نوآمي آلدورت
والدين اغلب با شنيدن اين جمله كه “من به بيشتر چيزهايي كه ما به عنوان تأديب (كتك زدن، محاسبه پيامدهاي عمل و محروم سازي) در نظر مي گيريم اعتقادي ندارم”، شگفت زده مي شوند زيرا اين قبيل رفتارها مانع از پرورش فردي مسئوليت پذير و مؤدب مي شوند. آنها مي پرسند: “پس كودكم چطور بدون تنبيه، درست رفتاركردن را ياد بگيرد؟ ”
مطالب مرتبط:
اجتناب از تنبيه و تهديد در فرزندپروري
پاسخ ما اين است كه كودكان آنچه كه محصول عمل خود آنها است را ياد مي گيرند. مؤثرترين روش آموزش به كودكان رفتاركردن با آنها به روشي است كه ما مي خواهيم با ديگران رفتار كنند: رفتاري توأم با محبت و درك. وقتي ما كتك مي زنيم، تنبيه مي كنيم يا بر سر آنها فرياد مي زنيم آنها نيز از خود اين گونه رفتارهاي پرخاشگرانه اي نشان مي دهند.
حتي تمرين وقفه يا محروميت دادن (رها كردن نمادين) به كودكان پيامي حاكي از تنها بودن با احساسات بسيار ترسناك را مي رساند تا ايجاد فرصتي براي يادگيري مديريت هيجان هاي خود، آن هم هنگامي كه آنها نياز بيشتري به ما دارند. اما تكنيك زمان دادن هم تكنيك خوبيست كه در طول آن كودك را از موقعيت دور كرده و وي را مي نشانيم و فرصت مي دهيم تا احساساتي را كه باعث شده هيجانات غير قابل قبول داشته باشد پردازش كند.
مخالفت با تنبيه ها به اين معنا نيست كه ما مسئوليت خود را در قبال تعيين محدوديت ها براي كودك ناديده مي گيريم. در خيابان ندو، خواهر يا برادر كوچكت را نزن، بر روي فرش ادرار نكن، گل هاي باغچه همسايه را در نياور، سگ را اذيت نكن؛ همه اينها محدوديت هستند نه تنبيه.
حتما براي شما تعجب آور است كه كودكي ياد بگيرد كاري را در فرصت بعدي انجام ندهد بدون اينكه تنبيه شود؟ زيرا با خود مي گوييد كه او بايد تنبيه شود تا درس بگيرد.
در واقع تحقيقات نشان مي دهند كه تنبيه كودكان بدرفتاري بيشتري را به بار مي آورد. تنبيه شدن موجب عصبانيت كودكان و تدافعي بودن آنها مي شود. تنبيه موجب تحريك آدرنالين و هورمون هاي جنگ و گريز مي شود كه قوه استدلال و انگيزه هاي همكاري را به سكون مي برد. كودكان سريعاً رفتار بدي كه موجب تنبيه شدن شده است را فراموش مي كنند حتي هنگامي كه آنها هفته ها در معرض عواقب بعدي تنبيه هستند. در اين حالت آنها همه چيز را ياد مي گيرند، مثل راه كارهايي براي دروغ گفتن و فرار كردن از تنبيه. تنبيه موجب جدايي ما از كودك مي شود چنانكه ما كمتر بر آنها تأثيرگذار خواهيم بود. تنبيه حتي موجب كم شدن هوشبهر مي شود از آنجائيكه كودكان حس آرامش مطلق نمي كنند و امنيتي براي يادگيري وجود ندارد. قطعاً تنبيه هيچ وقت ابزار مؤثري براي افزايش مسئوليت پذيري، همدلي و شادي كودك نيست. تجربه نشان داده است كه اين كار درس هاي خوبي به همه ما نمي آموزد.
در عوض اگر ما بتوانيم با كودك خود ضمن وضع محدوديت ها متصل و مهربان باشيم كودك ما دروني كردن آنچه فراگرفته اند را ياد مي گيرد. آنها در مقابل رهنمودهاي ما مقاومت نمي كنند طوري كه والدين وجود پيوند عميقي را حس مي كنند و اثر آن را بر ديگران مي بينند، چنانچه اين كودكان محتاط و مسئول مي شوند. به دليل آنكه آنها والديني داشته اند كه خودتنطيمي هيجاني را الگوسازي كرده است، كودكان نحوه كنترل هيجان هاي خود و لذا رفتارهاي خود را يادگرفته اند. از آنجائيكه آنها خود را آنگونه كه هستند پذيرفته اند، احساسات و اشتياق خود را لمس كرده اند و در جهت كشف آنها به فعاليت وا داشته شده اند.
براي مطالعه بيشتر:
پس ما چه كاري مي توانيم براي هدايت كودكان بدون تأديب و سرزنش آنها انجام دهيم؟
۱- هيجان هاي خود را كنترل كنيد. از آن نظر كه كودكان يادگيري مديريت هيجان هاي خود را ياد خواهند گرفت، شما براي او نقش يك الگو را داريد. هنگام غم و اندوه اقدامي انجام ندهيد. اگر نمي توانيد از روي عشق و محبت با كودك خود تعامل كنيد، به عنوان پدر و مادر واقعاً خارق العاده در اين مواقع چه رفتاري مي كنيد؟ كنترل هيجاني را انجام مي دهند. اگر نمي توانيد سپس نفس عميقي بكشيد وصبر كنيد تا آرام شويد قبل از آنكه به موقعيت برگرديد. در برابرتكانه ها و انگيزه هاي تنبيه گرانه مقاومت كنيد. اين كارها هميشه نتيجه معكوس مي دهند.
۲- به احساسات كودك خود احترام بگذاريد. وقتي كه كودك شما تحت كنترل آدرنالين و ديگر هورمون هاي جنگ يا گريز قرار مي گيرد و در نتيجه دستخوش هيجان هاي منفي است، يادگيري او امكانپذير نيست. به جاي سخنراني كردن، يك دوره مشخصي را تعيين كنيد كه در آن شما در كنار كودك خود هستيد و به او اجازه دهيد در حضور شما ارام شود. هدف شما ايجاد بستري براي آرام كردن محيط متشنج به وجود آورنده آشفتگي كودك است. اشتراك هيجان ها با يك بزرگسال آرام، متوجه و پذيرا همان چيزي است كه به كودكان كمك مي كند تا اين احساسات را به خوبي از سر بگذراند و خود-آرامي را ياد بگيرند طوري كه آنها بتوانند در نهايت هيجان هاي خود را تنطيم كنند. در طي طوفان هيجاني سعي در استدلال آوردن براي او نداشته باشيد. سپس، او حس خيلي بهتري و خيلي نزديك تري به شما خواهد داشت طوري كه او به راحتي با رهنمودهاي شما كنار مي آيد مثلا در مورد اينكه به او مي گوييد “عبارت خفه شو را نگو” (زيرا آن احساسات را جريجه دار مي كند) يا دروغ نگو (زيرا دروغ ريسمان هاي مرئي كه موجب ارتباط ما با يكديگر مي شود را قطع مي كند).
۳- روند يادگيري كودك خود را در نظر بگيريد. مثال مسواك زدن را تصور كنيد. ابتدا با كودك شروع كنيد مسواك زدن دندان هاي خود را برايش به صورت متوالي و زنجيره وار الگوسازي كنيد آن را برايش با كارهايي حاشيه اي جالب كنيد به تدريج مسئوليت بيشتري بدهيد و در نهايت خودش به تنهايي مسواك مي زند. اصولي مشابه همين براي يادگيري گفتن متشكرم، خردكردن كارهاي بزرگ، به ياد آوردن علايق و تعلقات خاطرش، غذادادن به حيوانات خانگي، انجام تكاليف درسي و خيلي چيزهاي ديگر كه فكرش را مي كنيد به كار ببنديد. كارهاي روزمره تاحدي ارزشمند هستند زيرا آنها يك نوع داربست براي يادگيري مهارت هاي اساسي كودك شما فراهم مي كنند درست همانطور كه داربست اساس شكل گيري يك ساختمان را در آينده فراهم مي كند. شما ممكن است ناراحت شويد از اينكه كودك شما دوباره ژاكت خود را جا گذاشته است، با كتك زدن مسئله حل نمي شود. اما با روند داربست امكانپذير است.
۴- قبل از سرزنش كردن و اصلاح، با او ارتباط برقرار كنيد و اين ارتباط را حفظ كنيد. حتي در حالي كه شما براي فهميدن آرزوهاي كودك، براي داشتن بهترين خود او را راهنمايي مي كنيد. بدانيد كه كودكان هنگامي كه حس بدي در مورد خود داشته باشند بدرفتاري كرده و از ما فاصله مي گيرند. هم سطح و اندازه قد كودك خود خم شويد و به چشمان او نگاه كنيد. به نرمي! “تو ناراحتي به من چيزهايي كه ميخواهي را زباني بگو” ….
او را در آغوش بگيريد:” مي دونم ميخواي بيشتر بازي كني.. اما الان موقع خواب است “.
ارتباط چشمي پرمهري برقرار كنيد: “تو الان خيلي ناراحتي” .
دست هاي خود را بر روي شانه هاي او بگذاريد: “مي ترسي كه به من بگي بيسكويت ميخواي”.
۵- محدوديت ها را وضع كنيد اما در قالب همدلي با ديگري. البته كه شما بايد بر قوانيني پافشاري كنيد. اما شما همچنين مي توانيد ديدگاه خود را پس از شنيدن صحبت هاي كودك خودبازگوكنيد. وقتي كه كودك شما آنها را درك كرد آنها بيشتر خواهند توانست محدوديت هاي ما را بپذيرند.
“گاز نگير!”. خيلي خيلي ناراحت و عصبي هستي اما بايد اين عصبانيت رو در قالب كلمات به برادرت بگي.
“الان موقع خوابه. مي دونم دوست داشتي ايكاش ميتونستي بيشتر بازي كني”
“تو كه نمي خواي جواب نه از مامان بشنوي من اينو مي دونم. اما من به تو نه مي گم، ما به يكديگر نمي گيم “خفه شو”. حتي اگر ما ناراحت و غمگين باشيم.
“مهم نيست چقدر مي ترسي. اما بايد حقيقت را به من بگي، و بگويي چه ميخواهي”
۶-به خاطر داشته باشيد كه همه بدرفتاري ها نشان دهنده يك نياز معقول و مشروط هستند اگرچه گمراه كننده مي باشند.
او دليل دارد اگرچه شما به عنوان پدر يا مادر آن را دليلي خوبي نمي دانيد. رفتارش وحشتناك است؟ او مي بايست از درون حس وحشت كند. آيا او نياز به خواب بيشتر، زمان بيشتري كنار شما، استراحت بيشتر، فرصت بيشتر براي جيغ و داد زدن و تخليه اين گونه هيجان هاي آشفته كننده اي دارد كه در وجود همه ما نهفته است؟نيازهاي اساسي را مشخص كنيد و در جهت رفع بدرفتاري اقدام كنيد.
۷-بگوييد بله. كودكان تقريباً هر چيزي را كه ما با مهرباني از آنها درخواست كنيم به خوبي انجام مي دهند. به دنبال راه معطوف به بله باشيد به جاي نه حتي هنگامي كه محدوديت ها را وضع مي كنيد. بله فرصتي براي منفعت بردن از موقعيت است، بله من به تو كمك خواهم كرد، بله ما مي توانيم با كمك يكديگر اهدافت را عملي كنيم، بله تو حق غرولندكردن داري، بله اگر ما بجنبيم مي توانيم داستان بيشتري بخوانيم، بله ما مي توانيم با اين سرگرم شويم، بله من بهت افتخار مي كنم، بله چقدر من خوش شانس بودم كه فرزندي مانند تو دارم؟ بله، كودك شما رفتاري محبت آميز هماهنگ با واكنشهاي شما از خود نشان خواهد داد.
۸.هر روز زمان خاصي را با يكديگر باشيد. تلفن را خاموش كنيد، صفحه كامپيوتر را ببنديد و به كودك خود بگوييد بسيار خوب من بيست دقيقه اي را با تمام وجود در خدمت تو هستم. من چكار بايد بكنم؟ از رهبري او تبعيت كنيد. از نظر كودكان دنيا پر از حقارت است پس در اين بيست دقيقه فقط نقش يك موجود پرسر و صداي پر ازخرابكاري را بازي كنيد و بگذاريد او برنده شود. با مسخره بازي ترس ها و اضطراب هاي محبوس آزاد مي شوند پس سعي كنيد بازي لودگي و احمقانه اي راه بيندازيد. بالش ها را به سمت يكديگر پرتاپ كنيد، كشتي بگيريد و يكديگر را به خاك بماليد. بگذاريد آنچه در ذهنش است را به شما بگويد.
بگذاريد پرحرفي كند يا فرياد بزند. فقط تمام اين احساساتش را بپذيريد. صددرصد با روح و جان حضور داشته باشيد. كودكاني شكوفا مي شوند كه مي دانند آنها زمان خاصي به والدين خود وابسته بوده اند زيرا آنها از سوي والدين به اندازه كافي اعتماد براي بيان طيف كاملي از هيجان ها رادارند و نيازمندآداب سلوك هستند.
۹.خود را بپذيريد. اگر شما در مورد خود احساس خوبي نداشته باشيد نمي توانيد والديني سرحال و پرانرژي باشيد، اگرچه در صورتيكه كودك شما احساس خوبي از خود نداشته باشد رفتار مناسبي نخواهد داشت. شما همواره مي توانيد رابطه را بازسازي كنيد، از همين امروز شروع كنيد.
۱۰-وقتي در مسائل ديگر شكست مي خوريد به خودتان فرصتي بدهيد و آرامش كسب كنيد. سپس كودك خود را در آغوش بگيريد. ارتباط از هر چيز ديگري در فرزندپروري برتر است. باور نمي كنيد؟ اين هفته اين كار را تمرين كنيد و ببينيد چه معجزه اي مي توانيد خلق كند.
۱۷:۴۲
- ۴۱ بازديد
- ۰ نظر