انواع اختلالات رواني جنسي

مشاوره در زمينه قبل از ادواج و درمان مشكلات فردي نامزدان

شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

انواع اختلالات رواني جنسي

انحرافات جنسي عبارتند از خيالات، تمايلات يا رفتارهاي ناراحت كننده و تكرار شونده جنسي.

اين مسائل بايد براي مدت طولاني ادامه داشته باشند و يا با روابط جنسي سالم يا عملكرد روزمره فرد تداخل پيدا بكنند كه بتوان از آنها به عنوان انحرافات جنسي نام برد. افرادي كه دچار انحراف جنسي هستند، ممكن است متوجه باشند كه كار درستي انجام نميدهند اما غالبا فكر ميكنند كه نميتوانند شرايط را تغيير دهند و يا اين عادت خود را ترك كنند.

موارد اصلي انحرافات جنسي عبارتند از: چشم چراني، عورت نمايي، بچه بازي، يادگارخواهي، دستمالي كردن. خودآزاري جنسي، ديگر آزاري جنسي.

چشم چراني: افرادي كه به اين انحراف دچار هستند از تصور يا ديدن افراد برهنه، درحال درآوردن لباسشان و يا مشاهده رابطه جنسي افراد ديگر(حتي در فيلم) با هم لذت ميبرند. اين در اكثر مواقع در صورتي است كه شخص و يا اشخاصي كه نظاره ميشوند از حضور شخص چشم چران مطلع نيستند.

براي اينكه بتوان تشخيص چشم چران را براي شخصي قائل شد اين تخيلات ، تمايلات و يا رفتارها بايد براي خود فرد بسيار ناگوار باشند و يا در زندگي روزمره اش اختلال ايجاد كنند. اين انحراف ممكن است ريشه در تجربيات فرد در دوران كودكي داشته باشد و روانكاوي ميتواند در شناخت اين ريشه ها به فرد كمك كند.

عورت نمايي: در اين انحراف فرد اندام و يا اندام هاي جنسي اش را به فرد يا افراد غريبه نشان داده و از اين موضوع لذت جنسي مي برد.

همانند مورد بالا تاكيد مي شود كه براي تشخيص قطعي اين اختلال فرد بايد از رفتار خود احساس خوبي نداشته باشد يا در زندگي روزمره اش اختلال ايجاد شده باشد. روانكاري براي اين افراد مفيد خواهد بود. اين كار به شناسايي ريشه واقعي مشكل كمك خواهد كرد. گاهي نيز درمانهاي دارويي براي اين اشخاص تجويز ميشود.

يادگارخواهي يا ف.ت.ي.شيزم: در اين انحراف فرد از يك شي غير زنده ( مانند كفش پاشنه بلند خانم ها يا جوراب زنانه و غيره) لذت جنسي ميبرد. بطور معمول فرد براي برانگيخته شدن جنسي به اين شي نياز دارد و بدون آن برانگيخته نميشود.

اين مسئله در صورتي انحراف تلقي مي شود كه فرد باطنا از اين مسئله ناراحت باشد و يا اين كار وي در زندگي روزمره اش يا روي شريك جنسي

اش اثر منفي داشته باشد. براي اين امر روان درماني با هدف شناسايي علت اوليه اين انحراف صورت مي گيرد و معمولادرصد زيادي از افراد به درمان جواب ميدهند.

دستمالي كردن يا فروتوريسم: اين انحراف عبارت است ازلذت بردن از تماس يا ماليدن دست يا بدن خود به بدن فرد ديگربدون آنكه آن فرد رضايت داشته باشد. معمولا اين كار در مكان هاي شلوغ مانند اتوبوس يا مترو اتفاق ميافتد. اين افراد غالبا درك درستي از حدود اجتماعي خود و ديگران ندارند بنابراين ممكن است اين عمل خود را به عنوان يك انحراف جنسي تلقي نكنند. درمان معمول براي اين افراد روان درماني مي باشد و پاسخ به درمان در اكثر مواقع موفق است.

بچه بازي: اين اختلال عبارت است از تخيلات، تمايلات يا رفتارهاي جنسي كه با يك كودك نابالغ (بطور معمول زير ۱۳ سال) انجام مي شود.

در صورتي كه اين تخيلات، تمايلات و رفتارهاي جنسي به كرات و براي مدت زماني معيني تكرار شود، فرد به انحراف بچه بازي دچار است. طبق تعريف اين فرد بايد خود بالغ بوده و حداقل پنج سال ازكودك مورد آزار بزرگ ترباشد.

براي درمان بايد اين افراد را مدتها تحت روان درماني قرار داد تا ريشه هاي عميق اين مسئله را كه شامل نگرششان نسبت به جنسيت، احساسشان نسبت به خودشان و اغلب تجربه آزار جنسي و يا جسمي در دوران كودكي ميشود، شناسايي كرده و تحت كنترل درآورد.

درمان دارويي قطعي براي اين مسئله وجود ندارد اما بعضا از داروهاي كاهنده تستوسترون استفاده مي شود. پيش آگهي (سير بيماري و پاسخ به درمان) اين انحراف متغيير است و در كساني كه اين انحراف را قبول دارند و باور بهتري نسبت به مشكلات دوران كودكي خود دارند، بهتر است.

كساني كه علاوه بر انحراف بچه بازي دچار شخصيت ضد اجتماعي هستند، به درمان معمولا پاسخ مثبتي نميدهند. خودآزاري جنسي (مازوخيسم): خودآزاري جنسي عبارت است از لذت بردن جنسي فرد از تحقير شدن، كتك خوردن، بسته شدن يا هر نوع زجركشيدن. لذت بردن جنسي از تنها تصور كردن موارد ذكر شده نيز خودآزاري جنسي به حساب ميآيد.

در برخي موارد تجارب اين چنيني ممكن است براي فرد خطر مرگ به همراه داشته باشد.

اين انحراف ريشه در دوران كودكي يا نوجواني دارد و درمان آن معمولا از طريق روان درماني است.

ديگر

آزاري جنسي (ساديسم جنسي): در اين انحراف فرد از تحقير كردن و يا آزار دادن فرد ديگر لذت جنسي ميبرد. حتي تصور كردن اين مسائل ميتواند براياو لذت جنسي داشته باشد. در اكثر موارد ريشهساديسم جنسي در تجربيات دردناك دوران كودكي (مانند تجاوز، و يا آزار جنسي) است . روان درماني مي تواند براي اين افراد مفيد باشد.

ممكن است پس از خواندن اين متن به فكرافتاده باشيد كه شايد شما هم به يكي از اين انحرافات جنسي دچار هستيد. بايد تاكيد كنم كه اگرپس از دانستن تعريف هريك از اين اختلالات نگرانافكار و يا اعمالي كه انجام مي دهيد هستيد، ممكن است به درجاتي از انحراف جنسي دچار باشيد.

اما اگر اين تخيلات، تمايلات ورفتارها در حدي نيستند كه شما را نگران كنند،در زندگي روزمره تان اختلال ايجاد كنند يا براي افراد ديگر خطرناك يا آزار دهنده باشند، تشخيص انحراف جنسي قطعي نيست.

اما در نهايت اين احساس شماست . چنانچه فكر ميكنيد دوست داريد بيشتر در مورد اينكه چرا اينگونه فكر و ياعمل ميكنيد بدانيد. مشاوره با روان درمانگران و روانكاوان خبره مي تواند كمك كننده باشد.

(( انواع انحرافات جنسي ))

خويشتن نمايي Exhibitionism ( اكسي هيبيتيونيسم )

در اين نوع انحراف شخص بيمار اقدام به نشان دادن آلت تناسلي خود به جنس مخالف بطور ناگهاني مي كند .و كوشش براي ايجاد تماس بدني به عمل نمي آيد.بلكه هدف اين است كه با نشان دادن آلت تناسلي در طرف مقابل ايجاد شرمندگي و سراسيمگي كند .در اين حالت فرد بيمار به هيجان و تحريك جنسي دست پيدا ميكند و به نوعي ارضاء جنسي دست ميابد. اين بيماري در زنان به شكل نشان دادن مستقيم آلت ديده نمي شود .بلكه زن بيمار اقدام به نشان دادن ساير قسمت هاي تحريك كننده بدن خود مي كند . شيوع اين بيماري در مردان بيشتر مي باشد.عريان سازي يا پوششهاي نيمه عريان به شكل افراطي از نشانه هاي خفيف اين بيماري مي باشد.

كودك دوستي Pedophilia ( پدوفيليا )

اين بيماري شايد افراطي ترين جلوه بيماري ساديسم باشد.در اين نوع از انحراف جنسي فرد بالغ ، به زور كودكان را مورد تجاوز قرار داده و در مواردي سپس اقدام به قتل كودك ميكند.اين بيماري بيشرمانه ترين و فجيع ترين عارضه ايست كه در جامعه بشري ديده شده است و در آن بي پناه ترين و ضعيفترين فرد جامعه قرباني ميشود.

رفتار چنين بيماري به كودكان جنس مخالف محدود نميشود بلكه اين رفتارها در مورد جنس موافق نيز ديده ميشود و اصولا نوع همجنسگرايي اين بيماري بيشتر شايع ميباشد. و اينان در آغاز كار از انواع اقسام حيله ها و شيوه ها براي فريب كودكان استفاده ميكند .

چشم چراني Voyevrism ( وايوريسم )

در اين بيماري فرد مبتلا با استفاده از موقعيت ها و وسايل يا باتهيه آن موقعيت و ابزار اقدام به تماشاي افراد جنس مخالف و يا مناظر آميزش جنسي ديگران ميكند.در اينجا تماس با افراد وجود ندارد .بلكه تماشا و ديدن است كه براي بيمار ايجاد هيجان و تحريك جنسي ميكند و فرد يا مستقيما بوسيله اين صحنه ها يا با تمسك به آنها و خود ارضايي به اوج لذت مي رسد.

اين بيماري در مراحل خفيف به دليل محروميت هاي جنسي ،اقتصادي ، فرهنگي مي باشد.و با بهبود شرايط اين علائم از بين ميروند.

اما در مراحل پيشرفته قابل توجيه نيست.

مبدل پوشي Transvetitism ( ترانسوتيتيسم )

اين انحراف در هر دو جنس ديده ميشود و فرد مبتلا به اين بيماري با پوشيدن لباس جنس مخالف و تقليد آرايش و رفتار و كردار جنس مخالف به ارضاي ميل جنسي خود ميپردازد.

در مورد علت اين انحراف بين روانشناسان اختلاف نظر وجود دارد .و دلائلي زيادي براي اين انحراف ذكر شده است.

شي دوستي #F.e.t.ish#ism (فتي شيسم )

اين بيماري در جنس مرد بيشتر شايع است و فرد مبتلا از اشياء زنانه و يا اعضاي غير تناسلي زنانه جهت ارضا يا تحريك يا انزال استفاده مي كند .اين اشيا يا اعضا براي فرد بيمار نشانه آلت تناسلي جنس مونث به حساب مي ايد.

اشتغال فكري ف.ت.ي.شيت بيشتر به اشيا زنانه مانند لباسهاي زير و رو ، مو و ناخن ، اعضا بدن مثل ساق پا ، ران، باسن ، سينه و …. مي باشد .

البته در اغلب موارد اين بيماري با انجام آميزش جنسي از بين مي رود.

دگر جنسي Genderidetity disorder

در بيماري فرد مبتلا خود را داراي هويت جنسي متفاوت با واقعيت مي داند. يعني اگر مرد است خود را زن و اگر زن است خود را مرد تصور مي كند .و در نتيجه در رفتار و كردار و پوشش و آميزش نقش مورد تصور خود را بازي مي كند .

علت اين بيماري را در كودكي فرد جستجو مي كنند .والديني كه به كودك پسر خو لباس دخترانه ميپوشانند و بالعكس .از اين بيماري غافل هستند.

حيوان دوستي zoophilia ( زوفيليا )

اين بيماريدر افرادي كه با حيوانات سر كار دارند بيشتر ديده مي شود .در اين بيماري فرد مبتلا از ملامسه و آميزش با حيوانات لذت ميبرد .و بيشتر از حيوانات اهلي براي رسيدن به اوج لذت استفاده ميكند اين بيماري بيشتر در زنان شايع است و زنان بيشتر از حيواناتي چون سگ ، اسب، الاغ، خوك، …. و در مردان مرغ ، اسب، گاو، گوسفند….

تحقيقات مشخص كرده است كه زناني معتاد به اين بوده اند كه سگ آلت آنها را بليسد و با آنها رابطه جنسي داشته باشد.

دگر آزاري Sadism ( ساديسم )

هر نوع ديگر آزاري و مردم آزاري را ساديسم مي گويند اما اين كلمه بيشتر در انحراف جنسي به كار ميرود .و به حالتي گفته ميشود كه شخص منحرف در موقع عمل جنسي و آميزش طرف مقابل را مورد آزار و اذيت بدني قرار مي دهد و اين عمل شخص را به نهايت لذت جنسي ميرساند.

تمايلات ساديستيك بسيار شايع هستند ولي ساديسم افراطي و شديد يك بيماري محسوب ميشود و خطرناك ميباشد و بايد فرد تحت درمان قرار گيرد.

يكي از انواع ساديسم تجاوز به عنف مبياشد.در اين حالت شخص متجاوز از حالت ها و حركات جسماني زن كه از روي درد و رنج ميباشد حالت انزال زنانه را تجسم كرده و به اوج لذت جنسي ميرسد.

مرداني كه زنان خود را كتك ميزنند نمونه اي از تيپ هاي ساديستيك مي باشند.

و در تاريخ نيز افراد زيادي وجود داشته اند كه داراي شخصيت ساديستيك بوده اند.

مانند : نرون زن كش ، ملكه ماركيز ، ريش آبي….

خود آزاري Mascochism ( مازوخيسم )

نام اين بيماري از نام نويسنده اتريشي : فون ساخر مازوخ گرفته شده است.

اين نويسنده در كتابهايش از زناني سخن ميگفت كه در هنگام آميزش جنسي طالب خشونت و آزار هستند .و كلا اين افراد در حين عمل جنسي با آزار خود ارضا مي شوند.

اقدام به خود زني يا خود مجرم بيني نيز از انواع اين بيماري هستند.

همجنس بازي ) Homos.#.e.#.xuality همورابطه جنسيواليتي )

در بعضي كشورها اين پديده را رسمي شناخته اند .اما در بيشتر دنيا هنوز اين پديده يك بيماري محسوب ميشود.

از خصائص اين بيماري ميل به همخوابگي و آميزش با جنس موافق مي باشد.

در زنان بدليل اينكه نميتوانند از نظر عملي هماغوشي و رابطه جنسي كامل را تجربه كنند ارضا ميل جنسي و رسيدن به اوج لذت با تحريك اعضاء بدن صورت ميگيرد و به مرور ميل به جنس مخالف به كلي در اين زنان از بين ميرود.

ساديسم ، مازوخيسم

ساديسم يا ديگر آزاري
ساديسم عبارت است از وارد كردن رنج و آزار جنسي يا رواني به شخصي ديگر به منظور حصول تحريك جنسي .ديگر آزاري با احساس لذت جنسي از راه ايجاد درد در ديگران و تماشاي صحنه ي ايجاد درد در ديگران همراه است . اهانت ، كتك زدن ، زخمي كردن و حتي كشتن از جمله اعمالي است كه د فرد ساديسم لذت جنسي ايجاد مي كند .
اولين كسي كه دو اصطلاح ساديسم و مازوخيسم را مطرح كرد ، كرافت ابينگ رفتار شناس جنسي آلماني ، در قرن ۱۹ بود . كتاب psychopathia s.#.e.#.xualis نوشته ي او اولين كتاب پزشكي در زمينه تمايلات جنسي محسوب مي شود .

ساديسم از نام شخصي به نام ماركي دو ساد گرفته شده است .
ماركي دوساد كه يكي از اعيان فرانسه بوده است در سال ۱۷۷۴ با دختري از ثروتمندان فرانسه ازدواج مي كند . او در سال اول ازدواجش به سبب آشوبي كه در فاحشه خانه ايجاد كرد ، دستگير و در همين سال از همسرش جدا شد . دوساد دوباره ازدواج كرد و به زودي به عنوان يك آدم عياش و شهوت طلب شهرت يافت . او بارها به خاطر خشونت و شكنجه و زنداني كردن و حتي كشتن زنان زيادي در خانه اش دستگير و زنداني شد ولي هر بار به خاطر موقعيت اجتماعي اش آزاد شد . اما ماركي به خاطر تكرار اعمال ساديسمي خود و قتل وحشتناك زني كه جسد تكه پاره اش را از خانه اش پيدا كردند دستگير شد و به زندان باستيل و از آنجا به تيمارستان شارنتون اعزام شد . او بعدها كيفيت ارتكاب اين جنايت را در كتابش كه زن و خواهر زنش قهرمانان داستان هايش بودند تشريح كرد . او در سال ۱۸۱۴ در سن ۷۴ سالگي در يكي از بيمارستانهاي رواني فرانسه بدرود حيات گفت .

سه نوع ساديسم وجود دارد كه هر سه نوع آن مي تواند در يك شخص وجود داشته باشد :
ساديسم ذهني : حالتي است كه شخص ساديك بجاي اينكه به ديگران آزار و اذيت وارد كند ، صحنه هاي اعمال ساديسمي را در ذهن و تصور خود مجسم مي كند و از آنها كسب لذت مي كند .

ساديسم سمبوليك : يك حالت انحرافي و غير عادي رواني است كه مبتلايان آن ، به جاي وارد كردن زجر و شكنجه بدني به ديگران ، كوشش مي كنند با تحميل حالات مخرب رواني مانند توهين و تحقير كردن و پايمال كردن شخصيت افرادي كه با آنها برخورد مي كنند ، براي خود يك حالت ارضاء رواني ايجاد كنند .

ساديسم بدني : انحراف ساديسم واقعي يا ساديسم بدني كه افراد مبتلا به اين نوع ساديسم ، كسب لذت و شعف جنسي را در تحميل آزار و اذيت بدني و ايجاد دردهاي جسمي براي ديگران مي بينند و اين اعمال را بعضي اوقات حتي تا مرحله ي قتل و كشتار مرتكب مي شوند . بعضي افراد با آزار و شكنجه و كشتن حيوانات به لذت جنسي مي رسند .

در رابطه ي ساديستي_ مازوخيستي ، غالبا از وسايلي چون زنجير ، شلاق ، وسايل لاستيكي و تجهيزات چرمي و تسمه اي و كفشهاي پاشنه بلند استفاده مي شود شلاق زدن و بانداژ شدن هم جزئي از اين روابط است . در برخي از مناطق آمريكا و اروپا كه چنين نيازهاييوجود دارد ، فروشگاهها ، ابزار مناسبي براي چنين تمايلاتي تدارك مي بينند و مطبوعاتي هستند كه آشكارا آگهي دعوت به همكاري از فعاليت هاي سادومازوخيستي را چاپ مي كنند .

ملاكهاي تشخيصي ديگرآزاري بر اساس DSM-IV :
وجود خيالپردازيهاي برانگيزنده ي جنسي ،اميال جنسي يا رفتارهاي برگشت كننده و شديد مربوط به اعمالي كه شخص با انجام آنها از رنج رواني يا جسمي قرباني ، برانگيختگي جنسي بدست مي آورد ، به مدت دست كم ۶ ماه .
خيالپردازيها ، اميال جنسي يا رفتارها موجب پريشاني يا اختلال عمده ي باليني در كاركرد اجتماعي ، شغلي يا ساير زمينه هاي مهم مي شوند .

مازوخيسم يا خود آزاري :
انحراف مازوخيسم يا شهوت خودآزاري نقطه ي مقابل انحراف جنسي ساديسم است . يك فرد ساديك از آزارو اذيت كردن به ديگران لذت جنسي مي برد ، اما يك انسان مبتلا به مازوخيسم از عذاب و شكنجه وارد شدن به خودش لذت جنسي كسب مي كند .

كانون اصلي اين نابهنجاري جنسي ، عمل تحقير شدن، كتك خوردن، به بند كشيده شدن يا رنج بردن به گونه اي ديگر است اعمال آزار خواهانه اي كه ممكن است از شريك جنسي خواسته شوند مشتمل بر مهار كردن ، بستن چشم، لگد مال كردن، سيلي زدن، تازيانه زدن، كتك زدن، دادن شوك الكتريكي، بريدن وتحقير كردن است .

فرويد معتقد است كه، آزارخواهي، ناشي از برگشت تخيلات تخريبي به طرف خود است . اينگونه افراد ممكن است در دوران كودكي تجاربي داشته اند كه آنهارا متقاعد كرده است كه درد كشيدن پيش شرط لذت جنسي است .

ماهيت تخصصي فعاليتهاي جنسي و تمايل برخي افراد سادومازوخيست به ملاقات كردن با كساني كه ترجيحات جنسي مشابهي دارند، آنها را به سمت پيوستن به سازمانهايي مي كشاند كه براي ارضا كردن نيازهاي آنها تدارك ديده شده اند مثل انجمن (( تيل يولنشپيگل )) در نيويورك سيتي يا انجمن (( يانوس)) در سانفرانسيسكو . فعاليتهايي مانند بريدن، سوراخ كردن، انقياد وشوك دهي مي توانند خطرناك باشند و اين خطر، احساس برانگيختگي سادومازوخيستها را بيشتر مي كند . در حالت افراطي تر، فرد ماسكي را به صورت مي زند يا كيسه ي پلاستيكي روي سر مي كشد ، حلقه ي طنابي را به گردن مي اندازد ، يا گازنيترات استنشاق مي كند كه موجب خفگي مي شود .

ملاكهاي تشخيصي خودآزاري بر اساس DSM-IV :
وجود خيالپردازيهاي برانگيزنده ي جنسي ،اميال جنسي يا رفتارهاي برگشت كننده و شديد مربوط به عمل تحقير شدن، به بند كشيده شدن يا رنج بردن به گونه اي ديگر به مدت دست كم يك دوره ۶ ماهه .

خيالپردازيها ، اميال جنسي يا رفتارها موجب پريشاني يا اختلال عمده ي باليني در كاركرد اجتماعي ، شغلي يا ساير زمينه هاي مهم مي شوند.

درزندگي هر فرد، زماني فرا مي رسد كه بدنش از حالت كودكي به بزرگسالي تغيير شكل مي يابد. در نظر اول شايد اين دگرگوني چندان قابل ملاحظه نباشد، اما اختلاف آشكار آن با دوره هاي كودكي از لحاظ وضع ظاهر، رفتار و حالت هاي دروني كاملاً محسوس است.


تا كنون نظري ثبت نشده است
امکان ارسال نظر برای مطلب فوق وجود ندارد