ابتدا بخاطرسايت خوبتون وكمكاتون خيلي تشكر ميكنم
واما مشكلم
دختري هستم كه حدود يه سال ونيم پيش باپسري اشنا شدم…ابتدا درحد سلام واحوالپرسي بود تااينكه ازحدود نه ماه پيش كم كم بهم نزديك شديم ودرموردمسائل مختلفي باهم صحبت مي كرديم
البته بگم كه ماهردومذهبي هستيم و همه حد وحدوداي شرعي رو تو حرفامون رعايت مي كرديم واگه گاهي اون ازكلماتي مثل عزيزم وگلم وغيره استفاده ميكرد من فورا بهش اخطارميدادم اينو گفتم ك بدونين تاچه حد رعايت ميكرديم وياشايد اون مجبور بود بخاطرمن رعايت كنه…
البته راستش حرفي ازازدواج نزده بوديم ولي اون گاهي به شوخي ياجدي تيكه هاي ازدوست داشتن وغيره ميپروند كه من پي شو نميگرفتم…
تااينكه دوماه پيش شروع كرد به پرسيدن درموردنظردخترا درمورد شغلش و …وگاهي به شوخي ميگفت فرض كن من بيام خواستگاريت قبولم ميكني و…ولي طوري ميگفت ك يعني فقط نظرمو ميخواد ومنظورش واقعا من نيستم…
تااينكه دوهفته پيش سرموضوعي بحثمون شد واونفكركرد من بهش اعتماد ندارم وحسابي عصباني بود وناگهان گفت ميخواد همچيو تموم كنه ومنم كه خيلي هيجان زده وترسيده بوم ازدستش بدم ناگهان اعتراف كردم كه دوستش دارم ونميخوام ازدستش بدم!
بااين حرفم اروم شد ولي گفت كه متاسفانه بخاطرشرايط خانوادم فعلانميتونم ازدواج كنم ونميتونم ازيه دختربخوام كه يه سال منتظرم بمونه منكه خيلي بهم برخورده بود گفتم اگه واقعا ميخواستي ميتونستي بگي خيليا يه سال عقدكرده ميمونن اون گفت اره ولي شرايطم فرق ميكنه…منم كه نتيجه گرفتم بهم علاقه اي نداره ياحداقل قصدازدواج باهامو نداره(چون ازدو-سه ماه پيش همش حرف ازدواج ميزدونظرخواهي ميكرددرموردطرز فكردخترا)بهش گفتم كه پس بايد خداحافظي كنيم چون من نميتونم اينطوري ادامه بدم ولي اون باخداحافظي مخالفت ميكرد…بعداينكه اون روز داحافظي كرديم من ديگه اون انجمن نرفتم 12روز ازش خبري نبود تااينكه روز 12ام پيام داد كه كجايي من جواب ندادم…دوروز بعدش بازپيام داده كه كجايي؟نگرانتم…ولي من بازجواب ندادم….
حالاسوالم ازتون اينه كه چيكاركنم؟خواهش ميكنم راهنماييم كنيد…من واقعا نميخوام ازدستش بدم چون ماازهرلحاظ واقعا باهم جوريم ولي ازطرف ديگه ازدلش خبرندارم كه ايا واقعا منو براي ازدواج ميخواديا تفريح؟ميدونم كه بايدبهش بگم اگه منو واقعا ميخواد بايدبيادخواستگاري وگرنه فراموشم كنه …ولي مشكل اينجاست كه نميدونم دقيقا چجوري وازچه كلماتي استفاده كنم كه هم تاثيرمنفي نذاره وهم غرورم نشكنه…خواهش ميكنم كمك كنيد…ممنونم
توسط Elahe.m درازدواج · پاسخ 1485 روز 19 ساعت 46 دقيقه قبل
سوال: 1 پذيرفته شده: 0 ( 0% ) | امتياز: 5
Tweet پاسخ (33) 1 voteسلام دوست عزيز
طبيعي نيست كسي بعد از گذشت فقط ۲ هفته از آشنايي به شما پيشنهاد ازدواج بدهد. اين پيشنهادها در چنين مدت كوتاهي يا از علاقه شديد مي آيد يا از قصد فريب. ازدواج تصميمي است كه افراد براي همه عمر مي گيرند و هيچ كسي نمي تواند ادعا كند بعد از گذشت يك زمان كوتاه فرد مورد نظرش براي ازدواج را انتخاب كرده است. لازمه ازدواج شناخت متقابل است و لازمه شناخت گذشت زمان است. درباره فردي كه به شما پيشنهاد ازدواج مي دهد فكر كنيد و ببينيد او شما را چقدر مي شناسد. سؤال هاي خاصي از شما پرسيده، رفتار خاصي از شما ديده يا شرايط بين شما به گونه اي بوده كه از هم به شناخت كافي برسيد يا نه؟ شما در آن لحظه به جاي هيجان زده واحساساتي شدن بايد دقيقا متوجه شويد او به خاطر چه به شما اين پيشنهاد را داده. اگر به نظرتان پيشنهادش منطقي نيست و از شناخت كافي برنمي آيد در صحت آن شك كنيد. اين شناخت بايد درباره خانواده ها هم باشد. اگر خانواده اي كاملا سنتي داريد و كسي كه به شما پيشنهاد ازدواج مي دهد پسري با سر و وضع كاملا امروزي است به دلايلش عميق تر فكر كنيد.
گر مي بينيد فردي كه به شما پيشنهاد ازدواج داده، مدتي است دارد براي تغيير زندگي اش برنامه ريزي مي كند، مي توانيد مطمئن باشيد قبلا به اين موضوع فكر كرده و در تصميمش مصمم است. اين تصميم براي تغيير مي تواند در قالب هاي مختلفي رخ دهد. مثلا او به فكر خريد خانه افتاده، شغل ثابتي براي خودش دست و پا كرده، دارد پول پس انداز مي كند يا چيزهاي ديگر. صرف وقت بيشتر در خانه به جاي گذراندن آن با دوستان، خارج شدن از لباس هاي اسپرت و بيشتر مردانه پوشيدن و دست برداشتن از شوخي هاي زننده هم مي تواند نشانه آماده شدن براي زندگي مشترك از طرف مردان باشد. به علاوه اين شخص بايد اين آمادگي را در شما هم تشخيص داده باشد.
اگر شما دختري هستيد كه تازه در يك شهرستان مشغول تحصيل شده ايد و فردي به شما پيشنهاد ازدواج داده، معلوم است كه يا شناخت كافي از شما ندارد يا برنامه هاي زندگي شما برايش به اندازه كافي مهم نيست يا اگر سن تان خيلي كم است، تازه طلاق گرفته ايد يا به تازگي پدرتان را از دست داده ايد و با پيشنهاد ازدواج مواجه شده ايد، بدانيد كه فرد مورد نظر در مورد ازدواج خوب فكر نكرده است. اين موارد مي تواند در مورد مردان هم صادق باشد. پسري كه درآمد مناسبي ندارد و پدرش هم به تازگي ورشكست شده، آماده براي ازدواج نيست. اين موارد را تعميم دهيد به پسري كه سربازي نرفته، دانشجوست و تا چند سال ديگر موقعيت كار كردن ندارد و موارد ديگر.به هر حال مراحل ازدواج در فرهنگ ما سنتي انجام مي شود و شما نمي توانيد جدا از خانواده هاي تان در مورد اين مسئله به توافق برسيد. كسي كه به شما پيشنهاد ازدواج مي دهد بايد بعد از توافق اوليه شما، بلافاصله درباره قرار گذاشتن خانواده ها با هم حرف بزند. شما تصميم گيرنده نهايي نيستيد و بعد از اين مرحله اين تصميم بايد به خانواده سپرده شود. فرد مورد نظر بايد بلافاصله با پدرتان قرار بگذارد يا اجازه بگيرد مادرش براي قرار خواستگاري به مادر شما تلفن كند. اگر پيشنهاد ازدواج مطرح شد و مراحل بعدي و در جريان گذاشتن خانواده ها گفته نشد، يعني آن تصميم به اندازه كافي مصرانه و منطقي نيست.
وقتي مردي شما را بخواهد، هيچ چيز نمي تواند جلوي او را بگيرد.
اگر شما را نخواهد، هيچ چيز نمي تواند نگهش دارد.
دست از بهانه گيري براي يك مرد و رفتار او برداريد.
هيچوقت خودتان را براي رابطه اي كه ارزشش را ندارد تغيير ندهيد.
رفتار آرامتر هميشه بهتر است.
قبل از اينكه بفهميد واقعاً چه چيز خوشحالتان مي كند، با كسي ارتباط برقرار نكنيد.
اگر رابطه تان به اين خاطر كه مردتان آنطور كه لياقتش را داريد، با شما رفتار نمي كند، به اتمام رسيد، هيچوقت سعي نكنيد كه با هم دو دوست معمولي باشيد.
يك دوست با دوست خود بدرفتاري نمي كند.
پاگير نشويد. اگر فكر مي كنيد كه شما را در حالت تعليق نگه داشته است، مطمئن باشيد كه حتماً اينكار را كرده است.
هيچوقت به خاطر اينكه فكر مي كنيد گذر زمان ممكن است اوضاع را بهتر كند، در يك رابطه نمانيد. ممكن است يكسال بعد به خاطر اينكار از خودتان عصباني شويد، چون اوضاع هيچ تغييري نكرده است.
تنها كسي كه در رابطه مي توانيد كنترلش كنيد، خودتان هستيد.
از مرداني كه پيش از ازدواج تقاضاي رابطه جنسي ميكنند دوري گزينيد.
براي رفتاري كه با شما دارد، حد و مرز بگذاريد.
اگر چيزي ناراحتتان مي كند، حتماً با او درميان بگذاريد.
هيچوقت اجازه ندهيد، طرفتان همه چيزتان را بداند. ممكن است بعدها بر ضد شما از آن استفاده كند.
شما نمي توانيد رفتار هيچ مردي را تغيير دهيد. تغيير از درون ناشي مي شود.
هيچوقت نگذاريد احساس كند او از شما مهمتر است…حتي اگر تحصيلات يا شغل بهتري نسبت به شما داشته باشد. او را به يك بت تبديل نكنيد.
او يك مرد است، نه چيزي بيشتر، و نه كمتر.
اجازه ندهيد مردي هويت و وجود شما را توصيف كند.
هيچوقت مرد كس ديگري را هم قرض نگيريد.
اگر به كس ديگري خيانت كرد، مطمئن باشيد كه به شما هم خيانت خواهد كرد.
مردها طوري با شما رفتار مي كنند كه خودتان اجازه مي دهيد رفتار كنند.
همه مردها بد نيستند.
نبايد فقط شما هميشه انعطاف از خودتان نشان دهيد…هر مصالحه اي دو جانبه است.
بين از دست رفتن يك رابطه و شروع يك رابطه جديد، به زماني براي ترميم و التيام نياز داريد….قبل از شروع كردن يك رابطه تازه، مسائل قبليتان را بايد به كل فراموش كنيد.
هيچوقت نبايد دنبال كسي باشيد كه مكمل شما باشد. يك رابطه از دو فرد كامل تشكيل مي شود. دنبال كسي باشيد كه مشابهتان باشد نه مكملتان.
شروع رابطه و قرار ملاقات با اشخاص مختلف جهت يافتن بهترين فرد خوب است. نيازي نيست كه با هر كس كه دوست مي شويد همان فرد موردنظر شما براي ازدواج باشد.
كاري كنيد كه بعضي وقت ها دلش برايتان تنگ شود. وقتي مردي هميشه بداند كه كجا هستيد و هميشه در دسترسش باشيد، كم كم ناديده تان مي گيرد.
هيچوقت به مردي كه همه آن چيزهايي كه از رابطه مي خواهيد را به شما نمي دهد، به طور كامل متعهد نشويد.
۱۷:۴۳
- ۳۷ بازديد
- ۰ نظر