رفتار همسر

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

دوشنبه ۲۷ بهمن ۰۴

رفتار همسر

با سلام. من حدود يك سال هست كه ازدواج كردم ، دانشجو هستم و فعلا هم فرزندي ندارم. در شهري زندگي ميكنم كه حدود 100 كيلومتر تا محل زندگي پدر و مادرم فاصله دارد. من فرزند اول خانواده هستم و تا حدي وابسته به خانواده. در ماه دو سه بار به ديدن خانواده ام ميروم و گاهي هم انها به من سر ميزنند. با وجود اين شرايط گاهي كه كلاس هايم تشكيل نميشود يا ايام عيد و تابستان و.. شوهرم اصرار دارد كه برو پيش پدر و مادرت. اصلا متوجه نيست كه ما مستقل شديم و من اول خانم خانه خودم هستم تا اينكه دختر ان خانه. حتي وقتي خانه خودمان هستيم باز هم به شوخي مي گويد بايد بفرستمت بري خونه بابات چند روزي. بهش گفتم هر وقت كه خودم صلاح دونستم ميرم ميمونم ،نيازي نيست هميشه بگي. بهم بر ميخوره و احساس ميكنم ميخواد دست به سرم كنه.اما اصلا متوجه نيس و كار خودشو ميكنه.و هميشه ميگه من براي خودت ميگم . نميخوام تو خونه تنها بموني و اين حرفا. اينم بگم كه رفيق باز نيست.
ميخواستم بدونم حق دارم بهش مشكوك بشم ؟ برخورد صحيح من با اين شرايط چه بايد باشه؟ به نظر شما قصد او دلسوزي است يا چيز ديگه؟
چكار كنم كه طاقت دوري از من رو نداشته باشهو نه اينكه هي منو بفرسته خونه بابام.


توسط 11Delaram دراخلاق و رفتار همسر ·

 

شك به شوهر

دوست عزيز تصور بر اين است كه شما بيش از اندازه خودتون رو حساس نشون داديد .
و سعي كنيد شوخي ايشون رو به شك تبديل نكنيد.
در همه ما يك حس مالكيت وجود دارد، در واقع آدم‌ها نسبت به هرچيزي كه دوست‌ دارند .
نوعي احساس مالكيت دارند و اين حس ناشي از يك ترس دروني است، ترس از دست دادن.
در حقيقت پشت رفتارهاي كنترل‌گر و سوءظن‌آميز ، ترس از دست‌دادن وجود دارد.
اين افراد انگار در وجودشان چيزي را كم دارند و جاي چيزي برايشان خالي است و مي‌خواهند به نوعي اين جاي خالي را پر كنند.
در حقيقت رفتارهاي شكاكانه و سوءظن آميز آن‌ها نسبت به بيرون و آدم مقابلشان نيست .
بلكه اين شك نسبت به‌ خودشان است و به نوعي طرف مقابل و اتفاقات مختلف آينه‌اي است براي آن‌ها تا خودشان را ببينند.
وقتي من نسبت به‌ خودم شك داشته‌ باشم يعني به توانايي‌ ها و دوست‌ داشتني‌ بودن خودم شك دارم.
و شك دارم كه آنقدر خوب باشم كه طرف مقابل حاضر شود با من بماند.
ولي اگر من اطمينان داشته باشم كه آنقدر خوبم كه طرف مقابل با من مي ماند .
ديگر نيازي ندارم با رفتارهاي كنترل‌ گر ، طرف مقابل را مجبور كنم كه با من بماند.
يعني داراي خود باوري و اعتماد به نفس كافي هستم و باور دارم طرف مقابل به خاطر من در اين رابطه مي ماند.
ولي كساني كه به‌ خودشان و تواناييها يشان شك دارند.
لاجرم فرافكني كرده و دچار شك به همسر مي شوند. چون فكر مي كنند.
آنقدرها خواستني نيستند كه طرف مقابل به اين رابطه وفادار بماند!
بعضي اوقات فرد آنقدر شك به همسر دارد كه مي‌توان او را بيمار دانست.
براي تشخيص بيماري اول از همه بايد ديد كه آيا او هميشه و در تمام مراحل زندگي‌ اش دچار شك بوده ‌است؟
دوم اينكه شدت شك زياد است يعني فرد در هر مسئله كوچك و بزرگي به‌شدت و بدون دليل شكاك است .
و اين شك ‌ها هم خودش را آزار مي‌دهد و هم اطرافيانش را.
يعني زندگي فرد تحت‌تاثير قرار گرفته‌ است و تمام زندگي‌اش تبديل به بحث و جنجال شده است .
ولي آدم نرمال فقط گاهي و به ندرت در امور اطرافش شك مي‌كند.
اگر همسر شما نيز جزو اين گروه است بايد از او بخواهيد كه براي حل مشكل به متخصص مراجعه كنيم .
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ويژه


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد