توسط namdari.namdari درساير مسايل جنسي ·
فانتزي جنسي
دوست عزيز شما نميتونيدذهن ايشون رو تسخير كنيد .
ايشون اگر به اين روش عادت داشته باشه.
حتما در ذهنش افراد ديگري رو تصور خواهد كرد .
تمام اين موضوعات رو بايد در گفتگو كردن به توافق برسيد .
تنوع مشابهي از فانتزيهاي جنسي را در افراد مورد مطالعه نشان ميدهد. كه بعنوان مثال:
فانتزي رابطهجنسي گروهي پنجمين فانتزي متداول درميان مردان همجنسرا و غيرهمجنسگرا بوده است.
درحاليكه فانتزي رابطهجنسي تحميلي اولين فانتزي متداول زنان همجنسگرا و دومين فانتزي زنان غير بوده است.
تماشاي روابطجنسي ديگران سومين فانتزي متداول مردان و زنان غيرهمجنسگرا بوده است.
بااينكه محتوي يك فانتزي جنسي موجب غيرعادي بودن آن نميشود.
تكرار آن ميتواند نشانه يك مشكل رواني باشد.
اما تا چه اندازه متحوي اصلي يك فانتزي جنسي اهميت دارد؟
بسياري درمانگران جنسي اعتقاد دارند .
كه اين مسئله تازمانيكه براي زوج حين رابطهجنسي مفيد باشد، اشكالي ندارد.
به هر حال اگر مردي در رابطهجنسي با همسر خود، تحريكپذيري خود را از دست بدهد.
و براي برگرداندن آن از يك فانتزي كمك بگيرد .
و بعد براي تمركز بر عشقبازي خود با همسرش آن را فراموش كند.
ديگر مهم نيست كه آن فانتزي چه بوده است.
مهم اين است كه تمركز او دوباره به عشقبازي خود معطوف شود.
و بتواند صميميت بين زوج را بالا ببرد.
اما اگر اين فانتزي در تمان طول رابطه در ذهن او بماند، ميتواند فاصله بين زوج را بيشتر كند.»
مثلاً ممكن است مردي بگويد كه در طول عشقبازي با همسر خود فلان هنرپيشه را در بيكيني تصور كرده است.
در نگاهي دقيقتر، چيزي كه اهميت بيشتري دارد رويكرد آن هنرپيشه است:
بدون هيچ خردهگيري و تسليمگونه با آن مرد تحريك شده است.
اين ميتواند پيامي باشد كه نشاندهنده چيزي است كه در همسر خود نمييابد.
از اين ميتواند براي درمان آن زوج استفاده كرد.»
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
021-88472864
محققان ميدانند كه فانتزيهاي جنسي حرفهاي زيادي درمورد جنسيت آدمها براي گفتن دارد و سالهاست كه در اين مورد نظرات مختلفي رد و بدل ميشود.
يكي از تازهترين اخبار و شواهد كه البته تمامكننده اين بحثها هم نيست، جنبههاي مهمي از اين موضوع را روشن ميكند: اينكه اين فانتزيها درمورد گرايشات جنسي افراد چه ميگويد، متداولترين اين فانتزيها چيستند، چه زمان ميتوان اين فانتزيها را سالم تلقي كرد و چه زمان بيمارگونه و اين فانتزيها رابطه بين يك زوج را چطور توصيف ميكند. آخرين تحقيق درمورد اين موضوع توسط موسسه ماسترز و جانسون در برنامه درماني آنها براي همجنسگرايان ناراضي انجام گرفت. اين محققان باور دارند كه از اينكه افراد فانتزيهاي همجنسگرايانه داشته باشد يا غير آن، نميتوان بعنوان نشانه گرايش واقعي اين افراد براي رابطهجنسي استفاده كرد. آنها شواهدي ارائه ميدهند كه تكرار فانتزيهاي همجنسگرايانه را درميان غيرهمجنسگراها و فانتزيهاي غيرهمجنسگرايانه را درميان همجنسگراها نشان ميدهد.
در نسخه جديد مجله امريكايي روانپزشكي، مارك شوارتز و ويليام ماسترز تحقيقي را گزارش ميدهند كه بر روي ۱۲۰ مرد و زن كه نيمي از آنها همجنسگرا و نيمي ديگر دگرجنسگرا بودهاند انجام گرفت. اين تحقيق نشان ميدهد كه فانتزيهاي جنسي افراد ممكن است با گرايش جنسي آنها كاملاً متفاوت باشد. بعنوان مثال درميان مردان و زنان همجنسگرا، رابطهجنسي غيرهمجنسگرايانه سومين فانتزي جنسي متداول بوده است. براي مردان و زنان غيرهمجنسگرا نيز روابط همجنسگرايانه چهارمين و پنجمين فانتزي جنسي متداول بوده است. درميان مردان و زنان غيرهمجنسگرا، متداولترين فانتزي جايگزين كردن شريك جنسي هميشگيشان بوده است.
افراد در به خاطر آوردن فانتزيهاي خود، كاملاً انتخابي عمل ميكنند. ديويد بارلو، مدير برنامه تحقيقاتي جنسي در دانشگاه ايالتي نيويورك در آلباني از افراد خواست كه فانتزيهاي خود را به مدت چندين هفته به خوبي بررسي كنند.
او در مصاحبهاي ميگويد، «ما متوجه شديم كه اكثر افراد هفت تا هشت فانتزي در روز دارند كه البته دامنه اين فانتزيها از صفر تا چهل فانتزي در روز بوده است.»
او ادامه ميدهد، «درميان غيرهمجنسگراها حدود سه چهارم از فانتزيها عشقبازي معمولي بوده و ۲۵ درصد تنوعات جنسي – ساديسم، همجنسگرايي، رابطهجنسي گروهي و امثال اين– بوده است. الگوي طبيعي فانتزيهاي جنسي ميزان مشخصي رابطهجنسي غيرمتعارف را در بر داشته است.»
دكتر شوارتز و دكتر ماسترز تنوع مشابهي از فانتزيهاي جنسي را در افراد مورد مطالعه نشان ميدهند. بعنوان مثال فانتزي رابطهجنسي گروهي پنجمين فانتزي متداول درميان مردان همجنسرا و غيرهمجنسگرا بوده است درحاليكه فانتزي رابطهجنسي تحميلي اولين فانتزي متداول زنان همجنسگرا و دومين فانتزي زنان غير بوده است. تماشاي روابطجنسي ديگران سومين فانتزي متداول مردان و زنان غيرهمجنسگرا بوده است.
در قياس اطلاعات مربوط به تحقيق دكتر بارلو با ليست گزارش شده از دكتر شوارتز و دكتر ماسترز، متداولترين فانتزيها بسيار شايعتر از فانتزيهاي انتهاي ليست بوده است.
بااينكه محتوي يك فانتزي جنسي موجب غيرعادي بودن آن نميشود، تكرار آن ميتواند نشانه يك مشكل رواني باشد. دكتر بارلو گزارش ميدهد كه در افراد مبتلا به مشكلات روانشناختي، مثل متجاوزين جنسي و كودكآزاران، تكرار فانتزيها بسيار بالا بوده و اغلب وسواس فكري مداوم در طول روز است.
اما تا چه اندازه متحوي اصلي يك فانتزي جنسي اهميت دارد؟ بسياري درمانگران جنسي اعتقاد دارند كه اين مسئله تازمانيكه براي زوج حين رابطهجنسي مفيد باشد، اشكالي ندارد.
دكتر شوارتز در مصاحبهاي ميگويد، «اگر مردي در رابطهجنسي با همسر خود، تحريكپذيري خود را از دست بدهد و براي برگرداندن آن از يك فانتزي كمك بگيرد و بعد براي تمركز بر عشقبازي خود با همسرش آن را فراموش كند، ديگر مهم نيست كه آن فانتزي چه بوده است. مهم اين است كه تمركز او دوباره به عشقبازي خود معطوف شود و بتواند صميميت بين زوج را بالا ببرد. اما اگر اين فانتزي در تمان طول رابطه در ذهن او بماند، ميتواند فاصله بين زوج را بيشتر كند.»
برنارد آپفلبام، مدير گروه سكسدرماني دانشگاه بركلي ميگويد، «براي دريافت فقدانهاي جنسي فرد در رابطهجنسي خود، خيلي مهم است كه به محتوي يك فانتزي جنسي در طول عشقبازي توجه شود.»
او ميگويد، «مثلاً ممكن است مردي بگويد كه در طول عشقبازي با همسر خود فلان هنرپيشه را در بيكيني تصور كرده است. در نگاهي دقيقتر، چيزي كه اهميت بيشتري دارد رويكرد آن هنرپيشه است: بدون هيچ خردهگيري و تسليمگونه با آن مرد تحريك شده است. اين ميتواند پيامي باشد كه نشاندهنده چيزي است كه در همسر خود نمييابد. از اين ميتواند براي درمان آن زوج استفاده كرد.»
دكتر شوارتز ميگويد، «يك فانتزي جنسي ميتواند ابزار سنجش باليني از مشكلات و دشواريهاي يك فرد در ايجاد صميميت و نزديكي احساسي باشد.» او اعتقاد دارد حدود يك سوم از زنان سابقه نوعي آسيب جنسي داشتهاند و درنتيجه آن، حين عشقبازي با شريكجنسي خود، احساساتشان را از اعمالشان جدا ميكنند. اين مسئله گاهي اوقات شكل يك فانتزي جنسي به خود ميگيرد كه فاصله رواني بين زوج ايجاد ميكند.
مشكل در ايجاد صميميت و نزديكي
دكتر شوارتز ميگويد، «فانتزيهاي جنسي ميتواند چنين مشكلاتي را با ايجاد صميميت آشكار كند. بعنوان مثال، فانتزيهاي يك مرد حين رابطهجنسي با همسرش ميتواند از تصور كردن همسر خود تا خيالپردازي درمورد منشياش، تماشاي رابطهجنسي فردي ديگر يا نزديكيهاي غيرشخصي در فيلمهاي پورنو در نوسان باشد. هريك از اين فانتزيها نشانگر فاصله روحي-رواني فزاينده از رابطهشان است.»
او اضافه ميكند، «خطر زماني است كه افراد براي حفظ يا افزايش فاصله بين خود از اين فانتزيها استفاده ميكنند. بعد از گذشت ۳۰ سال از رابطهزناشويي، مرد و زن ممكن است در تخيلات خود همسرشان را با كسي ديگر جايگزين كنند. زماني كه فرد در تمام طول مدت رابطهجنسي فردي ديگر را در ذهن خود تجسم ميكند، آن رابطه نياز به كمك دارد.» درمانگران جنسي ديگر اعتقاد ندارند كه اين فانتزيها لزوماً نشانگر اين هستند كه آن رابطه نياز به درمان دارد. دكتر بارلو ميگويد، «اگر مردي بعد از گذشت ۲۰ سال از ازدواج خود، منشياش را تجسم ميكند به هيچ عنوان غيرعادي نيست.» او نيز مثل بسيار درمانگران جنسي ديگر اعتقاد دارد كه اگر يك فانتزي ۲۰ ساله به عشقبازي آنها كمك كند، هيچ آسيبي نخواهد داشت.
همچنين باور ندارد كه فانتزيها هميشه عمل ميشوند. «براي يك زن غيرمتعارف نيست كه به كسي بگويد كه توسط يك زن جذاب تحريك ميشود، گرچه دوست ندارد هيچوقت با زني رابطهجنسي داشته باشد.» گزارشات دكتر شوارتز و ماسترز نشان ميدهد كه فانتزي برخورد جنسي تحميلي، مثل تجاوز، به اين معني نيست كه فرد از انجام آن در زندگي واقعي لذت ميبرد، حتي اگر متداولترين فانتزي درميان همه گروهها باشد.
دكتر بارلو ميگويد، «براي بيشتر افراديكه فانتزي تجاوز جنسي دارند، تجاوزهايي كه در فيلمها ميبينند، بسيار ايدآل و حتي رمانتيك هستند. ما در تحقيقمان دريافتيم كه اگر نوار ويدئويي از يك تجاوز واقعي را براي آن نشان دهيم، با همه دردها و خشونتهايي كه دارد، تحريك نميشوند. مفهوم فانتزي مثل اين بيشتر سمبليك است تا واقعي؛ براي بيشتر خانمهايي از رابطهجنسي عذابوجدان دارند، ميتواند راهي براي اجازه دادن به خودشان براي لذت بردن باشد.»
بعضي فانتزيها نشان دهنده مشكل هستند
دكتر بارلو ميگويد، «اما اگر مردي قبل از اينكه تحريك شود، مجبور باشد فانتزي از يك ساديسم جدي داشته باشد، مشكلي رواني است. چنين عادتي از فانتزيهاي وسواسي و اجباري احتمال به مرحله عمل كشيده شدن توسط فرد را دارد. و اين نشاندهنده وجود مشكل است.»
او ادامه ميدهد، «اگر فانتزي چيزي مثل جايگزين كردن نقشها باشد، و همسر فرد راضي باشد، اشكالي ندارد. اما اگر به مرحله عمل كشاندن آن فانتزي موجب آسيب رساندن به ديگران شود، مثل فانتزي تجاوز، مشكل است. يا اگر فانتزي درمورد چيزي مثل تقليد از لباس پوشيدن جنس مخالف باشد، و همسر فرد آن را قبول نكند، آنوقت فرد بايد بين اولويت جنسي خود و ازدواجش يكي را انتخاب كند.»
او ميگويد، «اگر با كسي مثل اين برخورد كنيم، تازمانيكه فانتزي او به چيزي مطلوبتر تبديل نشده باشد، درمان نشده است. هم بايد به رفتار آن فرد توجه شود و هم فانتزيهاي او.»
دكتر بارلو ميگويد، «الگوهاي فانتزي شاخص اصلي گرايشات جنسي فرد است.» ازاينرو او خود را وابسته به مكتب فكري ميداند كه باور دارد كه مزيت مثلاً فانتزيهاي همجنسگرايانه نشانگر اصلي تمايل آن فرد براي همجنسگرا بودن است.
اما اين ديدگاه با يافتههاي گزارش جديد موسسه ماسترز و جانسون متفاوت است. دكتر شوارتز و دكتر ماسترز عنوان ميكنند كه داشتن يك فانتزي خاص–حتي با كمي تكرار– گرايشات جنسي فرد را تعريف نميكند؛ بعنوان مثال، داشتن فانتزيهاي همجنسگرايانه به اين معني نيست كه فرد همجنسگراست. آنها عنوان ميكنند كه فانتزيها بيانكننده اولويت جنسي فرد نبوده و وضعيت جنسي كنوني اوست كه تعيينكننده است. درنتيجه، حتي اگر فرد تجربيات همجنسگرايانه نيز داشته باشد و درمورد آن خيالپردازي كند، اما شريكجنسي غيرهمجنسگرا براي خود انتخاب كند، فردي متمايل به جنس مخالف شناخته ميشود. اشاره اين مسئله به درمان براي آن فرد اين است كه ميتوان براي تغيير زندگي جنسي او و هماهنگسازي الگوهاي فانتزيهايش با اولويت جنسي او، درمانهايي انجام داد.
اين موسسه باور دارد كه تجربيات جنسي يك فرد در گذشته و فانتزيهاي او، نشانگر گرايش جنسي او نيست. آنها اطلاعاتي ارائه ميدهند كه نشان ميدهد بااينكه بسياري از مردان نوعي تجربه همجنسگرايانه داشتهاند، اما اولويت غيرهمجنسگرايانه محكمي دارند.
فقط همجنسگراياني كه نگران گرايش جنسي خود هستند تشخيص روانشناختي داده ميشوند و نيازمند درمان هستند.
دكتر شوارتز ميگويد، «در برنامه درماني ما، سعي داريم رفتار جنسي فرد را تغيير دهيم. وقتي آن تغيير كند، تغيير فانتزي نيز به دنبال آن خواهد آمد. بعنوان مثال، يك مرد همجنسگرا ممكن است از سطحي بودن روابط خود با شريكهاي جنسي مرد خود ناراضي باشد و تصميم بگيرد كه با يك زن باشد. اگر بتواند رابطه جنسي نزديك خوبي با يك زن برقرار كند، الگوي فانتزي او تغيير خواهد كرد.»
رويكرد ماسترز و جانسون به فانتزي در تضاد آشكار با ديدگاه روانكاوي است كه در آن فانتزي حتي مهمتر از رفتار اصلي در تعيين گرايشات جنسي اصلي فرد است.
دكتر ريچارد ايساي، در مقالهاي كه در انجمن روانكاوي امريكا مطرح شد، عنوان كرد فردي كه فانتزيهاي همجنسگرايانه دارد اما فعاليت همجنسگرايانه واقعي ندارد، همجنسگرا محسوب ميشود — حتي اگر فانتزيهاي همجنسگرايانه او ناآگاهانه باشد.
دكتر ايساي در مصاحبهاي ميگويد، «كاري كه يك نفر ميكند لزوماً چيزي نيست كه هست. كاملاً ممكن است كه آن بيماراني كه رفتار جنسي خود را با كمك برنامه ماسترز و جانسون به الگوي غيرهمجنسگرايانه تغيير دادند، عميقترين فانتزيهاي خود يا اولويت واقعيشان را عوض نكردهاند. فقط ممكن است بخاطر فشارهاي اجتماعي يا حتي خوشنود كردن درمانگر خود، تن به اين تغيير داده باشند.»
او ادامه ميدهد، «درمانگر زندگي تخيلي بيمار را ناديده ميگيرد. اگر بيماري را وادار كنيد كه رفتار جنسي خود را تغيير دهد اما فانتزيهايش را ناديده بگيريد، ممكن است باعث شويد وارد ازدواجي شود كه نميخواهد يا شديداً افسرده شود. اگر اين تغيير در طولاني مدت مشكل خاصي ايجاد نكند، احتمالاً بيمار از همان ابتدا واقعاً همجنسگرا نبوده است. اما درمانگر نميتواند اين قضاوت را بدون در نظر گرفتن فانتزيهاي فرد انجام دهد.»
مطمئناً بحث درمورد فانتزيهاي جنسي آنقدر ادامه پيدا ميكند كه مدارك و اطلاعات علمي بهتري فراهم شود.
دكتر شوارتز ميگويد، «مشكل اين است كه تحقيقات بسيار بسيار كمي درمورد فانتزيهاي جنسي افراد تهيه شده است. اگر نتيجهگيري خود را بر پايه نمونهاي از داوطلبان بنا كنيد، نتيجه مغرضانه خواهد بود. اگر از يك نمونه تصادفي بپرسيد، افراد زياد دروغ ميگويند. و جمعيت باليني هم نماينده خوبي نيست.»
او ميگويد، «دانش ما درمورد فانتزيهاي جنسي الان جايي است كه ۵۰ سال پيش اطلاعات مربوط به خودارضايي بود. نميدانيم الگوهاي نرمال و طبيعي چه هستند. مطمئناً تعداد بيشماري از افراد هستند كه فكر ميكنند غيرعادي هستند اما هرچه اطلاعات بهتري به دست ميآوريم، متوجه ميشويم كه محدوده طبيعي فانتزيهاي افراد بسيار گستردهتر از چيزي است كه ميدانيم.»
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
982122354304
موفق باشيد
۱۷:۴۵
- ۳۷ بازديد
- ۰ نظر