راهنمايي

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

راهنمايي

ا سلام ، از دختري خواستگاري كردم تو صحبتهاي اوليه گفت ميخواد ادامه تحصيل بده همونجا بهش گفتم نه (هر دومون ليسانس داريم )، بعد جواب منفي داد دليلش هم ، همون ادامه تحصيل گفته ، حالا ميخوامحرفم رو پس بگيرم و بگم با ادامه تحصيلش مشكلي نيست ولي نميدونم كار درستي ميكنم يا نه ؟چون 1- ميترسم بعدا” تا خواسته اي داشته باشه انتظارداشته باشه سريع كوتاه بيام 2- با ادامه تحصيل ايشون مدرك تحصيليشون از خودم بالاتر ميشه ميترسم برام تو آينده مشكل ساز بشه .اينم بگم كه من اصلا” از قبل اين خانم رو نميشناختم فقط تو شب خواستگاري ديدمش يعني هيچ دلبستگي كه كوركورانه باشه ندارم ولي از نظر خانواده (هردو طرف )خيلي خوششون اومده . ممنون ميشم راهنماييم كنيد

توسط mahdi8767 درازدواج · پاسخ 493 روز 10 ساعت 57 دقيقه قبل

سوال: 1 پذيرفته شده: 0 ( 0% ) | امتياز: 0

    پاسخ (3)
  • 0 votes

    با سلام. شما ميتوانيد منطقي با ايشان صحبت كنيد كه اگر تحصيل ايشان صدمه اي به زندگي مشتركتان وارد نكند مانعي وجود ندارد.واقعيت هم همين طور است شما با اولين درخواست ايشان به صورت ضربتي عمل كرديد و او را دلسرد نموديد كه در اين كار كمي عجله كرديد.بهتر است ديدتان به زندكي زناشويي و مشترك به صورت تعاملي و رفاقت توام با همراهي باشد نه رقابت پس با منطق و به آرامي آغاز به صحبت نماييد تا نتيجه بگيريد فقط اطمينان حاصل كنيد كه دليل مخالفتشان همين موضوع است.

    توسط motakhasesan · 493 روز 4 ساعت 16 دقيقه قبل

    سوال: 2 پذيرفته شده: 0 ( 0% ) | امتياز: 1

  • 0 votes

    با سلام.اين مقاله در رابطه با اختلاف شديد تحصيلي خالي از لطف نيست.
    هنگام بحث در باب همسان بودن همسران، سخن از آثار نامطلوب ناهمساني از ديدگاه تحصيلي به نتايجي به دست مي آيد كه بدين سان خلاصه مي شود:
    1- هر مقطع تحصيلي شان اجتماعي خاصي پديد مي آورد و به طور طبيعي انسانها نيز در گزينش همسر آن را معياري مهم مي شمارند و مي كوشند تا سطح تحصيلي زوجين برابري يابد.
    2- در صورت عدم توازن شان تحصيلي، زوج برتر( از لحاظ تحصيلي) امتيازات ديگري در طرف مقابل درراه جبران آن طلب مي كند.
    3- هر مقطع تحصيلي(ديپلم، ليسانس، دكترا و ….) فضاي فكري وحتي جهان بيني خاصي پديد مي آورد ناچار همساني تحصيلي زوجين بر تشابه سليقه، ذوق و انديشه آنان موثر است.
    4- در همه شرايط وبه صورت قاعده اي در همه جاي جهان، ميزان تحمل مردان در قبال عدم همساني تحصيلي پيش از زنان است. درحالي كه ازدواج يك مرد دكتر با دختري ديپلمه ويا كمتر از ديدگاه وجدان جمع غير معمول به نظر نمي رسد، عكس آن دقيقا نابهنجار تلقي مي شود.
    در يك جامعه فاقد تحرك اجتماعي، تحصيلات همچون تابعي از وضع درآمد و طبقه اجتماعي انسان ها تجلي مي كند. در چنين جامعه اي، فرصت هاي تحصيلي براي طبقات پايين كم است و تحصيلات ابزار ارتقاء به شمار مي آيند
    5- مردان با پذيرش سطح كمتر تحصيلي همسر خود، مزاياي ديگري چون جوانتر بودن او و حتي شان اجتماعي و خانوادگي بالاتر را در وي طلب مي كنند. به طوري كه تا ده سال جوان تر بودن زن غير عادي نيست و ازدواج معمولا ابزار ارتقاء اجتماعي مردان به شمار مي آيد.
    6- در يك جامعه فاقد تحرك اجتماعي، تحصيلات همچون تابعي از وضع درآمد و طبقه اجتماعي انسان ها تجلي مي كند. در چنين جامعه اي، فرصت هاي تحصيلي براي طبقات پايين كم است و تحصيلات ابزار ارتقاء به شمار مي آيند.
    انتقال ميراث در چنين جامعه اي كمتر به صورت دارايي و بيشتر با بسط امكانات تحصيلي صورت مي پذيرد. دراين جامعه همساني تحصيلي به معناي همساني شان اجتماعي و حتي طبقه اجتماعي است.
    7- بي هيچ شبهه، ازدواج انسانهايي با دو سطح متمايز آموزشي وبه تبع آن دو فرهنگ وجهان بيني متفاوت، بايد آسيب پذيرباشد و در صورت اضافه شدن عناصر ديگر ناهمگن موجبات گرايش به طلاق را فراهم سازد.
    بدين قرار، به درستي مي توان گفت، آموزش و ميزان آن از مهمترين عوامل موثر بر رفتار انسانهاست، درعليت يا علل تاثير چنين عاملي،عقايد گوناگون است:
    تحصيلات
    الف) نظريه حساسيت
    بعضي معتقدند، ازطريق كسب سواد و گام به گام با افزايش ميزان آن، انسانها حساس تر، ظريف تر و دقيق تر نسبت به مسائل خواهند شد. انسان آموزش ديده از انسان خام و طبيعي فاصله مي گيرد وبه همان نسبت نيز احساسات دقيق تري مي يابد.
    در شرايط نخست (خام بودن انساني) ادراك انسانها نسبت به امور ظريف، حساس و دقيق نظير شعر و موسيقي دقت كمتري نشان مي دهد. يك انسان فرهيخته در برابر يك شعر نغز حالتي نشان مي دهد كه از يك انسان نافرهيخته ساخته نيست. او به درون دنياهاي پيچيده احساسات انساني راه نيافته است.

    به نظر مي رسد، سواد همانند يك عامل آگاهي بخش عمل مي كند و انسانها را نسبت به مصائب ديگران آگاه تر مي سازد. بهتر مي تواند سختي هاي ديگري يا ديگران را درك كنند واز اين روبهتر مي توانند «توان خود را در جاي ديگري نهادن» را احراز نمايند. اين توان برتمامي روابط انسان با ديگران اثر مثبت مي نهد. ازجمله و مهمتر از همه روابط فرد با همسرش.
    ب: نظريه خويشتن يافتگي
    متعاقب همين انديشه، بسياري در انديشه ارتقاء ميزان خويشتن يافتگي يا بسط سواد در انسانها هستند. انسان با سواد بايد كمتر دچار خودباختگي يا از خود بيگانگي باشد، بنابراين او بايد بداند در شرايطي خاص عقد زوجيت بسته است و در شرايطي معين نيز حيات مي گذراند. او بايد بداند، وضع او خاص خود اوست و هيچ كس همانند وي نيست. لذا نبايد به تقليد رنگ پريده از ديگران بپردازد. چناچه همسر ودوستش او را به سفرهاي دور و گران مي برد يا لباس هاي نفيس برايش مي خرد و ….
    نبايد گمان برد كه بايد همه امكانات نيز از جانب همسر او برايش فراهم آيد. شعور جامع نسبت به خويش، عدم تقليد از ديگران، شناخت و پذيرش تمايز خود و شرايط خويشتن از ديگران از اهم شرايط ارتباط با انسانهاي ديگر از جمله در زندگي خانوادگي است.


  • تا كنون نظري ثبت نشده است
    امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد