصد و عمد، سعي ندارد شما را از رو ببرد – او صرفا بر اساس سنش عمل مي كند.” بنابراين، روي استراتژي بهتري كار كنيد.
يك مادر موقعيت شناس، از گفتن مطالب مهم به پسر هفت ساله اش، زماني كه او در مقابل تلوزيون، يا مشغول بازي ويدئويي است خودداري مي كند. او همچنين از پسرش مي خواهد تا راهنمايي هاي او را تكرار كند، يك جور تاكتيك كه به پسرش كمك كند آنچه بايد انجامشان دهد به خاطر بسپارد.
اعلام حضور كنيد!
به خوبي مطلع هستيد كه، هفت، هشت ساله ها به شكل حيرت انگيزي آنچه مي گوييد را به راحتي ناديده مي گيرند. اما اين مسئله مانع از اين نيست كه شما روش هاي ديگري را امتحان نكنيد. مارك شارپ دكتر روانشناس در ايلينويز مي گويد: “گاهي اوقات يك ضربه ي آرام روي شانه ها حواس او را باز مي گرداند، يا ممكن است مجبور شويد بدن تان را بين او و آنچه حواسش بدان متمركز است قرار دهيد”. كمي نمايش يا شوخ طبعي هيچ ضرري ندارد. وقتي علي ۸ ساله در دنياي خودش غرق مي شود، مادرش سارا، خنده سر مي دهد. مادري مي گويد: “استراتژي من گفتن چيزي كاملا بي ربط و عجيب و غريب و چرند است، مثل اين جمله كه «واااي! لبهاي جوجه رو!»”
از تكرار كردن و صدا كردن مداوم بپرهيزيد
صدا كردن مدام و مكرر نام كودكتان فقط به حنجره شما آسيب خواهد زد. همانطور كه تكرار نامحدودِ اين جمله: “پاشو وسايلتو از روي ميز جمع كن، شام آماده است”. كنارش بنشينيد و بگذاريد بداند كه شما خواهان اين هستيد كه درخواست خود را فقط يكبار به او گوشزد كنيد، اما اگر كه بعد از آن پاسخي نداد، مجبور خواهد شد با پيامدهاي آن مواجه شود. براي مثال مي توانيد بگوييد: “خوشحال ميشم يك بار ازت بخوام كه كفشهاتو بپوشي، در غير اين صورت تنهايي به سمت ماشين مي رم.” گزينه ديگر استفاده از ساعت آشپزخانه است كه دكتر شارد پيشنهاد مي دهد. به كودك خود بگوييد “ما قصد داريم اين رو براي ۳ دقيقه تنظيم كنيم، و بعدش لازمه كه تماشاي تلويزيون رو متوقف كني و لباسهاتو بپوشي.” هشدار سه دقيقه اي رابه همراه يك پاداش تاكيد كنيد: “بعد اينكه لباسهاتو پوشيدي، اجازه داري كه قبل از بيرون رفتن، ۱۵ دقيقه، از كامپيوتر استفاده كني.” اگر هنوز هم به شما توجه نكرد، قدم بعدي چه بسا دور كردن او از تلويزيون باشد، تا وقتي كه بيايد و مطرح كند كه تصميم دارد به حرفتان گوش دهد.
پيامتان را انتخاب كنيد
پيش از اينكه گرفتار جنگ بر سر خواسته هايتان شويد، اطمينان حاصل كنيد روي چيزهايي كه واقعا اهميت دارند متمركز مي شويد. پارساي ۷ ساله ، استعداد عجيبي در ناديده گرفتن مادرش دنيا دارد، وقتي كه مادرش از پارسا چيزي را بخواهد انجام دهد او رغبتي به انجامش ندارد. بنا بر اين مادرش اهميت خواسته هايش را مي سنجد. مادر مي گويد “اگر چيزي ضروري بود، مثل جمع و جور كردن ميز پيش از چيدن شام، پس مطمئن مي شوم كه انجامش خواهد داد”. اگر ضروري نباشد، مي گذارد برود، يا اينكه كمي در اين كار دير كند.
دكتر فيك مي گويد “بچه هاي اين سنين غرق در دنياي خودشانند، اما اگر بدانند كه والدين آنها چيزي از آنها مي خواهد كه واقعا مهم است، ترجيح مي دهند بدان گوش بدهند و همكاري كنند”. وظايف حساسي مثل خانه داري و كارهاي روزمره ي خانواده مي توانند بر موضوعات كم اهميت تري كه مي توان در طي روز انجام داد- مثل پاك كردن ردپاي توي راهرو يا كاغذ آب نباتي كه پرت شده كنار سطل زباله افتاده است- اولويت داده شود.
به كودكتان گوش دهيد
اغلب اوقات، بچه ها به اين دليل توجهي به شما نمي كنند كه احساس مي كنند گويا هيچكس توجهي به آنها نمي كند. دكتر فيك مي گويد “والدين غالبا چنان گرفتار خودشان هستند كه هميشه نمي توانند روي چيزهايي كهحتي در نظرشان قابل توجه است متمركز شوند، اما اين قبيل چيزها ممكن است مسائلي باشند كه براي بچه ها اهميت زيادي دارند.”
شايد هري پاتر و كارهايي كه انجام داده مهم ترين چيزي باشد كه مي خواهد در طول روز با شما در ميان بگذارد، اما براي شما نوشتن تكاليفش مهم تر است و به او گوش نمي دهيد. وقتي بچه ها از طرف شما احساس امنيت كنند، از طرف شما فهميده شوند و مورد قبول شما واقع شوند، احتمال بيشتري هست كه به آنچه بايد بگوييد گوش فرا دهند.
۱۷:۴۷
- ۳۹ بازديد
- ۰ نظر