با سلام
من دختري 29 ساله هستم
حدود 5 سال پيش با پسري كه 4 سال از خودم بزرگتر بود آشنا شديم و بعد از مدت 8 ماه آشنايي تصميم به ازدواج گرفتيم تا قبل از اينكه قضيه را با خانواده ها در ميان بگذاريم هيچ مشكلي نبود با هم تفاهم داشتيم و تقريبا با هم سرهمه چيز كنار آمده بوديم همديگه رو دوست داريم و با هم آرامش داريم ولي بعد از اينكه قضيه را با خانواده ها در ميان گذاشتيم تازه مشكلاتمان از طرف خانواده ايشان شروع شد بعد از اينكه ايشان قضيه را با مادرشان در ميان گذاشتند ايشان خواستند كه همديگر رو ببينيم بعد از اينكه حضوري همديگه رو ديديم مادر ايشان شروع كردن به بهانه تراشيدن اول ظاهر من رو بهانه كردند و گفتند كه شما از هيچ لحاظي در شان پسر من نيستيد بعد دلايل ديگري رو عنوان كردند از جمله اينكه من از هيچ لحاظي در حد خانواده آنها نيستم و …. پسر ايشان خيلي سعي كردند نظر خانواده شان را عوض كنند ولي موفق نشدند ايشان خيلي به خانواده وابسته هستند و براي پدر و مادرشان احترام خاصي قائل هستند و هر نوع اصرار و پافشاري رو بي احترامي به ايشان مي داند بعد از اين قضايا ما خيلي سعي كرديم نظرشان عوض شود از جمله اينكه چند نفر را واسطه قرار داديم از جمله خواهر و برادر ايشان رو ولي اوضاع بهتر كه نشد هيچ بدتر هم شد خيلي اذيت شديم و خيلي تحت فشار قرار گرفتيم از طرف خانواده ايشان كه ارتباطمان قطع شود موفق هم شدند براي مدت كوتاه ولي ما دورادور از احوال هم باخبر بوديم پسر ايشان بعد از اينكه نااميد شدند تصميم گرفتند براي كار و زندگي به تهران رفتند ولي تاثيري بر تصميم آنها نداشت براي من و ايشان در طول اين 5 سال موقعيت ازدواج پيش آمد ولي هيچ كدام زير بار نرفتيم هر دو خسته شديم از اين بلاتكليفي از اين انتظار از اين كه هر روز منتظر معجزه هستيم ولي هيچ معجزه اي اتفاق نمي افتد روزهاي عمرمان همين طور داره ميره و ما بجاي اينكه با هم باشيم جدا از هم و با ياس و نااميدي داريم ادامه ميديم تنها اميدمان خداست و چشم به دست او داريم ما دلسوزي نداشتيم كه ما را راهنمايي كند يا راهي پيش پايمان بگذارد از شما خواهش مي كنم كه راهي برايمان روشن كنيد ممنون.
من دختري 29 ساله هستم
حدود 5 سال پيش با پسري كه 4 سال از خودم بزرگتر بود آشنا شديم و بعد از مدت 8 ماه آشنايي تصميم به ازدواج گرفتيم تا قبل از اينكه قضيه را با خانواده ها در ميان بگذاريم هيچ مشكلي نبود با هم تفاهم داشتيم و تقريبا با هم سرهمه چيز كنار آمده بوديم همديگه رو دوست داريم و با هم آرامش داريم ولي بعد از اينكه قضيه را با خانواده ها در ميان گذاشتيم تازه مشكلاتمان از طرف خانواده ايشان شروع شد بعد از اينكه ايشان قضيه را با مادرشان در ميان گذاشتند ايشان خواستند كه همديگر رو ببينيم بعد از اينكه حضوري همديگه رو ديديم مادر ايشان شروع كردن به بهانه تراشيدن اول ظاهر من رو بهانه كردند و گفتند كه شما از هيچ لحاظي در شان پسر من نيستيد بعد دلايل ديگري رو عنوان كردند از جمله اينكه من از هيچ لحاظي در حد خانواده آنها نيستم و …. پسر ايشان خيلي سعي كردند نظر خانواده شان را عوض كنند ولي موفق نشدند ايشان خيلي به خانواده وابسته هستند و براي پدر و مادرشان احترام خاصي قائل هستند و هر نوع اصرار و پافشاري رو بي احترامي به ايشان مي داند بعد از اين قضايا ما خيلي سعي كرديم نظرشان عوض شود از جمله اينكه چند نفر را واسطه قرار داديم از جمله خواهر و برادر ايشان رو ولي اوضاع بهتر كه نشد هيچ بدتر هم شد خيلي اذيت شديم و خيلي تحت فشار قرار گرفتيم از طرف خانواده ايشان كه ارتباطمان قطع شود موفق هم شدند براي مدت كوتاه ولي ما دورادور از احوال هم باخبر بوديم پسر ايشان بعد از اينكه نااميد شدند تصميم گرفتند براي كار و زندگي به تهران رفتند ولي تاثيري بر تصميم آنها نداشت براي من و ايشان در طول اين 5 سال موقعيت ازدواج پيش آمد ولي هيچ كدام زير بار نرفتيم هر دو خسته شديم از اين بلاتكليفي از اين انتظار از اين كه هر روز منتظر معجزه هستيم ولي هيچ معجزه اي اتفاق نمي افتد روزهاي عمرمان همين طور داره ميره و ما بجاي اينكه با هم باشيم جدا از هم و با ياس و نااميدي داريم ادامه ميديم تنها اميدمان خداست و چشم به دست او داريم ما دلسوزي نداشتيم كه ما را راهنمايي كند يا راهي پيش پايمان بگذارد از شما خواهش مي كنم كه راهي برايمان روشن كنيد ممنون.
توسط naghmeh8884 درازدواج · پاسخ 1485 روز 12 ساعت 55 دقيقه قبل
سوال: 1 پذيرفته شده: 0 ( 0% ) | امتياز: 1
Tweet پاسخ (129) 1 voteCLOOB
دوست عزيز اولا” قوانين اصلا” به ضد خانوم ها نيست … و بعد اينكه شما حتي اگه حق طلاق هم نداشته باشيد موقع طلاق ميتونيد با بذل مهريه طلاق بگيريد ولي در اين مورد شما حق وكالت از مرد ميگيريد تا از طرف شوهرتون خودتون رو طلاق بديد … و در اين مرحله ديگه كشمكش هاي دادگاه رو نداره … معمولا” دخترها در مقابل يك مهريه عادلانه اينكارو ميكنن ولي خصوصا” لزومي براي اين كار نيست … پس بهتره به چيزاي خوب در زندگي توجه كنيد تا مسايل منفي
جمعه ۳۰ فروردین ۹۸
۱۷:۴۳
۱۷:۴۳
- ۴۲ بازديد
- ۰ نظر