سلام .امير هستم 46 سال سن دارم و موقعيت شغلي مناسب و تحصيلات دانشگاهي و ….از نظر خيليها آدم مناسب براي زندگي و… 10 سال پيش با دختري كه جزو پرسنلم بود دوست شدم.اين ارتباط بسيار نزديك بود.البته ايشون پيش قدم شدن.چون من اصلا استعداد دوستي با جنس مخالف رو نداشتم.سالها اين دوستي به خوبي و خوشي ادامه داشت و من هر كاري ميتونستم تو محيط كار و بيرون براش انجام ميدادم.اين ارتباط مثل يك زن و شوهر بود.حدود دو ساله اين ارتباط سرد شد .البته از نظر عاطفي از طرف ايشون. اما كماكان دوستي ادامه داشت(الان ايشون 36 سال دارن و با توجه به حمايتهاي من تو كار پيشرفت داشتند و… ) تا حدود 40 روز پيش كه تولدم بود و قصد داشتم در تولد رسما به ايشون پيشنهاد ازدواج بدم و… اما دقيقا شب قبل از تولد عكس ايشون رو با يه پسر 27 ساله برام فرستادن كه خودش هم تكذيب نكرد.دنيا رو سرم خراب شد…. و متوجه شدم رابطه ايشون با پسر ديگه حدود 5 ماه ادامه داشته(اينكه منجربه سكس بوده يا نه رو دقيق نميدونم اما فرض نزديك به يقين اينطور هست) با توجه به اينكه اين دو نفر هيچ سنخيتي نداشتند و مطمئن بودم به جايي نميرسند به پدر دختر مراجعه كردم و با ابراز نگراني از اوضاع درخواست خواستگاري كردم.نميدونم اون شب پدرشون چه برخوردي با ايشون كردند كه اوضاع بدتر شد و مسئله تبديل به يه جنجال شد.نهايتا اون پسر كه بنده رو هم كامل ميشناخت ديروز از ماجرا خودش رو كامل كنار كشيد.اما ايشون مسئله رو از چشم من ميبينه و…. من تو استان آدم شاخصي هستم(البته جسارتا عرض ميكنم) قصدم اينه كه تاخير در امر ازدواج رو جبران كنم.خودش هم ميدونه كه چقدر دوستش دارم كه با اينكه اين وضعيت پيش اومده اما باز پيگيرم.اما با لجاجت برخورد ميكنه و… خيليها كه موضوع رو ميدونن اون رو مقصر ميدونن.اما من پيش وجدان خودم فكر ميكنم اگه زودتر اينكار رو ميكردم مطمئنا كار به اينجا نميكشيد.الان هم دوستش دارم هم عذاب وجدان(البته اينها اشتباهش رو توجيه نميكنه)اگه ممكنه راهنمايي بفرماييد(ترجيحا ايميل
[email protected])
با سلام
دوست عزيز بهتره توجه داشته باشيد كه هر چند رفتار شما و صحبت با پدر به خاطر علاقه ايست كه به ايشون داشتيد و قصدتون ازدواج بوده و باعث پيشرفت شديد ولي رابطه شما صرفا از ده سال قبل دوستي بوده و در حد دوستي حالا اينكه چه ارتباطي شكل گرفته مهم نيست مهم اين است كه شما از اين فرصت ها براي دادن پيشنهاد ازدواج استفاده نكرديد و خوب ايشون ده سال از شما كوچكترند هر چند شما اون اقا رو منصرف كرديد ولي روابط شما سرد شده بوده و اين يعني ايشون تمايل اوليه را براي بودن با شما از دست داده است ..اينكه شما سرشناس باشيد يا هر چيزي براي يك فرد اهميتي ندارد مهم علاقه ودلبستگي ايجاد شده است نمي شود يك طرفه قضاوت كرد و ايشون ه حتما گله گي هايي از شما دارند و اينكه اعتمادخانواده را از ايشون سلب كرديد و نبايد مطرح مي كرديد .شما به قول خودتون با ابراز نگراني از اوضاع پيش امده تلاش كرديد مساله رو رفع كنيد در صورتي كه وقتي ايشون پرسنل شما هستند و شما در اين شرايط موضوع خواستگاري رو مطرح مي كنيد ممكنه پدر ايشون تصور كنند كه از سر ناچاري و براي رفع و رجوع رابطه دخترشون و رئيس ايشون بودند چنين پيشنهادي داديد؟دوست عزيز فرق بين شما و اون اقاي بيست و چند ساله در چيست وقتي هر دو با حالت دوستي اقدام كرديد اگر مطمئنيد ايشون رابطه هم داشته ايا نگران ارتباط با خودتون نيستيد به هر حال شرايط يكسانه فقط شما سرشناس و جا افتاده هستيد و اون اقا مسالش فرق داره .اين وسط شايد بايد كمي شرايط اين خانم رو هم در نظر مي گرفتيد در هر حال بهتره حضورا مراجعه داشته باشيد
در اين مورد ميتونيد با متخصصين كانون مشاوران ايران، مشاوره تلفني/تخصصي داشته باشيد
02122689534
موفق باشيد